سخنی با هیجدهمین استاندار بوشهر طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
ضمن خیر مقدم و تبریک مسئولیت جدید مطالبی را با ایشان در میان گذاشته و انتظار دارد
که بدون در نظر گرفتن مسائل سیاسی و صرفاً برای رشد، توسعه و پیشرفت استان مد نظر قرار گیرد.
1ـ موقعیت استراتژیک مهم و با اهمیت استان بوشهر بارها و بارها تکرار شده و خسته از این تکرار ملال آور، ناگریز برای اطلاع استاندار جدید
[ 30/4/1387 ]
[ ادامه ]
اوضاع و احوال سیاسی ـ اقتصادی بوشهر در سال 1907 میلادی به روایت روزانه
”بالیوز“ انگلیس در بوشهر
قسمت صد و شصت و چهارم
بوشهر
7 آوریل 1907
5ـ حکمران در روز اول مارس تلگرافی دریافت کرد دایر بر این که اعلیحضرت پادشاه با کمال مسرت شاهزاده فرمانفرما (حکمران کُل سابق کرمان) را به عنوان وزیر عدلیه منصوب نموده و به او اختیار داده است تا رؤسای عدلیهی مناطق مختلف را در ایالات، انتخاب کند. تجار محلی در روز اول آوریل برای فرمانفرما تبریکی تلگرافی ارسال کردند.
[ 5 روز پیش ]
[ ادامه ]
علی احمدی | شنبه 19 مرداد 1387 10:08 صبحاگر چه جلسه استاندار با مدیران مسئول بعنوان یک جلسه مطبوعاتی و خبری محسوب نمی شود و بیشتر جهت آشنا شدن ایشان و اصحاب مطبوعات تلقی می شود اما نفس برگزاری این جلسه توسط ایشان آن هم در ابتدای فعالیتشان حرکت پسندیده و قابل تقدیری است که نشان از توجه خاص ایشان به جامعه مطبوعاتی است .
در این جلسه که به نظر می رسید استاندار علاقمند به پرداختن مباحث کلی آن هم در باب تبیین رسالت مطبوعات می باشد مدیران مسئول کمتر فرصت یافتند به مشکلات صنفی خود بپردازند و همین امر باعث شد که این جلسه به استماع سخنان جناب مهندس شفقت در خصوص رسالت و فلسفه وجودی رسانه ها و نقش تاثیر گذار آن در روند رشد اجتماعی و زمینه سازی این عنصر فرهنگی برای ظهور حضرت قایم تمام شود .
نکته جالب توجه در این مراسم اهمیت این مراسم برای مدیران مسئول بعنوان یک فرصت برای طرح برخی مشکلات و گلایه ها بود که قطع کردن صحبت های قیصی زاده توسط استاندار و اعتراض ایشان به گلایه های قیصی زاده از اداره ارشاد اسلامی و استانداری باعث شد که مدیران جراید از طرح مشکلات موجود میان مطبوعات و اداره کل ارشاد اسلامی صرفه نظر کنند و البته نوع برخورد استاندار با رییس خانه مطبوعات اسباب گلایه مندی مدیران جراید را در پی داشت.
مع الوصف بنده برگزاری این جلسه از سوی استاندار را به فال نیک میگیرم و آن را حرکت در خور و مثبتی برای تعامل بیش از پیش رسانه ها و دستگاه اجرایی میدانیم و منتظر حضور استاندار در یک جلسه مطبوعاتی با حضور خبرنگاران و اصحاب جراید و پاسخگویی شفاف ایشان به برخی ابهامات موجود هستیم و معتقدم در این تعامل نگاه یک طرفه به مطبوعات آن هم صرفا بعنوان ابزاری جهت انعکاس توفیقات دولت و دستگاه اجرایی ، نه تنها این تامل را با تنگاه های مختلفی روبرو خواهد نمود بلکه فضای اعتماد متقابل را کدر و نامناسب خواهد نمود.
