Nasir Boushehr Logo
 
جستجو:
 
سخن مدیر مسئول
سخنی با هیجدهمین استاندار بوشهر
طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
ضمن خیر مقدم و تبریک مسئولیت جدید مطالبی را با ایشان در میان گذاشته و انتظار دارد
که بدون در نظر گرفتن مسائل سیاسی و صرفاً برای رشد، توسعه و پیشرفت استان مد نظر قرار گیرد.

1ـ موقعیت استراتژیک مهم و با اهمیت استان بوشهر بارها و بارها تکرار شده و خسته از این تکرار ملال آور، ناگریز برای اطلاع استاندار جدید
[ 30/4/1387 ] [ ادامه ]

اوضاع و احوال بوشهر
وضاع و احوال سیاسی ـ اقتصادی بوشهر
ـ ظرف چند روز گذشته تعدادی از بوشهری‌ها که از اقدامات همقطارانشان در تهران و یزد و سایر جاها با اطلاع شده دست به کار شده‌اند تا یک نیروی داوطلب را تشکیل دهند.
40 صنف بازرگانی از جمله بستگان تجار عمده‌ی محلی ترتیب مشق نظامی داده و ناخدا ابراهیم، فرمانده کشتی پرسپولیس، پیشنهاد نموده به آن‌ها تعلیم نظامی دهد.
برابر دستورالعمل، در بدایت امر قرار است مشق نظامی «به طور پنهانی» صورت گیرد و از چوب و چماق به جای تفنگ استفاده شود. این نیرو که مراحل اولیه‌اش در حال شکل‌گیری است
[ 6 روز پیش ] [ ادامه ]

آلبوم عکس


چهارمین روز نوروز در بوشهر


 

صدای شاهین برای همیشه خاموش شد

صدای شاهین برای همیشه خاموش شد
سرآغاز: ورزش استان به سوگ نشست بنیانگذار باشگاه شاهین بوشهر هم به دیار باقی شتافت خبری که همه مردم را غمگین کرد. آری حقیقت دارد دیگر یار همیشگی شاهین بوشهر نیست که همانند پروانه‌ دور گل بگردد و گرده افشانی کند. آری حاج عبدالمحمد زنگویی دلسوز‌ترین شاهینی رفت تا صدای شاهین برای همیشه خاموش شود مردی که تمامی زندگیش وقف شاهین بوشهر کرده بود به همت همین مرد شاهین تحت پوشش پارس جنوبی قرار گرفت تا دوران بلاتکلیفی و بی‌پولی شاهین به پایان رسد تا دگر عبدالمحمد زنگویی پله‌های ساختمان استانداری را طی نکند و به دنبال تهیه مقدار پولی برای حیات باشگاه شاهین نباشد، چه قدر خوشحال بود آن شب که مراسم انتقال پرونده شاهین به پارس جنوبی در سالن مجتمع فرهنگی ارشاد برگزار شده بود. از خوشحالی در پوست خود نمی‌گنجید بابت تحت پوشش بردن شاهین به پارس جنوبی از دکتر رضوی، حسین وردیانی و محمد‌ دوانی، قدردادن بود، اشک شوق در چشمان وی دیده می‌شد ولی از یک چیز خیلی ناراحت بود قبل از بازی مقابل صبا باتری تهران حدوداً 15 دقیقه با همدیگر صحبت نمودیم. حرف‌های پیشکسوت شاهین به صورت امانت پیش ما باقی می‌ماند.
18 دیماه 86 باشگاه شاهین بوشهر مملو از پیشکسوتان، هواداران و عاشقان سینه چاک شاهین بود مردم بوشهر سنگ تمام گذاشته بودند قشرهای مختلف از قبیل بازاری، فرهنگی، کارگری، ورزشکار ورزش دوست همه و همه جهت وداع با بزرگ مرد شاهین بوشهر زنده یاد حاج عبدالمحمد زنگویی آمده بودند، چه وداع تلخی بود با رفتن این عزیز دیگر صدای شاهین برای همیشه خاموش شد، یادش گرامی و راهش پر رهرو باد.

