Nasir Boushehr Logo
 
جستجو:
 
سخن مدیر مسئول
سخنی با هیجدهمین استاندار بوشهر
طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
ضمن خیر مقدم و تبریک مسئولیت جدید مطالبی را با ایشان در میان گذاشته و انتظار دارد
که بدون در نظر گرفتن مسائل سیاسی و صرفاً برای رشد، توسعه و پیشرفت استان مد نظر قرار گیرد.

1ـ موقعیت استراتژیک مهم و با اهمیت استان بوشهر بارها و بارها تکرار شده و خسته از این تکرار ملال آور، ناگریز برای اطلاع استاندار جدید
[ 30/4/1387 ] [ ادامه ]

اوضاع و احوال بوشهر
وضاع و احوال سیاسی ـ اقتصادی بوشهر
ـ ظرف چند روز گذشته تعدادی از بوشهری‌ها که از اقدامات همقطارانشان در تهران و یزد و سایر جاها با اطلاع شده دست به کار شده‌اند تا یک نیروی داوطلب را تشکیل دهند.
40 صنف بازرگانی از جمله بستگان تجار عمده‌ی محلی ترتیب مشق نظامی داده و ناخدا ابراهیم، فرمانده کشتی پرسپولیس، پیشنهاد نموده به آن‌ها تعلیم نظامی دهد.
برابر دستورالعمل، در بدایت امر قرار است مشق نظامی «به طور پنهانی» صورت گیرد و از چوب و چماق به جای تفنگ استفاده شود. این نیرو که مراحل اولیه‌اش در حال شکل‌گیری است
[ 5 روز پیش ] [ ادامه ]

آلبوم عکس


چهارمین روز نوروز در بوشهر


 

فریاد استان بوشهر (33)-نگاهی دیگر به مدیریت استان تقدیم به مسئولین استان و مدیرکل شیلات بوشهر

فریاد استان بوشهر (33)
نگاهی دیگر به مدیریت استان تقدیم به مسئولین استان و مدیرکل شیلات بوشهر
 دکتر عبدالرحیم مهرور
می‌گویند زندگی صحنه‌ی زیبای هنرمندی ماست. یا زندگی صحنه‌ی زیبای گرانی و نگرانی ماست کی می‌گوید گرانی است. اصولاً گرانی نیست، انصافاً گرانی نیست، آن‌چه در جامعه حاکم است نگرانی است نه گرانی، بنابراین فرق است بین گرانی و نگرانی، زیرا که نگرانی یک "نون" بیشتر از گرانی دارد و اصولاً گرانی ساخته و پرداخته‌ی دشمنان خارجی است، اما نگرانی ساخته و پرداخته‌ی دشمنان داخلی است. شاید هم گرانی در بوشهر است و نگرانی در تهران.
بگذریم برویم به سوی مدیریت ارزانی یا گرانی میگوی استان‌مان. "مدیریت" ویژگی فردی است که باید مثل شمع بسوزد تا روشنی‌بخش جامعه شود نه این که جامعه را بسوزاند تا روشنی‌بخش کت و شلوار 300 هزار تومانی و کفش 100 هزار تومانی مدیر کل گردد. اصولاً مدیریت یک هنر است. به دیگر بیان خلاقیت است، خلاقیتی که باید در عمل ثابت کرد نه در شعار دادن و نه در پُز دادن. امروزه مدیرانی موفق‌اند که مدیر، مدبر و مؤثر در جامعه باشند نه آن‌که با خواندن دروسی برای کسب مدارکی و ارتقاء مدارجی و شم سیاستی و کسب درآمدی و بدون رنج، یک شبه راه صد ساله بپیمایند که آخر و عاقبت آن بردن جامعه و خود به پرتگاه است. اصولاً انسان‌ها ترقی‌خواه هستند و برای کسب این ارتقاء دست به هر وسیله‌ای می‌زنند. وسیله‌ای برای ماندن و مطرح کردن خود، وسیله‌ای برای زیستن و کشتن دیگران، وسیله‌ای برای کسب دانش، و رانش دیگران. مدیران چند صباحی می‌آیند و می‌روند، می‌رانند و می‌خوابند، می‌خندند، و می‌گریند. اما هرگز به خود انتقاد وارد نمی‌دانند و در همان مقطعی که می‌خندند، غافلند از این‌که روزی باید با اشک صحنه‌ی ریاست را ترک کنند. غافلند از این‌که این خنده و خوشحالی‌ها تا زمانی تداوم دارد که تابع محض باشند و یا برده‌وار از مافوق خود اطاعت کنند. غافل از این که چرخ زمانه این‌قدر گستاخ است که مثل باد و باران و سیل روزی بی‌وفایی را در خدمت سیاسی کاری و حزب‌پرستی حتی مدیران موفق را به قربان‌گاه می‌کشاند. اکثر مدیران اربابان حیله‌گری هستند که تابع زمانه می‌شوند و به جای این‌که تابع اندیشه و خردجمعی شوند، تابع اندیشه و خرد فردی هستند. بله قربان‌گوهای کادر مرکزی می‌شوند. سالانه با آمارهای دروغین سر مافوق و زیر مجموعه‌شان کلاه می‌گذارند. می‌سازند و می‌بافند و در آخر پنبه می‌کنند. کارپردازان و کارچاق‌کن‌های ماهری هستند. مسلک‌شان بیشتر خودخواهی است و به جای دگراندیشی بیشتر خصلت خوداندیشی دارند.
در مورخه 29/5/85 ساعت 9 بعدازظهر در برنامه "در شهر" ـ شبکه‌ی استانی سیما ـ چشمم به جمال و کمال مشاور استاندار و مدیرکل شیلات استان بوشهر روشن شد. ایشان چنان بیانات شیوایی زمزمه (مزه‌مزه) می‌کرد که بیا و ببین و بشنو! آن چنان توجیهاتی موهوم و افاضاتی عجیب که همه‌ مشکلات گرانی میگو و ماهی را بر گردن مردم بینوا انداخت و جالب‌تر این‌که از شرکت‌های عمل‌آوری هم حمایت کرد و اظهاراتی از این دست ‌که فقط 18% (پشت پرده بخوانید 50%) محصولات توسط این شرکت‌های بینوا و فقیر صادر می‌شود و از این‌که ما بندری هستیم صادراتی، باید مقداری هم از این میگوهای مرغوب صادر کنیم تا ارز وارد کشور شود. راستی به چه قیمتی؟ به قیمت مکیدن خون مردم. اما لُب مطلب ایشان این است که هجوم مردم به اسکله‌های صیادی باعث افزایش قیمت میگو گردید. آقای مشاور استاندار! آیا می‌دانید که چه می‌گویید؟ اصولاً شما تاکنون در کدامین مکتب و مسلک و منصب آموزش مدیریت دیده‌اید؟ الحمدالله بوشهری هم که هستید. مگر سال‌های گذشته میگو چگونه توزیع می‌شده که امروزه با هجوم مردم به اسکله‌ها باعث افزایش قیمت گردیده، تازه اگر هم گفته‌های جنابعالی درست باشد ـ که نیست ـ اولاً مردمی که به اسکله‌ها هجوم می‌آوردند برای پیدا کردن میگوی ارزان‌تر به آن‌جا مراجعه می‌کنند، ثانیاً آن مردمی که شما سراغ دارید سالانه 5 کیلو میگو‌ی هم مصرف نمی‌کنند. زیرا که توانایی خرید میگو‌ی 4500 تومانی ندارند و فقط بوی گندیده‌ی آن را در کوچه و بازار حس می‌کنند و اگر منظور شما پولدارهاست که آن‌ها هم به صورت سفارشی میگو تهیه می‌کنند و نیازی به رفتن به اسکله‌ها ندارند. با این اوصاف باید گفت که هر ساله قبل از شروع صید از طریق خوزستان و بعضاً بوشهر، میگو به قیمت مناسب وارد استان می‌شد که امسال با درایت مدیرکل شیلات و به بهانه این‌که این‌گونه میگوها قاچاق است، باید از ورود آن جلوگیری کرد. آقای مشاور استاندار! متأسفم از این‌ که مواد غذایی که سالی یک بار آن هم در یک نوبت یک ماهه صید می‌شود "قاچاق" محسوب می‌شود، اما اجناس بن‌جل چینی که روزانه از طریق گناوه و دیلم و عسلویه کامیون کامیون از طریق گمرکات استان به صورت ته‌لنجی ـ بخوانید رولنجی ـ وارد بازار می‌شود جلوگیری نمی‌کنید. در پایان مصاحبه، آقای رییس وعده‌ی ارزانی میگو ظرف ده روز آینده داد که تاکنون پس از دو ماه اثری از میگوی ارزان قیمت بر سر سفره‌های مردم نیست، شاید هم از طریق نفت وارد سفره‌های مردم شده باشد. حال به مدیریتی با این دیدگاه و تفکری با این سمت و سو باید گفت که: زندگی صحنه‌ی زیبای هنرمندی مدیران خوش‌ذوق ماست.