حسینی | پنج شنبه 17 مرداد 1387 11:28 عصرکانون هواداران شاهین بوشهر در آستانه فروپاشی
کللی و مرادی از اعضای این کانون بلیل اختلاف نظر ها استعفا دادند و هواداران نیز با جمع کردن طومار خواهان انتخابات مجدد هستند
جواد نگهبان از آب پخش | پنج شنبه 17 مرداد 1387 5:12 عصرنام آوران طنز ایران بسعی جواد نگهبان نام آوران طنز ایران بسعی جواد نگهبان
توفیق
قسمت دوم
توفیق از سالهای بیست تا بیست و پنج همزمان با دوران اختناق و سانسور شدید توسط حکومت وقت در درج مطالب و انتشار نشریه سخت تحت فشار قرار داشت در شماره 17 توفیق سال 22 می خو ا نیم :
« توفیق فکاهی نامه ایست بی طرف و مستقل و منتسب به هیچ حزب و جمعیتی نمی باشد و هرکس که در این بی طرفی و استقلال شک بیاورد ، مورد نفرین شدید ما قرار خواهد گرفت »
اولین توفیق سال بیست و چهارم به سردبیری ابوالقاسم حالت با آثاری از : نوری – فکور – فرات – حالت – نواب صفا – مهدی سهیلی و علی زرین قلم چاپ شد .
اکنون بیوگرافی تنی چند از پیش کسوتان نشریه توفیق را به اختصار نقل می کنیم :
عباس فرات : نوراله خزایی از اعضا هیات تحریریه با امضا ( بیوگراف ا لدوله ) می نویسد : عباس فرات پیش کسوت شعرای توفیق در پائیز زندگی است و پنجاه و چهار بهار از عمرش گذشته است .
« جلسه توفیق بی حضورش رونقی نداشت ، مر دیست فوق العاده شوخ طبع و لطیفه هایش در انجمن های ادبی تهران معروف است . وقتی قافیه جور بیاید از متلک گفتن به فلک هم خود داری نمی کند . قلیان زیاد می کشد ولی منت نمی کنند » نام مستعارش « ابن جنی » است .
توفیق در سال 37 طی ده شماره پی در پی از فرات تجلیل کرد و او را از نظر حاضر جوابی « برنارد شاو ایران »نامید . سال 1269 در یزد متولد شد و سال 1347 در تهران وفات یافت . پس از مرگش از طرف توفیق مجلس یادبودی در تالار امیر کبیر دارالفنون برگزار شد که بیشتر مجلس " شاد بود " تا « یادبود » از لطیفه های فرات .
سوهان : شاعری از قم آمده بود . یاران گفتندش : از سوهان قم چه ارمغان آوردی ؟ شاعر به جای پاسخ ، طومار شعر مزخرفی در آورده ، به خواندن پرداخت ظریفی از آن میان گفت : سوهان قم می خواستیم ، نه سوهان روح.
"ابوالقاسم حالت"
ابوالقاسم حالت یا خروس لاری مشهورتر از کفر ابلس 24 ساله است ولی اشعارش 80 ساله را به رقص درمی آوردد و به تصدیق اصل فن در شعر فکاهی بی نظیر است . در دوران دیکتاتوری سال های 1320 ( حالت) تنها شاعری بود که با فکاهیات بی نظیر خود ، همچون گلی در بوستان پژمرده ادبیات می درخشید .
اکنون 2 قطعه شعری از آن بزرگوار :
هر که در کشور ایران به سر کار آمد مدتی خورد و بخوابید و بیاسرد و برفت
همچنان اُرسی قلابی و شلوار نخی هفته ای چند به پا بود و بفر سود برفت
آمد از دامن کشور بفشاند گردی بدتر آنرا به کثافات بیالود و برفت
هرزمان خواست زکاری گرهی بگشاید گرهی بر گره کار بیفزود و برفت
***
می گفت روزنامه فروشی که ای دریغ زان روزنامه خوان که نفهم است و بی خرد
هر روزنامه ای که در آن هیچ فحش نیست آنرا ز هم چو کودک بی عقل می درد
هر روزنامه ای که ز سر تا به پاست فحش از خواندن و خریدن آن کیف می کند
آن کج سلیقه بس که بود دوستدار فحش بیچاره پول می دهد و فحش می خرد
*** خروس لاری
تفکری پرچانه : محمد صادق تفکری
تفکری دنبال اشعار ادبی کمتر می رود و اشعارش مثل « حلو ارده » شیرین و « توده پسند»است . اطفال کوچک علاقه عجیبی به اشعار تفکری ابراز می کنند . در شعر و شاعری زیر بار هیچ مکتبی نمی رود و زیاد هم پابند قید و لفظ معنی نیست و گاهی شعرش با نثر اشتباه می شود .
