![]() |
||||
|
|
||||
|
سیری در دیوان حافظ سیری در دیوان حافظ علیاکبر حقپرست قسمت دهم گسستگی و تناقض در شعر حافظ حافظ انگار فطرتاً رند بوده است زیرا شیوهی بیانی او گونهایست که گذشته از فرم و شکل شعری از حیث معنایی به راهی پر پیچ و خم میرود که این پیچ و خم بیشتر در حوزهی "رندی"معطوف میگردد. هر چند رندی به هزار تعبیر آوردهاند اما این رندی دیگر آن چیزی نیست که حافظ پرستان یا متعصبین عنوان میدارند و از آن افسانهها ساختهاند. بعضی از مفسران اشعار حافظ دوست دارند مفهوم و معنای شعر حافظ را با دین و اخلاق و حکمت و عرفان وصله بزنند، اما واقعیت این است که در همهی موارد نمیتوان اشعار حافظ را چنین پنداشت. مثلاً به شعر زیر توجه نمایید: همچو حافظ به رغم مدعیان شعر رندانه گفتنم هوس است و یا: من این کلام بگفتم چنان چه غیر نداند توهم زروی کرم چنان بخوان که تو دانی در کتاب الهیات رندی، صفحهی 125، سطر 14 به بعد آمده است: شعر رندانه در حقیقت دو ویژگی اساسی و در نتیجه دو گونه نا همانندی اساسی با شعر روزگار حافظ و شیوههای رایج شعر فارسی داشته است. نخست اینکه تحتتأثیر حیات رندانهی حافظ، پایبند نظام و هنجار شعری جامعهی او نبوده است، و در نتیجه ساخت آن مانند ساخت زندگی رندانه از هماهنگی و هنجار و قاعده و نظم جاری در عرصهی شعر و شاعری گریخته است؛ و دیگر این که درون مایههای آن نیز به جای تبلیغ اخلاقی و آرمان و یا ترویج ارزشهای جا افتادهی روزگار، از ناهنجاریها، ناپایبندیها، و دیگر مبانی اندیشهی رندانه مانند لذت جویی، و خود پایی سخن میگفته است؛ یعنی این شعر هم ساختی گسسته و بیقاعده و پرتناقض دارد؛ هم با معانی و اعتقاداتی همخوان است که متفاوت از رسمهای اخلاقی و ارزشهای مورد اعتقاد جامعهی مؤمنان است! و این دو ویژگی، همان ویژگیهای اساسی شعر حافظ است که شارحان او پیوسته بر تبیین و تفسیر آنها کوشیدهاند و در باب آنها تعبیرهای متفاوت و متناقض با یکدیگر ارائه دادهاند. برخی از این تفسیرها؛ اندیشیده، عمیق و متکی بر مؤلفههای اصلی اندیشه و آیین حافظ است، اما برخی دیگر که این مؤلفهها و مبانی اندیشه و رفتار رندانهی حافظ را در تفسیر او دخالت ندادهاند، از دست یافتن به دنیای او و معنای شعر او ناتوان و گرفتار پندارهای موهوم خود ماندهاند، و سخن از «علم حضوری» و «ایدههای عرفانی» و «اندیشههای مصلحانه» و … گفتهاند. اما در ورای این پندارها، شعر حافظ گزارش زندگی رندانه و بازتاب سلوک روزمرهی اوست. از این رو، گسستگی، گریز از قاعده، تناقض، اصطکاک و … را در همه جا همراه خود دارد؛ و این ویژگیها، پیوسته، آبشخور تفسیرهای گونه گون و انگیزهی چالش شارحان شعر او با یکدیگر شده است؛ تا جایی که تاریخ حافظ شناسی، به یک تعبیر، تاریخ این گونه تفسیرها و چالشها و کوششها و رویاروییها شده است. هر چند که در این کار، انگیزه، فضای فکری، وضعیت اجتماعی و… مفسران نیز عامل تأثیر گذار و اساسی بوده است ـ و از این رو دست یافتن به ماهیت شعر حافظ مستلزم مروری هر چند کوتاه بر عمدهترین شیوههای تبیین این گسست و تناقضهای شعر اوست. به نظر میرسد یکی از دلایل این همه تعبیر و تفسیر از دیوان حافظ، ابیاتی است که در یک غزل جا داده شده اما با هم همخوانی ندارد. شاید بگویند یکی از شاهکارهای حافظ همین است که مانند اشعار قدیم نیامده همهی ابیات را در یک مسیر معین و یا در یک دایرهی بسته قرار بدهد و او از فنی که تنها خاص خودش بوده است استفاده نموده و به