Nasir Boushehr Logo
 
جستجو:
 
سخن مدیر مسئول
سخنی با هیجدهمین استاندار بوشهر
طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
ضمن خیر مقدم و تبریک مسئولیت جدید مطالبی را با ایشان در میان گذاشته و انتظار دارد
که بدون در نظر گرفتن مسائل سیاسی و صرفاً برای رشد، توسعه و پیشرفت استان مد نظر قرار گیرد.

1ـ موقعیت استراتژیک مهم و با اهمیت استان بوشهر بارها و بارها تکرار شده و خسته از این تکرار ملال آور، ناگریز برای اطلاع استاندار جدید
[ 30/4/1387 ] [ ادامه ]

اوضاع و احوال بوشهر
اوضاع و احوال سیاسی ـ اقتصادی بوشهر
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه
”بالیوز“ انگلیس در بوشهر
قسمت صد و هفتاد و یکم
بوشهر
5 مه 1907
7ـ در خلال هفته گذشته به علت رقابتِ طرفدارانِ دو مسیر متفاوتِ برازجان به بوشهر اوضاع به شدت ناآرام بود
و اظهارات حکمران هم در این مدت دوپهلو و عذر بدتر از گناه بود، با وجودی‌که در پاسخ به نامه‌ نماینده سیاسی که تصریح کرده بود
[ 2 روز پیش ] [ ادامه ]

آلبوم عکس


مراسم تشييع توراني


 
صفحه:   < [1] 2 3 4 5 > »
فرزان اسدی (ابوحنانه) | يكشنبه 21 مهر 1387 10:55 صبح
برای دریافت آخرین اخبار ورزشی ایران و جهان می توانید به تنها خبرگزاری ورزشی ایران (ایپنا) مراجعه نمائید:
http://www.ipna.ir/
دل غافل | يكشنبه 21 مهر 1387 2:05 صبح
شنیده شده مسئول حزب اعتماد ملی استان بوشهر برای شرکت در کنگذه این حزب در تهران از اعضای فعال ستاد دکتر معین دعوت که ایشان را به تهران همراهی نمایند.
محمود.م | شنبه 20 مهر 1387 5:12 عصر
باسلام خدمت خوانندگان خوب و همیشگی هفته نامه نصیر بوشهر
چند روز پیش در سایت خبری بوشهر نیوز مطلبی در مورد تنی چند از اهالی هنر نسبت به باز پس گیری امضائ شان در خصوص آقای دربندی و اظهارات اخیر ایشان خواندم که لینک اظهار نظر ایشان در زیر آمده است.
http://www.bushehrnews.ir/farsi/index.php?option=com_content&task=view&id=2107&Itemid=1

پس از خواندن موضوع و اظهار نظر تنی چند از خوانندگان آن سایت بی اختیار به یاد آیه کریمه ذیل افتادم که ذکر آن برای شما خوانندگان گرامی قطعاَ خالی از لطف نیست.

خداوند باریتعالی در سوره آل عمران آیه 167 میفرماید :

بسم ا.. الرحمن الرحیم
وَلْیَعْلَمَ الَّذِینَ نَافَقُواْ وَقِیلَ لَهُمْ تَعَالَوْاْ قَاتِلُواْ فِی سَبِیلِ اللّهِ أَوِ ادْفَعُواْ قَالُواْ لَوْ نَعْلَمُ قِتَالاً لاَّتَّبَعْنَاکُمْ هُمْ لِلْکُفْرِ یَوْمَئِذٍ أَقْرَبُ مِنْهُمْ لِلإِیمَانِ یَقُولُونَ بِأَفْوَاهِهِم مَّا لَیْسَ فِی قُلُوبِهِمْ وَاللّهُ أَعْلَمُ بِمَا یَکْتُمُونَ
ترجمه :
و نیز براى این بود که منافقان شناخته شوند؛ آنهایى که به ایشان گفته شد: «بیایید در راه خدا نبرد کنید! یا (حداقل) از حریم خود، دفاع نمایید!» گفتند: «اگر مى‏دانستیم جنگى روى خواهد داد، از شما پیروى مى‏کردیم. (اما مى‏دانیم جنگى نمى‏شود.)» آنها در آن هنگام، به کفر نزدیکتر بودند تا به ایمان؛ به زبان خود چیزى مى‏گویند که در دلهایشان نیست! و خداوند از آنچه کتمان مى‏کنند، آگاهتر است.