او به اندازه عمر روزنامه توفیق با آن همکاری کرد . پشت مسجد سپهسالار یک دکان بقالی داشت که با گربه اش در آن زندگی می کرد . دکانش سه بار دچار حریق شد که ناشی از آتش منقل کرسی بود دفعه سوم منجر به مرگ وی شد . او هفتاد و پنج سال عمر کرد و تا آخر عمر مجرد ماند . اسامی مستعارش « تفکری پر چانه » ، «سرور الشعرا» ، « زلم زیمبو» و « میرزا آقا» بود .
از اشعار او:
شهرداری در خیابان ها خرابی می کند بعد از آن کار خود را ارزیابی می کند
می کند غش بی گمان در دکه میوه فروش مشتری چون قیمت از سیب و گلابی می کند
آن مدیر مدرسه هنگام ثبت نام طفل با فقیران رو ز تا شب بد لعابی می کند
یاران افتخاری:
از دیگر نام آوران شعر و ادب که طی نیم قرن حیات توفیق گاه گاه با ارسال شعر طنز یا نثرو کاریکاتور و یا حضور در دفتر توفیق همکاری و مساعدت می نمودند می توان از بزرگان زیر نام برد :
پروین اعتصامی – فریدون مشیری – باستانی پاریزی – ناصر اجتهادی – مهندس محمد علی گویا – پرویز
خطیبی – علی زرین قلم – اسداله خیر اندیش – محمود خوشنام – ابوالحسن آذری - کریم فکور و ...
ادامه دارد
توفیق
قسمت دوم
توفیق از سالهای بیست تا بیست و پنج همزمان با دوران اختناق و سانسور شدید توسط حکومت وقت در درج مطالب و انتشار نشریه سخت تحت فشار قرار داشت در شماره 17 توفیق سال 22 می خو ا نیم :
« توفیق فکاهی نامه ایست بی طرف و مستقل و منتسب به هیچ حزب و جمعیتی نمی باشد و هرکس که در این بی طرفی و استقلال شک بیاورد ، مورد نفرین شدید ما قرار خواهد گرفت »
اولین توفیق سال بیست و چهارم به سردبیری ابوالقاسم حالت با آثاری از : نوری – فکور – فرات – حالت – نواب صفا – مهدی سهیلی و علی زرین قلم چاپ شد .
اکنون بیوگرافی تنی چند از پیش کسوتان نشریه توفیق را به اختصار نقل می کنیم :
عباس فرات : نوراله خزایی از اعضا هیات تحریریه با امضا ( بیوگراف ا لدوله ) می نویسد : عباس فرات پیش کسوت شعرای توفیق در پائیز زندگی است و پنجاه و چهار بهار از عمرش گذشته است .
« جلسه توفیق بی حضورش رونقی نداشت ، مر دیست فوق العاده شوخ طبع و لطیفه هایش در انجمن های ادبی تهران معروف است . وقتی قافیه جور بیاید از متلک گفتن به فلک هم خود داری نمی کند . قلیان زیاد می کشد ولی منت نمی کنند » نام مستعارش « ابن جنی » است .
توفیق در سال 37 طی ده شماره پی در پی از فرات تجلیل کرد و او را از نظر حاضر جوابی « برنارد شاو ایران »نامید . سال 1269 در یزد متولد شد و سال 1347 در تهران وفات یافت . پس از مرگش از طرف توفیق مجلس یادبودی در تالار امیر کبیر دارالفنون برگزار شد که بیشتر مجلس " شاد بود " تا « یادبود » از لطیفه های فرات .
سوهان : شاعری از قم آمده بود . یاران گفتندش : از سوهان قم چه ارمغان آوردی ؟ شاعر به جای پاسخ ، طومار شعر مزخرفی در آورده ، به خواندن پرداخت ظریفی از آن میان گفت : سوهان قم می خواستیم ، نه سوهان روح.
"ابوالقاسم حالت"
ابوالقاسم حالت یا خروس لاری مشهورتر از کفر ابلس 24 ساله است ولی اشعارش 80 ساله را به رقص درمی آوردد و به تصدیق اصل فن در شعر فکاهی بی نظیر است . در دوران دیکتاتوری سال های 1320 ( حالت) تنها شاعری بود که با فکاهیات بی نظیر خود ، همچون گلی در بوستان پژمرده ادبیات می درخشید .