زندگی‌نامه زنده یاد عبدالمحمد زنگویی
 عبدالمحمد پوربهی ـ پیشکسوت شاهین
در آن زمان که تنها یک دبیرستان به نام دبیرستان سعادت در بوشهر وجود داشت، همه ساله بین تیم‌های فوتبال کلاس‌های دبیرستان در بهمن ماه هر

سال به طور رسمی مسابقات در رشته‌های موجود (فوتبال، و الیبال و پینگ پُنگ) بین کلاس‌ها برگزار می‌شد و حتی در پایان مسابقات احکام رسمی قهرمانی اهدا می‌گردید. در سال 1332 بود که در کلاس‌ یازده با مرحوم زنگویی همکلاس و آشنا شدم در آن زمان مرحوم جوانی 18 ساله بود و در تیم کلاس در پشت بک راست بازی می‌کرد. در خرداد ماه سال 1333 موفق به اخذ مدرک دیپلم گردید و بلافاصله به صورت موقت در کارخانه ریسندگی و بافندگی اعتمادیه مشغول به کار شد. در دستجات آزاد عضو تیم فوتبال جوان بود که به سرپرستی مرحوم حاج مختار قلعه گیر اداره می‌شد و در روز چهارم آبان سال 1333 که روز تأسیس تیم جوان در تیم مذکور روبروی تیم خلیج در پشت بک راست بازی کرد، در آذر ماه همان سال به لحاظ رفاقت و دوستی با کارگران کارخانه اعتمادیه که اکثراً بازیکنان خلیج‌ بودند به عضویت تیم خلیج‌ (شاهین فعلی) در آمد و تا آخر عمر در همین تیم فعالیت داشت در اسفند‌ماه 1333 برای انجام خدمت سربازی وارد دانشکده افسری شد و پس از گذراندی دوره افسری مدتی خدمت را در لشکر پیاده کرمان گذراند و در کرمان نیز عضو تیم فوتبال لشکر کرمان بود. در آبان سال 1335 و پس از پایان خدمت سربازی به استخدام بانک ملی در آمد. در آبان ماه 1339 شخصاً به اصفهان عزیمت و تیم فوتبال تاج اصفهان را برای انجام مسابقه به بوشهر دعوت و در روز 16 بهمن ماه 1335 که روز افتتاح استادیوم بود مسابقه مزبور دو بریک به نفع تیم خلیج پایان یافت. مرحوم سال‌های سال در راه پیشرفت و نگهداری تیم خلیج (شاهین) زحمات زیادی متحمل و اکثر اوقات هزینه تیم را شخصاً متقبل می‌شد برای گرفتن امتیاز حکم شاهین تفسیر نام خلیج به شاهین که در آن زمان فوق‌العاده مشکل بود.
به تهران عزیمت و زحمات زیادی متحمل گردید مرحوم در باشگاه شاهین کلیه مراحل را طی نمود: (بازیکن، کاپیتان، سرپرست، مربی، مدیر عامل و رییس هیئت مؤسین) خدایش رحمت کند و بیامرزاد.

در روزهای سخت شاهین
هیچ وقت کنار نکشید
 احمد رزمی
در سال‌های آخر فوتبال مرحوم زنگویی بنده به اتفاق آقای تورانی به باشگاه شاهین بوشهر آمدیم، ایشان و پوربهی در سمت مربی و سرپرست تیم

فعالیت داشتند و در این راستا به باشگاه مردمی شاهین خدمات شایانی کردند چه از نظر مادی و چه از نظر معنوی هیچ وقت تیم شاهین را رها نمی‌نمودند به عشق تیم خودشان زندگی می‌کردند حتی نام فرزند ارشد خود را شاهین گذاشتند تا هیچ وقت نام شاهین از یادشان نرود مرحوم حاج‌عبدالمحمد زنگویی هر وقت درون باشگاه مشکلی پیش می‌آمد پیش قدم می‌شد و با درایتی که داشت میان عزیزان پیشکسوت را صلح و صفا می‌داد وی در روزهای سخت شاهین هیچ وقت کنار نکشید برای کمک به شاهین از هیچ کوششی دریغ نمی‌کرد برای سربلندی تیم محبوب خود همه کار کرد همین انتقال امتیاز شاهین به پارس جنوبی از به همت همین مرحوم بود برای تحت پوشش بردن تیم همه کارکرد هر روز به دنبال مسئولین استان بود تا شاهین را به جایی وصل کند تلاش‌های خسته ناپذیرش جواب داد و امروز که می‌بینید شاهین پولدار شده. سرو سامان گرفته به مرحمت این بزرگ مرد بود، وی هم و غمش این بود که تیم شاهین به جایگاهی برسد و روزی که توانست عشق خود را به پارس جنوبی بسپارد به صورت امانت سر از پا نمی‌شناخت. یادش گرامی باد.

پرواز خاموش شاهین
 حاج محمدرضا محمدی ـ پیشکسوت شاهین
کاپیتان تیم خلیج بود ـ سال‌ها شماره 5 بر تنش بود بعد سال‌ها سرپرست و مربی فوتبال خیلج بود ـ و سیستم M-W بازی می‌کردند ـ در محوطه زمین

بهمنی فنس گمرگ (هفت دستگاه گمرگ بهمنی) اولین جایی که توپ فوتبال توسط مستر پیتر که کاپیتان بازنشسته تیم منچستر انگلیس بود و در مخابرات بهمنی (مورس) کار می‌کرد و اوقات فراغت توپ فوتبال از انگلیس آورده بود و چندین جوان دور خود جمع نموده بود و فوتبال برای اولین بار در ایران از این گوشه‌ شروع شد و بعدها توسط مهندسین نفت که در جاهای دیگر کشور مثل مسجد سلیمان و خوزستان برده شد و تیم‌های کشتی برای اولین بار در بوشهر و در استادیوم (پاساژ ملت کنونی) مسابقه داده می‌شد و برای اولین بار تیم‌های بهمنی و تیم شهر با یکدیگر مسابقه می‌دادند می‌توان گفت که آقایان عبدالمجید پور‌بهی و عبدالمحمد زنگویی نسل دوم فوتبال بوشهر را تشکیل می‌دهند. زیرا نسل اول آقای نیکو، مشفقیان ، حسن‌پور بهی ـ علی مهیمنیان و سایرین تشکیل می‌دهند. در سال 1303 در زمین نادری فعلی که مقرستاد انگلیس در سبز‌آباد بود اولین مسابقه با تیم انگلیس صورت گرفت در حالی که فدراسیون فوتبال ایران در سال 1326 افتتاح گردیده است. پس باید قدر دانست و در واقع می‌توان گفت که آقای عبدالمحمد پوربهی سردمدار و اولین کسانی هستند که در پیرامون خود آقایان مقیم، علی توکلی، موسوی زنگویی، حسن جمهوری، حسن زالپور ـ مهیمنیان ـ کشتکار ـ امیدی ، تنگکیان حسن پوربهی، بهبهانی و سایرین جمع کردند و حق بزرگی در گردن فوتبال بوشهر و ایران دارند، باید تا زنده‌اند به نام ایشان استادیومی ساخته شود مجسمه زنده ساختن و هدیه در زندگی ایشان تقدیم کردن زیباست نه دسته گل در مراسم فاتحه تقدیم نماییم.
البته آن سال‌ها به وسیله چوب و تخته تیر دروازه درست شده بود زمین تنیس و گلف و سایر رشته های ورزشی در کنار زمین فوتبال تا سال‌ها برپا بود. تنها پیراهن تیم خلیج راه راه سیاه و سفید و بعد به سبز و زرد چهار خانه که فقط برای مسابقه می‌پوشیدند آقای زنگویی باید بزرگ مرد فوتبال تاریخ بوشهر نام نهاد زیرا به عهدش پایدار بود و در مسابقه و تمرین خیلی جدی فوتبال را دنبال می‌کرده، پوربهی دیگر زوج مکملش بود که در واقع لازم و ملزوم یکدیگر بودند اگر دو عبدالمحمد را کنار یکدیگر بگذاشتی روز‌ها بلکه ماه‌ها خاطرات و حرف شان از تلخی و شیرینی باشگاه تمام نمی‌شد و امروز مرد خوش خاطره باید تنها خاطراتش را دفن کند، باشد تا جوانان و فوتبال دوستان راه این بزرگ مردان تاریخ فوتبال بوشهر و ایران دنبال نمایند و شاهین بوشهر لیاقت لیگ برتر و جوانان لایق تیم ملی هستند نباید بگذاریم این خاطرات فراموش شوند.

یاد پدر شاهین به خیر
 فرهاد محمدپور
مسئول کانون هواداران شاهین
یاد آن مَرد دلسوز، و پیشکسوت و مؤسس خوش قلب شاهینی بخیر باد.
آه که چه سخت زندگی و آسان می‌رویم، بدون شک این راه را همه دیر یا زود

خواهیم رفت به راستی مگر ما می‌توانیم منکر این روز شویم! پس چرا؟ این قدر…! بند هم خواهیم رفت. گر چه او رفته اما روحش و یادش زنده است. بر ماست که در این سرای فانی قدر همدیگر بدانیم و در راه خیر و سر بلندی همدیگر و باشگاه محبوبمان گام برداریم و نگذاریم که خدایی ناکرده روزی بیرق باشگاه بر زمین گذاشته شود. پس با چشمی اشکبار و دلی اندهگین عهد می‌بندیم و با صدای بلند فریاد می‌زنیم که ای عزیزی که آرام در دل خاک خفته‌ای با روح پاکت پیمان می‌بندیم که هرگز از یادت غافل نشویم و نگذاریم که باشگاه محبوب شاهین که با نام زیبایت عجین است روزی تنها بماند.