افسوس به حال کسانی که ادعای هنر و هنرمندی دارند و اینگونه در این آزمون خود را نشان دادند. افسوس.....
کارمند | چهار شنبه 17 مهر 1387 2:55 عصر
جناب آقای موسوی انجام این کارهای فرهنگی بسیار قابل تحسین است خواهشمند در خصوص مسول امور فرهنگی اداره شهرستان تجدید نظر گردد (تل اشکی)تا شاهد شکستن شدن دل فرزندان شهدا نباشیم تا شب به راحتی سر به بالین بگذارید و خداوند از شما راضی باشد.
فرزند شهید
فرزان اسدی | شنبه 13 مهر 1387 12:17 عصر
وبلاگ ابوحنانه (فرزان اسدی ) با :
درود بر گدایان وطنی!!!!!
به روزشد
http://abushahr.blogfa.com
مهدی چاه شوری | جمعه 12 مهر 1387 5:03 عصر
با سلام
به روز شد
برق بشکه ای
بچه دواس | جمعه 12 مهر 1387 12:04 صبح
ماده 527 - هرکس مدارک اشتغال به تحصیل یا فارغ التحصیلی یا تاییدیه یا ریز نمرات تحصیلی دانشگاهها و موسسات آموزش عالی و تحقیقاتی داخل یا خارج از کشور یا ارزشنامه های تحصیلات خارجی را جعل کند یا با علم به جعلی بودن آن را مورد استفاده قرار دهد علاوه بر جبران خسارت، به حبس از یک تا سه سال محکوم خواهد شد.

در صورتی که مرتکب، یکی از کارکنان وزاتخانه ها یا سازمانها و موسسات وابسته به دولت یا شهرداریها یا نهادهای انقلاب اسلامی باشد یا به نحوی از انحاء در جعل یا استفاده از مدارک و اوراق جعلی شرکت داشته باشد به حداکثر مجازات محکوم می گردد.

دولت عدالت محور اگر می تواند آقای کردان را مجازت کند
جواد نگهبان از آبپخش | پنج شنبه 11 مهر 1387 11:20 عصر
بررسی نشریه های طنز دوران انقلاب جواد نگهبان

طنز انقلابی با طعم سس فلفل وگلوله

پیش از انقلاب، از زمان تعطیلی نشریه «توفیق» تا سال 57، دوران آرامی برای مطبوعات طنز بود؛ چون دولت اجازه انتشار مطبوعات انتقادی را نمی‌داد و در نتیجه، تنها 2 نشریه توانستند در آن سال‌ها منتشر شوند که آنها هم علی رغم میل خود فقط به انتشار فکاهیات اجتماعی، به‌خصوص با طعم جنسی می‌پرداختند. اما با برافتادن نظام شاهنشاهی، به یکباره آزادی بی‌حد و حصری برای مطبوعات به‌وجود آمد؛ به‌طوری که فقط در طول یک سال، 30 نشریه طنز با گرایش‌های مختلف منتشر شدند.
طنز مطبوعاتی تابع شرایط روزگار است ، به‌خصوص اگر بدون سانسور و گرفت و گیر قیچی‌های مختلف منتشر شود، مثل آینه‌ای می‌ماند که در آن می‌توان تصویری هجوآمیز اما واقعی از روزگار را دید.
فضای یک سالِ نخستین پس از انقلاب از حیث آزادیِ کم‌سابقه مطبوعات، یادآور دوران طلایی آزادی مطبوعات پیش از کودتای سال 32 بود. اتفاقا اولین نشریه طنزی هم که بعد از انقلاب منتشر شد، «بهلول» بود که پیش از کودتا هم منتشر می‌شد و به همین خاطر وقتی که در آخرین روز از سال 57 منتشر شد، روی جلدش نوشت؛ دوره جدید، سال 29.
البته پیش از آن، «هادی خرسندی» از بیستم اسفند سال 57 در روزنامه کیهان ستون طنزی تاسیس
کرده بود و از این جهت شاید کیهان و هادی خرسندی رکورددار باشند.
(خرسندی اکنون چند سالیست که با جلای وطن ونیز داشتن افکار منحط در خط اول و مقدم ضد انقلابیون خارج از کشورانجام وظیفه میکند ) خدا به راه راستشان هدایت کناد .