اکنون 2 قطعه شعری از آن بزرگوار :
هر که در کشور ایران به سر کار آمد مدتی خورد و بخوابید و بیاسرد و برفت
همچنان اُرسی قلابی و شلوار نخی هفته ای چند به پا بود و بفر سود برفت
آمد از دامن کشور بفشاند گردی بدتر آنرا به کثافات بیالود و برفت
هرزمان خواست زکاری گرهی بگشاید گرهی بر گره کار بیفزود و برفت
***
می گفت روزنامه فروشی که ای دریغ زان روزنامه خوان که نفهم است و بی خرد
هر روزنامه ای که در آن هیچ فحش نیست آنرا ز هم چو کودک بی عقل می درد
هر روزنامه ای که ز سر تا به پاست فحش از خواندن و خریدن آن کیف می کند
آن کج سلیقه بس که بود دوستدار فحش بیچاره پول می دهد و فحش می خرد
*** خروس لاری
تفکری پرچانه : محمد صادق تفکری
تفکری دنبال اشعار ادبی کمتر می رود و اشعارش مثل « حلو ارده » شیرین و « توده پسند»است . اطفال کوچک علاقه عجیبی به اشعار تفکری ابراز می کنند . در شعر و شاعری زیر بار هیچ مکتبی نمی رود و زیاد هم پابند قید و لفظ معنی نیست و گاهی شعرش با نثر اشتباه می شود .
او به اندازه عمر روزنامه توفیق با آن همکاری کرد . پشت مسجد سپهسالار یک دکان بقالی داشت که با گربه اش در آن زندگی می کرد . دکانش سه بار دچار حریق شد که ناشی از آتش منقل کرسی بود دفعه سوم منجر به مرگ وی شد . او هفتاد و پنج سال عمر کرد و تا آخر عمر مجرد ماند . اسامی مستعارش « تفکری پر چانه » ، «سرور الشعرا» ، « زلم زیمبو» و « میرزا آقا» بود .
از اشعار او:
شهرداری در خیابان ها خرابی می کند بعد از آن کار خود را ارزیابی می کند
می کند غش بی گمان در دکه میوه فروش مشتری چون قیمت از سیب و گلابی می کند
آن مدیر مدرسه هنگام ثبت نام طفل با فقیران رو ز تا شب بد لعابی می کند
یاران افتخاری:
از دیگر نام آوران شعر و ادب که طی نیم قرن حیات توفیق گاه گاه با ارسال شعر طنز یا نثرو کاریکاتور و یا حضور در دفتر توفیق همکاری و مساعدت می نمودند می توان از بزرگان زیر نام برد :
پروین اعتصامی – فریدون مشیری – باستانی پاریزی – ناصر اجتهادی – مهندس محمد علی گویا – پرویز
خطیبی – علی زرین قلم – اسداله خیر اندیش – محمود خوشنام – ابوالحسن آذری - کریم فکور و ...
ادامه دارد
زکیه عبدی زا ده | چهار شنبه 16 مرداد 1387 5:09 عصردزدی های کوچک و شیوه های برخورد صحیح با آن
هیچ گاه کودک 2 ساله ای که بدون اجازه ، اسباب بازی خواهر یا برادرش را بر می دارد را متهم به دزدی نمی کنند . اما همین کودک اگر در 10 سالگی به وسائل دوستش در مدرسه بدون اجازه ی او دست درازی کند به دردسر می افتد .
شنیدن این که کودک فقط در خانه دزدی می کند و اغلب هم فقط از مادر ، بسیار متداول است . معمولا علت این عمل روابط ناسالم مادر با فرزند و برعکس است . این گونه دزدی ممکن است عکس العمل پرخاشگرانه ای علیه مادر باشد. اما دزدی کودک در مدرسه احتمالا به دلیل تاثیر گروه همسالان کودک است . بنابراین برای دزدی های کودک و نوجوان همیشه علت و انگیزه ای وجود دارد و ما به عنوان والدین یا مربیان باید تلاش کنیم تا بیابیم کدام نیاز یا نیازهای کودک با این نوع رفتار بر آورده می شود . بنابراین درمان و کمک به کودکی که دزدی می کند بستگی تام به شناخت انگیزه های او در این رفتار دارد تهمت زدن به او ، اعتراف خواستن از او در نزد دیگران بسیار غیرعاقلانه و نا صحیح است .