انسانی عاشق و نکونام
 اسکندر احمدنیا ـ پیشکسوت
مرحوم حاج عبدالمحمد زنگویی را از زمان تیم فوتبال خلیج می‌شناختم، تا شاهین و تمام فراز و نشیب‌های دیروز تا امروزش، همه‌ی اهالی

ورزش فوتبال در بوشهر بر خصائل اخلاقی و جدی بودن در عرصه‌ی اعتلاء باشگاهش واقفند، او انسانی بود که عصاره‌ی زندگیش را، وقف پیشرفت این باشگاه یعنی شاهین کرد. اگر امروز ادعا می‌شود که شاهین بوشهر تنها شاهین مطرح و بازمانده از سلسله‌ی شاهین‌های بزرگ در ایران است، من ماندگاری این شاهین را ـ در همین وضعیت موجود ـ حاصل عمر مرحوم زنگویی و چند شاهینی دیگر مثل حاج عبدالمحمد‌پوربهی می‌دانم، این انسان نکونام هر چه در توان داشت نثار محبوب خود نمود، بارها پیش آمد که خود من به نوع مدیریت ایشان و کسانی که موازی با وی در باشگاه‌های دیگر بودند انتقاداتی کردم، در فرصت نشست یا سلام‌علیکی که به هم می‌رسیدیم، با لحنی پر از ادب خود دلایلی را بیان می‌نمود و در عین حال تأکید داشت که شما بنویسید، من از نوشتن استقبال می‌کنم اگر همراه با توهین نباشد. و واقعاً انسانی را که از خلیج تا شاهین ـ که در مقطعی تابان هم شد باید ستایش نمود، انسانی که از تأسیس شاهین در کنار بزرگان دیگر تا شیرین کامی‌ها و تلخ کامی‌ها، هیچ گاه آن را رها نکرد. آخرین روزهای حیات پاک این مرد، منتهی شد از میدان رقابت تا تخت بیمارستان که تا لحظه‌ای عروج شاید باز هم دغدغه‌ی عشق بزرگ خود را داشته است.
فقدان مردان پر عزمی همچون وی چالش عظیمی خواهد بود در عرصه‌ی ورزش استان ما، امید است که از زندگی امثال مرحوم زنگویی کتاب یا جزوه‌هایی تهیه شود و دستگاه ورزش به خصوص آنها را در اختیار نسل جدید قرار دهند تا آیندگان عقبه‌‌ی پر تلاش خود را بشناسد. درود به روان پاکش.

زنگویی بداند
تا آخر عمر دوستش داریم
 مهدی صالحی زاده ـ ورزشی نویس
زبان قدرت گپ زدن، قلم نای حرکت بر روی صفحه روزگار ندارد چگونه باور کنیم. بزرگ مرد شاهین ایران در عین شادابی به سوی حق شتافت، شاید

سفر پایان حاج عبدالمحمد زنگویی بعضی‌ها را از خواب بیدار کند ای انسانی که خود را بزرگ جامعه فوتبال می‌دانی کجای کاری؟ این قافله عمر عجب می‌گذرد، پس تا دیر نشده مانند مرحوم زنگویی ادامه حیات دهید، با توجه به این که چندین سال فقر مالی کمر باشگاه شاهین را خم کرده بود، اما مرحوم زنگویی عمودی بود در میان خیمه شاهین، متأسفانه بعضی‌ از آقایان سابقه ورزشی گذشته خود را به رخ دیگران می‌کشند. باید بدانند که انسانیت؟ کجاست انسانیت؟ کجاست معرفت؟ کجاست گذشت؟ کجاست صحه صدر؟ کجاست عفت کلام؟ …؟ هر روز عزیزی از بین ما از دار دنیا به دیار باقی هجرت می کند ولی چه کسی از این زنگ خطر عبرت می‌گیرد؟ انسان شدن و انسان ماندن بسیار مشکل ولی کاری است شدنی، مرحوم زنگویی الگوی از انسان‌های شرافتمند بود که ضایعه در گذشت او همه را داغدار کرد. قرار بود با دوستم حسن غریبی به اتفاق جهت ملاقات آقای زنگویی به شیراز سفری داشته باشیم ولی کسالت و بیماری آقای غریبی مانع از آمدن ایشان به شیراز گردید روز جمعه 14 دی ماه /86 که به دیدار بزرگ مرد شاهین رفتم. او خیلی آرام روی تخت اطاق شماره 4 بیمار‌ستان (قلب) کوثر شیراز آرمیده بود فقط به گوشه‌ای نظاره می‌کرد و روز بعد به ندای حق لبیک گفت روحش شاد یاداش گرامی باد

افسوس و صد افسوس،
زنگویی بزرگ هم رفت...
 علیرضا محمدی ـ ورزشی نویس
ابن بابویه مکانی است که جهان پهلوان تختی که به پوریای ولی زمانه مشهور بود آرمیده است. افسوس و صد افسوس زنگویی بزرگ که از مؤسسین و بزرگ

باشگاه شاهین بود هم رفت در هفته‌ای که سالگرد فوت جهان پهلوان تختی است رفت و خاطره‌های شیرین و بی‌بدیل از خود بر جای گذاشت، از این که واسطه‌ای می‌شد تا تیم محل صاحب لباس ورزشی شود بی آن که آن را در بوق کرنا کند تا نگرانی‌های همیشگی‌‌اش از شاهین بوشهر و وضعیت این تیم.
راستی وقتی می‌بینیم آن بزرگوار حتی اسم پسر بزرگ خود را شاهین می‌گذارد یا در بازی‌های تیم شاهین با هر توپی که به حرکت در می‌آید چه حساسیتی و اضطرابی و همه از عرق ایشان به شاهین و ورزش بوشهر را نشان می‌دهد.
نام نیکو گر بماند ز آدمی/ به کز او ماند سرای زرنگار
صفا و صداقت و صمیمت وی را که به یاد می‌آورم، نمی‌توانم چیزی بنویسم. تنها قطره‌های اشک که یاد آور محبت و پاکی اوست انسان را تسکین می‌دهد
او پر مکتب شاهین بود. به فرهنگ و اعتلای ورزش اهمیت ویژه‌ای می‌داد، فرهنگ و اخلاق او سرآمد جامعه بود و بیش از دیگران به این مهم اهمیت قایل می‌شد.
بیشتر از همه آهنگ سیراف از کارهای استاد شریفیان را دوست داشت و جایی عنوان ‌کرد هر بار که سیراف را می شنوم از شور و شوق و هیجان این آهنگ دلنواز به وجد می‌آیم و گریه می‌کنم.
افسوس و صد افسوس زنگویی بزرگ هم رفت… و یاد خاطره و انتظارات او نزد ما به یادگار باقی ماند. استاد زنگویی بزرگ همیشه در قلب ما جای داری و ان‌شاءالله بتوانیم مکتب شاهین را به سر منزل مقصود برسانیم یادش گرامی و روحش شاد باد.
مردن عاشق نمی‌میراندش/ در چراغی تازه می‌گیراندش

به یاد اسطوره شاهین
 عبدالرسول غریبی ـ ورزشی نویس
سال‌هاست او را می‌شناختیم درس خوانده مکتب پاک مقدس شاهین، از مؤسین شاهین بوشهر، خبر رفتنش باور کردنی نبود سالیان درازی با دیدنش انرژی

مثبتی در درونمان پدیدار می‌شد انسانی دلسوخته که همواره برای ماندن و پایداری شاهین عزیز هیچ گاه کوتاه نمی‌آمد. او الگویی مناسب برای آنانی بود که شاهین را با تمام وجود دوست دارند و به عشق آن شبانه روز دلشان می‌تپد. مکتب پاک شاهین باید به خود ببالد که چنین انسانی را در خود داشت اما حیف که هنگام بودن چنین ستاره‌هایی قدر و قیمت آنان را نمی‌دانیم امیدوارم از این به بعد بتوانیم دنباله رو راه پاک این اسطوره شاهینی باشیم. عبدالمحمد زنگویی انسانی شریف با دیدگاه‌های بسیار روشن علی رغم بالا بودن سنش هرگز پیر نشان نمی‌داد وی برای همه جوانانی که پیرو و مکتب او بودند می‌تواند آموختنی‌های بسیاری باشد مدیریت کاری تلاش‌های خستگی ناپذیر، زنده نگه‌داشتن روح جوانمردی و احترام به پیشکسوتان و بهاء‌دادن به جوانان در رسیدن به قله‌های بلند، گوشه‌ای از کارهای وی بود گفتن و نوشتن پیرامون آن مرحوم که حقیقتاً برای حقیر بسیار سخت است اما بر خود وظیفه می‌دانم که به عنوان عضو کوچکی از مکتب پاک شاهین بر خود ببالم که پیرو راه پیر عزیز و دوست داشتنی فوتبال بوشهر مرحوم عبدالمحمد زنگویی هستیم.