![]() |
||||
|
|
||||
|
حکایت "شفیعی" و آهنگر بلخی! حکایت "شفیعی" و آهنگر بلخی! بالاخره بعد از مدتها سکوت و اضطراب ناشی از پیگیریِ ماجرای برداشت 20 میلیون تومان از 100 میلیون تومان مبلغ مربوط به خرید آثار هنرمندان، شفیعی ـ مدیر کل ارشاد بوشهر ـ به شکلی عجیب و شتابزده به اتهام زدایی از خود پرداخت. وی که از زمان پیگیری این ماجرا توسط "نصیر"، قصد دارد به هر قیمت، خود را از این بحران خارج سازد، اخیراً در نشریه اش ـ دریای جنوب ـ سکوتِ برخی مطبوعات و هنرمندان را به مثابه حمایت از خود تلقی کرده، غافل از این که هر "سکوتی" نشانه ی اعلام رضایت و حمایت نیست و در این موارد شاید " سکوتی سرشار از ناگفته ها" باشد. واقعیت این است که او در این بحران، فقط باید به ساپورت شدن از سوی یک نشریهی هم سو دلخوش باشد. در هفتههای اخیر، درباره ی برداشت 20 میلیون از مبلغ 100 میلیون تومان مربوط به خرید آثار هنرمندان، مطالبی در هفته نامهی "نصیر" منتشر گردید که در نتیجه "شفیعی" را به واکنش واداشت. وی با توسل به شیوه ی تاریخ گذشتهی "فرافکنی" و "مظلوم نمایی"، پیگیری مسئولانه در این راستا را "تخریب فعالیتهای اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی" عنوان کرده و به جای پاسخگویی منطقی، بازیِ کودکانهیِ" کی بود، کی بود، من نبودم" به راه انداخته است و در این بازی، با ایما و اشاره مدیریت پیشین را "آهنگر بلخ" معرفی می کند و خود را "مسگر شوشتر"! در هر حال شفیعی باید پاسخگوی این ابهامات باشد که: او که وظیفه داشته این مبلغ 100 میلیون تومان را صرفاً برای خرید آثار هنرمندان هزینه کند ـ به فرض که بر اساس ادعای او، دادگاه 20 میلیون تومان را از حساب ارشاد برداشت کرده باشد ـ چرا و با چه هدفی اصرار دارد به هنرمندان بقبولاند که این مبلغ از آن 100میلیون اهدایی برای پرداخت حقوق کارمندان روز مزد ارشاد برداشت شده، در حالی که حقوق کارمندان ارشاد از سوی وزارتخانه تأمین میشود و این مبلغ صرفاً برای خرید آثار هنرمندان بوده و هزینه شدن آن در هر مورد دیگر به هر بهانهای غیر قانونیست. شفیعی راهی ندارد جز آن که به دور از جَوسازی و فرافکنی و وارونه نمایی حقایق، پاسخ گوی افکار عمومی به خصوص هنرمندان باشد. او مؤظف است شرح هزینه کردِ مبلغ برداشت شده و 80 میلیون تومان باقی مانده را به شکلِ مستند و با ریزِ جزییات در مطبوعات منتشر نماید و گرنه هم چنان ابهامات درباره ی ادعا ها و عملکرداو باقی خواهد ماند. شفیعی بالاخره این نکته را هم باید بفهمد که با طرح مسائل جعلی و انحرافی نه قادر خواهد بود نقش یک قربانی بی گناه با کاراکترِ "مسگر شوشتری" را بازی کند و نه میتواند نویسندهی به زعم او "کینهتوز" را از نشر حقایق منصرف سازد. این نکته را آن نویسنده ی هم سایه به نگارنده ی این متن گفت و ضمناً تأکید کرد: این گوی و این میدان! |

تاکنون هیچ اداره ارشادی از مطبوعات محلی استان شکایت نکرده ولی میتوان به صراحت گفت که اداره ارشاد در زمان شفیعی بیشتر از تمامی ادارات دیگر از مطبوعات محلی شکایت کرده و گزارش خلاف نوشته ولی به دلیل واهی بودن شکایت نامبرده به جایی نرسیده و همهی شکایتهایش در مرحلهی دادسرا مختومه شده است، بعد از به نتیجه نرسیدن شکایتهایش اقدام به «تذکر محرمانه» به دلایل واهی نموده و همچنین سوبسید سهمیه کاغذ که به طور سراسری به کل مطبوعات کشور تعلق میگرفت، از تعدادی از مطبوعات فعال استان محروم کرده است. بن کارت های کتاب خبرنگاران و مطبوعات را فقط به عدهای خاص دادند که بعضی از آنها در تمامی زندگیشان یک خبر تنظیم نکردهاند. برای تحت فشار قرار دادن و تعطیلی مطبوعات تمامی آگهی ادارات را در اداره ارشاد تجمیع و تعدادی از مطبوعات منتقد را از آن محروم کرده است. خلاصه بیش از یک سال و نیم است که ارشاد تمامی مزایا و کمکهای خود به مطبوعات را از نشریات مهم بوشهری دریغ مینماید و به نوعی نشریات بوشهری را تحریم نموده است.
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه
حکایت "شفیعی" و آهنگر بلخی!