منبع : سه گفتار درباره ی راهنمایی و تربیت فرزندان ، نویسنده: دکتر شکوه نوابی نژاد ، انتشارات انجمن اولیا و مربیان ، تهران : 1380
زکیه عبدی زاده کارشناس آموزش ابتدایی از( کاکی )
بی اختیاری ادرار ، شب ادراری و شیوه های برخورد صحیح با آن
در این مورد بین روانپزشکان و روانشناسان کودک با متخصصان اطفال توافق نیست . روانپزشکان و روانشناسان تقریبا همیشه عدم کنترل ادرار را به مسائل و مشکلات روانی و عاطفی ارتباط می دهند ، در حالی که متخصصان کودک این مشکل را به دو بخش تقسیم می کنند :
1)کودک هرگز شبی را خشک نبوده است . 2) کودک کنترل مثانه دارد لکن پس از گذشت دوره ای دوباره شروع به خیس کردن خود و رختخواب خویش می کند . نوع اول با تاخیر در رشد بخش های مربوط به سیستم عصبی مرتبط است و معمولا نیز در تاریخچه خانوادگی چنین شکایتی وجود دارد . همانگونه که برخی از کودکان در مقایسه با همسالان خود در رفتارهایی چون حرف زدن و خواندن و نشستن کندتر یا سریعتر هستند ، عدهای نیز دیرتر مهارت کنترل ادرار را فرا می گیرند .
بیشتر کودکان تا سن 2 سالگی کم و بیش در روز و تا سن 3 سالگی در شب خشک خواهند بود . لکن می توان گفت 15 درصد ، حداقل گهگاه تا سن مدرسه خود را خیس می کنند . شب ادراری معمولا با بی اختیاری در روز همراه نخواهد بود . ولی احتمالا با مواقع تحت فشار در روز توام است . شب ادراری در بین پسران متداولتر و فراوانتر از دختران دیده می شود .
عوامل روانی ، معمولا بر بی اختیاری از نوع اول اثر می گذارد . کودکی که برای خیس کردن خود یا رختخوابش مورد تنبیه و سرزنش مادر قرار می گیرد و یا در تربیت او برای کنترل ادرار تاخیر می شود و برای شرطی کردن های صحیح کودک در یادگیری ، توجه و وقت لازم صرف نمی شود و یا به کودک فرصت تخلیه کردن مثانه در زمانی که او می خواهد ، داده نمی شود ( مانند کودکان در کلاس های آمادگی و یا کلاس های اول دبستان ) ، همگی اینها به تاخیر در کنترل ادرار می انجامد و عمدتا معلول مشکلات روانی است .
بی اختیاری ادرار از نوع دوم تقریبا همیشه یک مشکل رفتاری است . که در نتیجه فشارو ناامنی ، به ویژه در کودکی که تازه کنترل مثانه را فرا گرفته است پدید می آید .گهگاه نیز مربوط به ساختمان و یا عفونت مجاری ادرار است که ادرار کردن زیاد و با فاصله کم موجب می گردد .
درمان باید رفع علت را شامل شود . والدین باید عمل سرزنش و توبیخ کودک را متوقف سازند زیرا سرزنش و تنبیه کودکی که در خواب عملی را انجام داده است و خجالت دادن او جز آسیب روانی رساندن به کودک ثمری نخواهد داشت .
در بین درمانهای مختلف ، قطع نوشیدنی تا حد امکان در ساعت قبل از خواب همراه با بیدار کردن کودک در نیمه شب برای تخلیه کردن مثانه و یا استفاده از زنگ الکتریکی ( تشک مخصوصی با اولین قطرات ادرار زنگ زیر آن به صدا در می آید و کودک ناگزیر زنگ را خاموش می کند و رختخواب را جهت تخلیه مثانه ترک می کند ) موثر است . استفاده از روش های رفتار درمانی و در صورت لزوم استفاده از ترکیبات داروی ضد اضطراب و یا افسردگی زیر نظر روانپزشک توصیه می شود .
منبع : سه گفتار درباره ی راهنمایی و تربیت فرزندان ، نوشته : شکوه نوابی نژاد
انتشارات انجمن اولیا و مربیان ، تهران : 1380
زکیه عبدی زاده کارشناس آموزش ابتدایی از کاکی
فرزان اسدی(ابوحنانه) | چهار شنبه 16 مرداد 1387 4:04 عصردر آستانه روز خبرنگار وبلاگ ابوحنانه با :
دنیا به کامت َ خبرنگار کیلو چنده؟!!
به روز شد.
http://abushahr.blogfa.com/
جواد نگهبان از آب پخش | چهار شنبه 16 مرداد 1387 12:43 عصربه نام خدا
لایق این همه تشویق نبودیم که کرد
هنگامیکه دوست شاعرم حسین عسکری کازرونی هفته نامه نصیر را نشانم داد و گفت که بگیر این هم ویژه نامه ات ، تعجب کردم و گفتم که ویژه نامه ی من گفت بَلِه .
هفته نامه را از دستش گرفتم و وقتی عکس روی جلد را با تیتر ( شاعری که صله از مردم میگیرد ) در صفحه اول آن مشاهده کردم زل زدم به حسین و او که متوجه تعجب من شده بود با اندک توضیحی از ماجرا با خبرم کرد راستش را بخواهید گریه راه گلویم را بست و اشک راه نگاهم را . سرم را پائین انداخته و گریستم از یک سو خوشحال بودم و از طرفی شرمنده ! یادم به این سه بیت شعر از غزلی آمد که در جواب شعر محبت آمیز یکی از دوستانم سروده بودم که :
گرچه یکسر شدم از این همه تقدیر خجل
لیک از سوی دگر گشتم از این بابت شاد
شاد، دانی زچه؟ از اینکه در این شهر کسی
گشت پیدا که یکی لحظه کند از ما یاد
و شرمنده از اینکه :
لایق این همه تشویق نبودیم که کرد
قابل این همه تعریف نبودیم که داد
و حقیقت این است که نه خودم را در این حد می دیدم و نه توقع داشتم که برای این حقیر چنین کار بزرگی شود و اگر حداقل توقعی هم بود از استان یا شهرستان خودم بود . اکنون از اینکه ادیبان و بزرگان استان بوشهر بنده کمترین را مورد محبت خود قرار داده و برایم در هفته نامه وزین نصیر نکوداشت شاعری گرفته اند آنقدر خوشحالم و و از طرفی شرمنده که نمی دانم با چه زبانی از آنها تشکر و قدردانی نمایم .
خلاصه از کلیه ی شاعران ، اساتید ، نویسندگان و بزرگوارانی که در این راه زحمت کشیده اند از ادبا و اساتید بزرگوار که درباره ی این کمترین مطلب نوشتند و مرا مورد لطف و محبت خود قرار دادند گرفته تا تک تک زحمتکشان هفته نامه ی نصیر خصوصاً برادران بزرگوار آقایان حسن لاوری و امید غضنفر که زحمت ویژه کشیدند تشکر و قدردانی نموده و به آنان خسته نباشید عرض کنم در آخر از دوستان ادیب و فرهیخته ام آقایان حسین عسگری و جواد نگهبان که زحمات بسیار زیادی را در این راه به دوش کشیدند ممنون و متشکرم و سلامتیشان را از خداوند بزرگ خواستارم .
سید ابوطالب هاشمی
مرداد 87
یک دوست | سه شنبه 15 مرداد 1387 2:55 عصرمدت کوتاهی است که در سایت و نشریه شما تغییراتی حاصل گردیده از جمله اینکه سایتتون به روز شده
خیلی خوب است و خوب شده.
موفق باشید.
میثم | سه شنبه 15 مرداد 1387 12:48 عصرنقل رضای روزنامه چی دالکان زاده ی روستایی( قسم اول)
پریروز که با عالیجاه حضرت اشرف بعد از تودیع از دارالاماره ی مبارکه اختلاط داشتیم نقل ملاقات با اصحاب روزنا مجات اوفتاد. عیال عالیجاه نیز با ماشین دارالاماره آخرین بیع خود را از بازار صفا انجام داده بود و شوفر دارالاماره او را نزد ما آورد.عیال عالیجاه اتا متوجه شد که حقیر نیز از روزنامچیهای ولایتم سر صحبت باز کرد و فرمایش نمود:از آن روستا زاده ای که به شهر اندر شده و کار روزنامجاتی میکند و از دختر و دفتر و دکتر خوشش می آید و به عالیجاه ما و همه ی عالیجا ههای پس و پیش از ما احترام روا میدارد چه خبر؟ عالیجاه اخمی کرد و با چشم غره ای پرید وسط حرف ایشان و فرمود:آری،در مراسم تودیع ما نیز دیر شرفیاب شد و زود برخاست و رفت، علت از چه بود؟ عرض کردم دو شب قبل که نزد حضرتعالی شرفیاب شده بود و سکه عیال نیز به او اهدا نمده بودید و خود نیز از سر کرامت و منت به دکان وی رفته بودیدو در جلسه تودیع نیز خبر نگارش نبود و ایشان به خبر نتگاران احترام ویژه دارد و میگوید: بی همگان بسر شود بی خبر نگار بسر نمی شود و حکایت او با خبر نگار حکایت شمس است و مولانا . عیال عالیجاه فرمود : میرزا بنویس گفته قرار است در قسمت ثانی فیلمو تو گراف تلفزیون بنام " میوه ممنوعه" در نقش حاج فتوحی کاراکتری کند . صحیح است.؟ عرض کردم : ما هم شنیده ایم . گرچه در ماضی اهل میوه های حلال بود و با جوانی کردن و نقش عاشقی میانه ای نداشت و فیلم هندی هم نظاره نمی کرد اما از روستا که به شهر آمد پس از مدتی در مملکت طوفانی در گرفت که همه ریشها تراشیدند و تاریخ نویسان این ایام را اصلاحات می گویند.رضای ما اول به سیاق ستار مطرب کمی آنکارد کرد اما پس ازمدتی ریش را سراسر اصلاح و فقط سبیلی گذاشت که طوفان اصلاحات آن نیز از صورت جمیلش زدود. از آن روز به بعد هر روز در آینه خود را می نگرد و می گوید: به به ! به به!
کمی بعد حیفش آمد خود تنها ببیند و خلق الله از یوسف چهر ه ی او حظ نبرند صفحه ی اول روزنامه اش را اینه کرد و فوتو گراف خود را برصفحه آن هر یوم چاپ می نمود. عیال عالیجاه نیز فرمود : روز نامه ی خوبی است و برای عکسهای او نوشته هایی در زیر آن چاپ میشود که البته نظر مساعد عالیجاه در آن میباشد.عالیجاه بر افروخته شد و عیال خود را به گوشه ای کشید و اندکی بعد شوفر را صدا کرد و عیال با شوفر از دارالاماره خروج کرد.عالیجاه گلویش را صاف کرد و سراغ شعر او گرفت: عرض کردم دیگر شعر نمی گوید و اما شاعرانه می زید و هر سه شنبه یوم با خبرنگاران به سراغ بزم حافظ میرود. عالیجاه فرمود : در زمانی که در دارالاماره ارشاد بودم با حاج فتوحی میانه ای نداشت و در همین باب بعدها به حاج شکرالله نقدها روا میداشت . چگونه شد که به سلوک فتوحیه پیوستو مرید وی گشت. عرض کردم در زمان صدارت حضرتعالی بر دارالاماره ارشاد طوفان اصلاحات نشده بود و ریش قرب و ارزش داشت و روزنامه چی هم تازه از روستا به شهر جلوس کرده بود. البته ایشان با طرب و جوانتی میانه ای نداشت و از عشق ورزی هم بدش می آمد و شاعران را از اختلاط بر حذر میداشت و هر دختر و پسر شاعری که با هم شعر اختلاط میکردند را از بزم شا عران محروم می نمود و لی زمان گذشت و در شهر شیخ دالکان به شیخ صنعان تبدیل شد. عالیجاه فرمود : پس مرید ما حسابی اصلاحاتی شده است ؟ عرض کردم که حسابی و اگر طوفان اصولگرایی نمی وزید او موی ابرو ومژه و سر نیز می تراشید.
حسینعلی وفا | شنبه 12 مرداد 1387 6:32 عصرعجب عکس زیبایی از نویسنده شهرمان یعنی اهرم چاپ کردید. بالاخره پس از مدتها یک مطلب در مورد پرویزی خواندیم آنهم با نام نویسنده ای مستعار بنام آقای عبدالخالق عبدالهی
رضا خیری | شنبه 12 مرداد 1387 6:27 عصرمطلب رسول پرویزی زیبا بود اما کم بود اگر بیشتر بود بهتر میشد
ارسال نظر