در 6 ماهه نخست سال 57، نشریات طنز بسیاری منتشر شدند که از میان آنها می‌توان حاجی‌بابا، آهنگر (چلنگر)، دوره‌گرد، مش حسن، خوش‌خنده، بختک، جیغ و داد، ملانصرالدین و دخو را نام برد. در بعضی از مجلات و روزنامه‌ها مثل فردوسی، بامداد و جمهوری اسلامی هم صفحات یا ستون‌های طنز منتشر می‌شد.
طنز آزادانه‌ای که در این دوران منتشر می‌شد، آینه واقع‌نمایی از شرایط آن روزگار است. شرایط آن روزگار را هم که خودتان بهتر می‌دانید؛ هنوز درگیری بین گروه‌های انقلابی و ضدانقلاب ادامه داشت، حساب‌های شخصی تسویه می‌شد، ایدئولوژی‌ها هنوز درحال تبدیل به گلوله بودند، گروه‌های انقلابی به پروپای هم می‌پیچیدند، بازار اعدام و ترور داغ شده بود و از این قبیل مسائل انقلابی. به همین خاطر از طنزهای مطبوعاتی این دوران هم بوی باروت و صدای شعار می‌آید و بعضا آن‌قدر تند هستند که شاید بشود به جای سس فلفل از آنها استفاده کرد! در این دوران، تقریبا هیچ خط قرمز سیاسی و اخلاقی‌ای برای مطبوعات وجود نداشت و اگر طنزنویسی هوس می‌کرد از مخفی‌‌ترین خاطرات خواهر شاه بنویسد یا هر عقیده‌ای را هجو کند، می‌توانست مطلبش را در روزنامه یا مجله‌ای چاپ کند. البته بسیاری از مطالبی هم که در این دوران به اسم طنز چاپ می‌شدند، آن‌قدر تب انقلابی داشتند که عملا یک بیانیه سیاسی بودند تا طنز، و بیشتر باعث وحشت خواننده می‌شدند تا خنده.
من حتی فکر می‌کنم اگر آن زمان تکنولوژی انفجار نشریه اختراع شده بود، حتما بعضی از روزنامه‌نگاران انقلابی از آن برای منفجرکردن خواننده‌ها در هنگام خواندن نشریه استفاده می‌کردند تا مطالبشان هرچه تندتر و انقلابی‌تر باشد (توضیح: این تکنولوژی تابه‌حال ساخته نشده است، همکاران از تماس با نشریه و نویسنده مقاله برای دریافت آن خودداری فرمایند!).
اکثر نشریات این دوران، آدرس دفترشان را نمی‌نوشتند و به جای آن از صندوق پستی برای دریافت نامه‌ها استفاده می‌کردند؛ احتمالا به این دلیل که برخلاف تکنولوژی منفجرکردن خواننده‌ها، تکنولوژی منفجرکردن دفتر نشریات سال‌ها بود که اختراع شده بود!
در طول چند ماه نخست سال 58 حدود 30 نشریه طنز منتشر شدند و معلوم است که ده‌ها برابر این تعداد روزنامه و مجله در سراسر ایران شروع به انتشار کرده بودند. بنابراین دولت موقت هم که تمام کارها را انجام داده بود و فقط مانده بود که به وضعیت مطبوعات رسیدگی کند؛ یک لایحه پیشنهادی برای قانون مطبوعات به شورای انقلاب داد که فورا تصویب شد. آنچنان فوری که 3 روز قبل از این تصویب، مجله طنز آهنگر – که خواننده‌های زیادی هم داشت – توقیف شده بود و 10 روز بعد هم وزارت ارشاد ملی دولت موقت، از دادستان شهرستان و دادستان کل کشور خواست تا 41 نشریه را بنا به این قانون تعطیل کند. قوه قضائیه هم به رغم تمام اختلاف‌نظرها، کمال همکاری را در این زمینه با قوه مجریه انجام داد و حتما حدس می‌زنید که بسیاری از نشریات طنز هم جزو همین 41 نشریه بودند. این بود که نویسنده‌ها و روزنامه‌نگارها تا حدودی متوجه جدی‌ بودن قضیه شدند و ماست‌ها را کیسه کردند.
؛ ازجمله آنکه نشریات طنز رفتگر، ناقوس و یاقوت - که از وزارت ارشاد وقت هم مجوز داشتند – معتدل‌تر حرکت کنند. این اعتدال خیلی کارساز شد و آنها تا سال بعد از انتشار بازماندند یا بازمانده شدند!
تحریم اقتصادی که در پی تسخیر سفارت آمریکا پدید آمد، باعث گرانی و کمیابی کاغذ شد و بنابراین بسیاری از نشریاتی که نمی‌توانستند کاغذ تهیه کنند یا روی الواح پوست آهو منتشر شوند، خود به خود از صحنه حذف شدند. درگیری‌های داخلی، فضای بدبینی و تهمت‌زنی را به‌وجود آورده بود و آخرین اقدام خصمانه با به راه‌انداختن جنگ توسط صدام انجام شد. فضا چنان خشن شده بود که طنزنویس روزنامه جمهوری اسلامی (مهدی رجب‌بیگی) توسط مجاهدین خلق ترور شد.

