![]() |
||||
|
|
||||
|
روابط هلندیها با خلیجفارس روابط هلندیها با خلیجفارسقسمت بیست و چهارم _ حمله میرمهنا به خارگ میرمهنا که از این پیروزیها جسور شده بود و تصور میکرد کسی نمیتواند او را از این اقدامات باز دارد در 29 مارس 1762 به صورتی پیشبینی نشده شبانه به خارگ حمله کرد.113 شناورهایی که به خارگ نزدیک میشدند نگهبانان مستقر در خارگ را به اشتباه انداختند، زیرا حامل مرغهای خانگی بودند و آنها تصور میکردند که این شناورها کشتیهای تدارکاتی هستند که از بوشهر اعزام شدهاند.114 مهاجمان تعداد شانزده ملوان هلندی را از پای درآوردند و دو فروند گالیوات را به غنیمت گرفتند. هلندیها به دلیل اینکه فقط یک فروند گالیوات در اختیار داشتند لذا در روز بعد نتوانستند میرمهنا و نیروهای تحت امرش را از حمله به خارگ بازدارند. میرمهنا نیرویی به استعداد 200 جنجگو در خارگ پیاده کرد، اما یک نیروی هلندی به استعداد 31 سرباز آنها را دفع کردند ـ 31 برده آفریقایی با پشتیبانی دو قبضه توپ. در پنجم آوریل 1762 از خارگ عقبنشینی کرد و به بندر ریگ برگشت. چون هلندیها درخواست کمک کرده بودند لذا در ششم آوریل شیخ غیث، برادر شیخ سعدون بوشهری، با ده فروند کشتی و 350 جنگجو وارد خارگ گردید. قاید حیدر گناوهای و شیخ علیبن حسین چارگی، که هر دو از دشمنان میرمهنا بودند، نیروهای کمکی را همراهی کردند و آنگاه شیخ سعدون خود نیز به آنها ملحق گردید. چون تعداد زیادی از هلندی ها در این عملیات زخمی شده بودند، لذا واندرهولست برای دفاع از قلعهی هلندیها، سربازان بومی را به استخدام درآورد. گفتنی است میرمهنا چون پی برده بود که نیروهایی علیه او به صف کشیدهاند به آنها این فرصت را نداد تا او را شکست دهند. نیروهای بوشهری در ماه مه 1762 خارگ را ترک گفتند در حالیکه آخرین سربازان بومی تحت امر قاید حیدر در ماه اکتبر آنجا را ترک کردند. این دستیاری و کمک حدود 45.000 فلورانس هلند برای هلندیها آب خورد. واندرهولست سفارش ساخت یک فروند گالیوات را داده بود که در نتیجه دفاع از قلعهی موسلستین، تقویت گردید. ساکنان محلی با قبول 50 درصد هزینهی ابزار و وسایل و دریافت 50 درصد دستمزد در ساخت این شناور جدید با هلندیها همکاری کردند.115 باتاویا از دست واندرهولست و دستیارش، بوشمن، بیاندازه خشمگین شده بود و مویه میکرد که در این عملیات واک نه تنها ضرر و زیان مالی متحمل شده بلکه حرمت و احترام خود را هم از دست داده است. بنابراین به بوشمن ـ که قرار بود جای واندرهولست را بگیرد ـ دستور داده شد تا تدابیری به کار برد و من بعد مانع از وقوع چنین رویدادهایی گردد.116 یادآوری میگردد، به عنوان بخشی از سیاست تازه برای خارگ و تأمین سودآوری بیشتر برای آن، به بوشمن دستور داده شد تا کارکنان این تشکیلات را به میزان 50 درصد کاهش دهد. با اعمال این سیاست تعداد کارکنان واک در خارگ به 100 نفر تقلیل مییافت. از این گذشته او میبایست سایر هزینههای تکراری، مانند هزینههای عملیاتی و نگهداری، را کاهش دهد. بوشمن این دستورات را یک ماه بعد از حملهی میرمهنا به خارگ دریافت کرد. بوشمن در پاسخ اعلام نمود که او این دستورات را اجرا خواهد کرد، اما نمیتواند تعداد کارکنان را کاهش دهد. خارگ در سال 62 ـ 1761 تعداد 44 نفر را از دست داده بود. بنابراین بوشمن تعداد27 سرباز از شناور واک را به خدمت گرفت و تعداد 60 نفر سرباز بومی را هم به استخدام درآورد. زیرا نه تنها قلعهی خارگ بزرگ بود، بلکه او میبایست تعداد 24 سرباز را نیز شبانه بر روی دو فروند گالیوات، مستقر کند.117 با وجود این، باتاویا با این اقدام راضی نبود. با همهی اینها، چون میرمهنا بیتحرک شده بود، لذا کارکنان خارگ میبایست به نصف تقلیل یابند و سربازان بومی از کار اخراج شوند.118 روابط هلندیها با بنوکعب در این اثنا اوضاع در بصره و اطراف آن ناآرام بود. به علت مرگ سلیمان پاشا در سال 1762 اوضاع در بغداد و بصره به هرج و مرج گراییده بود. در بصره دکانها تعطیل بود، تجارت دچار وقفه شده بود و اسماعیل آقا، متسلم بصره، کنترل شهر را از دست داده بود. این اوضاع تا اوت 1762 که علیآقا، متسلم سابق بصره، به عنوان پاشای بغداد منصوب گشت، ادامه یافت. او توانست نظم و امنیت دوباره برقرار کند. در ماه مه 1762 شیخ سلمان با محاصره اروند رود ـ به این بهانه که میخواهد از تجاری حفاظت کند که قصد رفتن به بصره را دارند ـ از این وضعیت به نفع خود بهرهبرداری کرد. در واقع او با این حرکت میخواست استقلال یابد و تجارت بصره را به قبان و دورق، واقع در قلمرو خود جلب کند. بنابراین او از هلندیها درخواست کرد تا (1) با اعزام یک نفر یک قرارداد تهاجمی ـ تدافعی با او منعقد کنند. او همچنین به هلندیها پیشنهاد کرد (2) تا کلیهی واردات آنها را خریداری کند و از آنها خواست تا (3) پا درمیانی کرده و بین او و شیخ سعدون صلح برقرار کنند. هلندیها به دلیل نفوذ شیخ سلمان، دستیار ارشد خود، تام، را به قبان اعزام کردند. هلندیها به تام دستور داده بودند تا مؤدبانه از انجام موارد (1) و (2) امتناع کند اما او مجاز بود که بین این دو شیخ، صلح برقرار کند. تام از عهدهی مورد اخیر برآمد و برای نهایی کردن مذاکرات صلح بین این دو گروه، رهسپار بوشهر گردید. به رغم اینکه شیخ سلمان هنوز با علی پاشا بیعت نکرده، اما در سال 1763 با او به تفاهم رسیده بود، فعالیتهای تجاری از سر گرفته شد.119 شیخ سلمان به نشانهی سپاسگزاری از این اقدام هلندیها در اکتبر 1763 یک فروند گالیوات به عنوان هدیه برای آنها فرستاد. بوشمن از این اقدام بلاتکلیف گردید، زیرا اگر این هدیه را نمیپذیرفت به یکی از سرکردههای قدرتمند محلی توهین میکرد و اگر آن را میپذیرفت، در مقابل میبایست هدیهای به او میداد، که باتاویا با آن مخالفت میکرد. با وجود این، چون هنوز با میرمهنا صلح برقرار نشده بود، بوشمن تصمیم گرفت این گالیوات ـ که چند سال قبل در خارگ ساخته شده بود ـ را قبول کند.120 تجدید روابط با میرمهنا کسانیکه امیدوار بودند کریمخان بتواند میرمهنا را از پای درآورد مأیوس و سرخورده شده بودند. کریمخان سرگرم فرونشاندن شورشی جدی بود، در نتیجه میرمهنا توانست سرتاسر دشتستان ـ به استثنای بوشهر و خارگ ـ را به کنترل خود درآورد. او هر روز بوشهر را تحت فشار قرار میداد و همهی راههای ورودی به بوشهر بسته شده بود طوری که شیخ سعدون میترسید شهر را از دست دهد. اقدامات میرمهنا هلندیها را هم که مایحتاج خود را از بوشهر تأمین میکردند به ستوه آورده بود.121 از موقعی که بوشمن در اوت 1762 به عنوان نماینده هلندیها در خارگ مستقر شد، میرمهنا نشان میداد که میخواهد با هلندیها از درِ سازش درآید. او حتی نشان میداد که میخواهد دو فروند گالیوات هلندیها که به یغما گرفته بود به آنها پس دهد. چون میرمهنا بخش ساحلی را تحت کنترل داشت و نیز به خاطر وضعیت تدارکاتی خارگ، بوشمن نسبت به این حرکتها واکنش مساعد نشان میداد. میرمهنا آنگاه دو نفر نماینده که حامل نامهای از سوی او بودند، جهت تبادل نظر پیرامون صلح اعزام کرد. میرمهنا در این نامه برای اینکه نشان دهد او چقدر برای برقراری صلح صادق و صمیمی است، از ادعای خود به خارگ و نیز کلیه توافقهایی که پدرش با هلندیها منعقد ساخته بود به طور رسمی چشم پوشید. او همچنین بر ارادهی خود دایر بر اعادهی گالیواتها تأکید کرد. میرمهنا برای تأکید بر حسن نیت خود اجازه داد رفت و آمد عادی به خارگ از سر گرفته شود و این در حالی بود که او کالاها و شناورهای متعلق به ساکنان خارگ که او آنها را به غنیمت گرفته بود، به آنها پس داد. در 13 فوریه 1763 میرمهنا یکی از گالیواتها ـ که در وضعیت بدی بود ـ را پس فرستاد و قول داد یک فروند دیگر هم به زودی به هلندیها پس دهد. ضمناً میرمهنا این را به عهدهی بوشمن گذاشت که آیا او میخواهد یک فروند گالیواتی که هلندیها از او به غنیمت گرفته بودند پس دهد یا نه. به رغم اینکه هلندیها تصمیم گرفته بودند تا با او وارد معامله شوند معالوصف این اتفاق روی نداد زیرا دیری نپایید که میرمهنا علیه بوشهر وارد جنگ شد و در خلال ماههای فوریه ـ مارس 1763، سهبار بوشهر را مورد حمله قرار داد. این حملات برای او بیثمر بود و شیخ سعدون از این کشمکش توانست به مواضع قدرتمندتری دست یابد.122 این مواضع چنان قدرتمندانه بود که کمپانی هند شرقی انگلستان ترجیح داد عملیات تجاری خود را در مارس 1763 از بندرعباس به بوشهر انتقال دهد. چون هلندیها از این اقدامات بسیار ناخشنود بودند درصدد برآمدند تا کریمخان را قانع کنند که این اهداف انگلیسیها به نفع ایران نیست. بیهیچ تردید انگلیسیها هم برای اینکه راجع به اهداف هلندیها همین مطلب را عنوان کنند، از قافله عقب نمیماندند. جنگهای کریمخان علیه بنوکعب و میرمهنا در سال 1764 کریمخان در اوج قدرت بود. اکثر مناطق ایران تحت کنترل او، و تجارت رو به رونق نهاده بود. برای مثال در جادههای بین شیراز و مرز روسیه در آن سال، کاروانهای تجاری سنگینی در رفت و آمد بودند. با وجود این، میرمهنا در بخشهای ساحلی خلیجفارس مایهی دردسر بود، هرچند در آن سال، ماهها بود که او به کاروانی حمله نکرده بود. در سپتامبر 1764 این شایعه بر سر زبانها افتاد که یک قوای نظامی در حال پیشروی به سوی بندر ریگ است.123 بنابراین، میرمهنا بلادرنگ برای احتیاط، آذوقه جمعآوری و ذخیره کرد و کسانی که فاقد خوار و بار موردنیاز به مدت یک سال بودند، از بندر ریگ اخراج کرد. هلندیها با وجودی که با میرمهنا در حال صلح بودند معالوصف امیدوار بودند که کریمخان بتواند او را از پای درآورد. روابط هلندیها با سایر رؤسای بخش ساحلی حسنه بود و بهخصوص از کشمکش شیخ سعدون با کمپانی هند شرقی انگلستان (ایک) در اوایل سال 1764، سود میبردند. رأی و نظر باتاویا راجع به رویدادهای خلیجفارس مؤکداً این بود که بوشمن باید از کشمکشهای محلی خود را کنار کشد و موضعی بیطرفانه اتخاذ کند.124 میرمهنا در واپسین ماههای سال 1764 حمله به کاروانها را از سر گرفت. او حتا در نوامبر 1764 که قوای کریمخان سرانجام وارد دشتستان شده بود، باز هم حمله به کاروانها را ادامه میداد. هدف از اعزام این قوا جنگ با شیخ سلمان و نه با میرمهنا بود که کریمخان مذبوحانه کوشیده بود با او صلح کند. کریمخان که در خلال زمستان مقدمات کار را فراهم آورده بود، در مارس 1765 علیه بنوکعب وارد جنگ شد. این عملیات جنگی نتیجهی قرارداد سال 1764 بین کریمخان و عمر پاشا، حکمران بغداد بود. منظور از این عملیات این بود که در یک حملهی گاز انبری ـ که همزمان توسط سربازان ایرانی و ترک صورت میگرفت ـ بر شیخ سلمان چنگ اندازند. شیخ سلمان به سرزمینهای باتلاقی عقب نشست که یافتن او در آنجا بسیار دشوار بود. علاوه بر این، سربازان ترک در این عملیات شرکت نکردند و کریمخان در ژوییه 1765، با شیخ سلمان صلح کرد. در این گیر و دار کریمخان، «امیر گونه خان» را به منظور آرام ساختن مناطق ساحلی واقع در بین بوشهر و کنگان و بهخصوص برای حمله به میرمهنا، به منطقه اعزام کرد.125 امیرگونه به منظور قطع خطوط عقبنشینی میرمهنا به واحدهای شناور جنگی نیاز داشت. تنها کسانی که مایل به کمک به او بودند، شیخ سعدون و انگلیسیها بودند. بنابراین، سرکیس کلانتر ارامنه و بیگلر بیگی کهکیلیویه به عنوان نماینده در مارس 1765 به خارگ اعزام گردید، تا از هلندیها درخواست کمک کند. او حامل نامهای از طرف کریمخان بود که از هلندیها میخواست تا به کمک شیخ سعدون بندر ریگ را به طور مشترک به محاصرهی دریایی درآورند. افزون بر این، سرکیس به بوشمن گفت که همهی ارامنه باید این جزیره را ترک کنند و «واک» هم بابت کالاهایی که وارد خارگ میشود باید 5 درصد عوارض گمرکی بپردازد. بوشمن نیز به سرکیس اظهار داشت که او نمیتواند در این جنگ کمک کند زیرا نه نیرو و نه تجهیزات نظامی در اختیار دارد و تنها در اواخر سال، که کشتیهای واک به خارگ میآیند، احتمالاً میتواند چنین کاری را انجام دهد. ضمناً راجع به ارامنه بوشمن به سرکیس گفت که آنها آزادند در جزیره اقامت جسته یا آنجا را ترک کنند اما هلندیها آنها را اخراج نخواهد کرد. در مورد پرداخت 5 درصد عوارض گمرکی، او به سرکیس اطلاع داد که خارگ قلمرو هلندیها است و کریمخان هم در سال 1756 آن را تایید کرده است. علاوه بر این، هنگامی که کالاهای هلندی وارد سرزمین اصلی ایران میشود، عوارض گمرکی آن پرداخت میگردد و اگر کریم خواستار این پول است او باید به کسانی مراجعه کند که عوارض گمرکی وصول میکنند. لذا بوشمن قول داد که این خواستهها را به باتاویا گزارش کند، اما به سرکیس اطمینان داد که اگر کریمخان آنها را تحت فشار قرار دهد واک از تجارت با ایران کلاً چشم خواهد پوشید. سرکیس به مدت دو ماه در خارگ توقف کرد و در این مدت هرگز به خواستههای گوناگون اشاره نکرد.126 |

طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
ـ ظرف چند روز گذشته تعدادی از بوشهریها که از اقدامات همقطارانشان در تهران و یزد و سایر جاها با اطلاع شده دست به کار شدهاند تا یک نیروی داوطلب را تشکیل دهند.
روابط هلندیها با خلیجفارس