اصطلاح سنت شکنی کرده و پا از فرم و شکل اصلی بیرون نهاده و از فضاهایی دیگر بهره برده و با تیز هوشی خاصی در کنار هم چیده، چنان که اگر به طور ساده و سطحی به آن نظر افکنی هیچ مورد غیر عادی به چشم نمیآید؛ اما کمی دقیق شوی و غزل را با وسواس و با حوصله و این جور موارد بررسی نمایی متوجه میشوی غزل یک پارچه نیست. گویی حافظ خود به عمد این کار را انجام داده است. در کتاب «از کوچه رندان» نوشتهی عبدالحسین زرین کوب، صفحهی 118، سطر 15 مطلب زیر را میخوانیم: «اگر یک روایت حبیب السیر درست باشد، شاه شجاع وقتی بالحن اعتراض به حافظ گفته بود که غزلیات تو از مطلع تا مقطع هیچ یک بر یک شیوه نیست و این در شیوه غزل خلاف سنت است، گویا حافظ جوابی سر بالا میدهد. خوب بماند از این که شاه ترکان آزرده خاطر شده بود و تا مدتی بین شاه و شاعر دلخوری وجود داشته و به اصطلاح این دل نگرانی تا چه مدت این دو رند را از هم دور نگه داشته، معهذا با درگیر شدن شاه با حوادث تازه و باز رفتن سرِباده و عیاشی لذا چه میگذرد که حافظ صحبت از عفو شاه دارد و دوستی دوباره با او، که حافظ میگوید « پادشاه خطا بخش جرم پوش» به هر انجام، در کتاب الهیات رندی، ص 127 ، نوشته دکتر محمود درگاهی هم به شرح زیر میخوانیم: پس، گسستگی ابیات یا معانی، یکی از سنتهای آشنا و پذیرفته شده در دنیای شعر بوده است، و به خودی خود نه نقصی در شعر شمرده میشده و نه حسنی! و اینکه یک بار هم شاه شجاع از انگیزههای گسستگی شعر حافظ از او میپرسد، شاید دلیلی بر نا آشنایی او از این موضوع بوده باشد، و در هر حال حافظ نیز وقتی گسستگی را به غزل راه میدهد، در واقع از یک سنت دیرینه در شعرخود پیروی میکند و در برابر پرسش شاه شجاع هم، هیچ در پی انکار این واقعیت در شعر خود بر نمیآید، اما مفسرانِ امروزِ او در تفسیر یا توجیه این بُعد از کار او تلاشها و ترفندهای گوناگون پیش میآورند و به شیوهها و شگردهای گوناگون در پی انکار این ویژگی بُنیانیِ شعر او و یا توجیه آن با شگردهای مختلف بر میآیند، حتی اعتراض شاه شجاع را به حافظ، نوعی اتهام بیاساس که منشاء آن عدم درک تناسب ابیات غزلهای حافظ است تلقی میکنند، و گمان میکنند که اگر کسی از قدرت تفکر و نازک اندیشی برخوردار باشد، از این گونه پراکنده بینیها بر کنار خواهد ماند. |

تاکنون هیچ اداره ارشادی از مطبوعات محلی استان شکایت نکرده ولی میتوان به صراحت گفت که اداره ارشاد در زمان شفیعی بیشتر از تمامی ادارات دیگر از مطبوعات محلی شکایت کرده و گزارش خلاف نوشته ولی به دلیل واهی بودن شکایت نامبرده به جایی نرسیده و همهی شکایتهایش در مرحلهی دادسرا مختومه شده است، بعد از به نتیجه نرسیدن شکایتهایش اقدام به «تذکر محرمانه» به دلایل واهی نموده و همچنین سوبسید سهمیه کاغذ که به طور سراسری به کل مطبوعات کشور تعلق میگرفت، از تعدادی از مطبوعات فعال استان محروم کرده است. بن کارت های کتاب خبرنگاران و مطبوعات را فقط به عدهای خاص دادند که بعضی از آنها در تمامی زندگیشان یک خبر تنظیم نکردهاند. برای تحت فشار قرار دادن و تعطیلی مطبوعات تمامی آگهی ادارات را در اداره ارشاد تجمیع و تعدادی از مطبوعات منتقد را از آن محروم کرده است. خلاصه بیش از یک سال و نیم است که ارشاد تمامی مزایا و کمکهای خود به مطبوعات را از نشریات مهم بوشهری دریغ مینماید و به نوعی نشریات بوشهری را تحریم نموده است.
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه
سیری در دیوان حافظ