در چنین فضایی سمت و سوی طنزها به سمت فکاهیات و نیز هجو ضدانقلاب‌ها و دشمنان خارجی سوق یافت و به جایش روحیه تعهد و ایثار در میان طنزنویس‌ها رواج یافت. این تعهد و ایثار تا به آنجا بود که بعضی‌ها به طور کلی از این حرفه کناره گرفتند و به خودسازی پرداختند و بعضی که هنوز به این درجه نرسیده بودند، عارفانه از «نام»شان چشم پوشیدند به همین خاطر اکثر مطالب طنزی که در این دوران منتشر می‌شدند، بدون امضا و نام نویسنده بودند.
آن ایام هنوز در بعضی نشریات، ستون‌ها و صفحه‌های طنزی وجود داشتند که بعضی طنزنویس‌ها با سماجت در آنها مطلب می‌نوشتند (مثل صفحه «لبخند پارتی» مجله «زن روز») و چند نشریه طنز مثل «مشغولیات» (متوفی به سال 60) «جوک» (ر.ک:قبلی) و «بوق» (در گذشته در سال 61) منتشر می‌شدند.
مهم‌ترین اتفاق این دوران در عرصه طنز مطبوعاتی، انتشار مجله «فکاهیون» با مدیریت ابوالقاسم صادقی بود که از اسفند سال 61 به روی دکه‌ها رفت. اسم این مجله ابتدا «توفیقیون» بود که احتمالا در راستای زدودن تمام اسامی طاغوتی و زدودن نام تمام مجله‌های طنز دوران طاغوت – که علیه طاغوت می‌نوشتند – با واکنش منفی روبه‌رو شد و به «فکاهیون» تغییر نام یافت اما همچنان بسیاری از طنزنویسان مجله «توفیق» با آن همکاری می‌کردند. بعضی همکاران «فکاهیون» اینها بودند: محمد خرمشاهی، محمد حاجی حسینی، ناصر اجتهادی، سهراب اسدی، حسن زارع، خسروشاهانی، مرتضی فرجیان، محمد صالحی آرام، جواد علیزاده، محمد پورثانی، احمد عربانی، احمد عبداللهی‌نیا و بهمن عبدی که البته بعضی از اینها از همکاران «توفیق» نبودند.
«فکاهیون» آهسته می‌رفت و می‌آمد که یک وقت شاخ نخورد و شاید به همین خاطر بود که در محتوا و قالب‌های طنز، ابداعات قابل توجهی در این نشریه به‌وجود نیامد.
... ادامه دارد
علیرضا | سه شنبه 9 مهر 1387 12:17 عصر
مسباقات فوتسال جام رمضان شهر آبپخش که در سالن امام علی(ع) این شهر و با حضور هشت تیم دنبال می شد سرانجام با قهرمانی تیم نیرورسان آبپخش و نایب قهرمانی استقلال به پایان رسید. در دیدار پایانی نیرورسان موفق شد با نتیجه 5 بر 4 استقلال را شکست دهد. نکته قابل توجه این دیدار اینکه استقبال تماشاگران از این دیدار به حدی بود که علاوه بر اینکه سکوهای تماشاچیان پر شده بود بساری از تماشاگران در کنار زمین و پشت دروازه ها بر روی زمین به تماشای بازی نشستند. علاوه بر این تعدادی از تماشاگران نیز به علت تکمیل ظزفیت سالن نتوانستند وارد سالن شوند که این موضوع رونق دوباره ورزش در آبپخش را می رساند. امیدواریم مسئولان استانی نگاه دقیقتری به ورزش این شهر بیندازند.
غ. شکوهی زاده | دوشنبه 8 مهر 1387 11:50 صبح
آبگوشت افشاری هم جالب بود و هم خوشمزه - امیدوارم که مزه این خورش چرب و چیلی زهرمارمان نشود- با تشکر از مطالب تاریخی شما - انشاا.. خسته نباشید
صفحه:   < [1] 2 3 4 5 > »

...

ارسال نظر
نام: 
ایمیل:
وب سایت:
متن: