![]() |
||||
|
|
||||
|
روابط هلندیها با خلیجفارس روابط هلندیها با خلیجفارسنوشته : ویلم فلور قسمت سی و سوم جدول شماره 3 مبلغی که «واک» سالیانه به ازای فروش هر کالا دریافت میکرد (به گیلدر هلند) از سال میخک جوز دارچین شکر آبنبات فلفل روی قلع آهن فولاد Sappa Wood صمغ سرب 31-1730 17322 40793 3125 56135 29951 51968 - - 2594 - 2369 - - 32-1731 47062 55243 3200 35594 12770 2125 - 29319 - - 2831 - - 33-1732 69077 73546 8219 45875 14800 16465 - - - - 2406 - - 34-1733 104191 24839 19954 7998 2183 32250 - - 2343 - 3493 - - 35-1734 82045 46247 25424 63498 39610 43683 2559 19093 - - - - - 36-1735 - - - - - - - - - - - - - 37-1736 62381 16673 13686 24174 10594 27415 - 11657 454 - 3893 2492 - 38-1737 - - - - - - - - - - - - - 39-1738 - - - - - - - - - - - - - 40-1739 - - - - - - - - - - - - - 41-1740 21022 - 10713 21691 239 80639 - 7499 2976 - 6881 3251 - 42-1741 33189 17735 7281 - 672 17999 - - 14389 31 - 586 - 43-1742 32521 15883 11867 - - 12696 - 126 2918 57 - - - 44-1743 4553 3384 1984 - - 22281 491 - 1512 - - - - 45-1744 3673 2749 3505 20688 10259 37878 - - 1510 - 6992 415 - 46-1745 11793 4450 243 24859 10364 53201 - 39 1617 - 2188 79 - 47-1746 4229 3210 1509 2507 307 9745 - 477 9623 - - - - 48-1747 9937 1660 1513 - - 7648 - 6438 18795 278 - - - 49-1748 22943 17911 4834 29483 16632 38353 - 9007 - 932 - 2893 - 50-1749 - - - - - - - - - - - - - 51-1750 17882 9181 - - - 28757 - - 12065 - - - - 52-1751 - - - - - - - - - - - - - 53-1752 22732 18165 3468 26513 3217 - - 7944 183 63 - 504 3323 54-1753 24235 7326 3901 36486 21097 - - 27142 2494 34 - - 3101 منابع : Voc 2255 (1730-31; 1731-32) , f 2069,2071; VOC 2322 (1731-32;1732-33), f 82-83, 86-87; VOC 2356 (1733-34), f 25-26; VOC 2416 (1734-35); Voc 2448 (1736-37), 1663 vs -64; Voc 2546 (1740 -41), f 62-63; Voc 2593 (1741-42) , f 1666; Voc 2680 (1742 - 43;1743-44;1744-45), f70-71,, 74-75,78-79; Voc 2748 (1745-46; 1746-47; 1747-48), f 106-07, 112-13,120-21; Voc 2766 (1748 -49), f 46-47; Voc 2787 (1749-50), f 32; Voc 2804 (1750-51), f 10-11; Voc 2843 (1752-53), f 27; Voc 2863 (1753-54), f 44-45. هلندیها کالاهای زیر را به ایران وارد میکردند: ادویهجات (پوست جوز هندی، میخک، جوز هندی و دارچین)، فلفل، شکر و آبنبات، فلزات (قلع، سرب، آهن، روی)، منسوجات، چوب، صمغ و دیگر محصولات مانند قهوه، زردچوبه84، کافور85 و مقدار بسیار ناچیزی بنزویین (نوعی صمغ که سفید و بلورین و خوشبو است و در داروسازی به کار میرود).86 همانگونه که از جدولهای شماره 1 و 3 به وضوح پیداست فروش عمدهی هلندیها بابت ادویهجات، فلفل و شکر (بلورین و آبنباتی) بود. موقعیت برتر هلندیها بابت فروش ادویهجات قابل درک است زیرا آنها کمابیش انحصار این محصولات را در دست داشتند. ضمناً موقعیت آنها بابت فروش فلفل هم، مستحکم بود. هلندیها برای فروش فلفل رقیبهای دیگری (هند) هم داشتند، اما این رقابت چنان نبود که عملاً بتوانست موقعیت «واک» را تهدید کند. در مورد شکر، تولیدکنندگان زیادی وجود داشت و شرکت هند شرقی انگلستان ـ ایک ـ و رقیبهای آسیایی شکر به ایران وارد میکردند.87 هلندیها فقط شکر محصول جاوا ـ که برای باتاویا از نظر اقتصادی بسیار بااهمیت بود ـ به ایران وارد میکردند. آنچه در خور توجه است این است که در مقایسه با سالهای پیش از سقوط دودمان صفوی در سال 1733، در حجم واردات «واک»، کاهش چشمگیری به وجود آمده بود. کاهش کلی واردات هلندیها حدود 80 درصد بود و این کاهش راجع به سایر اقلامی که در اینجا ذکر نگردیدهاند، هم صادق است. به رغم اینکه هلندیها تنها تجاری نبودند که با ایران داد و ستد میکردند، معالوصف واردات «واک» ـ بهخصوص اقلامی که در اینجا ذکر میشود ـ تجارت خارجی را به سیطره گرفته بود. دارچین که میانگین صادرات آن 20.000 پوند در سال بود به 1000 پوند در سال کاهش یافت، میخک نیز که میانگین واردات آن 25.000 پوند در سال بود به 3.000 پوند تقلیل یافت، جوز که واردات آن حدود 15000 پوند بود به کمتر از 3000 پوند کاهش یافت و فلفل که واردات آن حدود مبلغ 25.000 پوند در سال در نوسان بود به 1000 پوند در سال رسید.88 واردات شکر نیز با کاهش جدی مواجه گشت و از 800.000 پوند در سال به کمتر از 100.000 پوند در سال و صادرات آبنبات نیز از 250.000 پوند در سال به کمتر از 100.000 پوند در سال تقلیل یافت.89 جای بسی شگفتی است که در واردات فلزات آشفتگی به وجود آمد، زیرا با نگرش به شرایط مستمر جنگی در این برهه در ایران، انتظار میرفت واردات فلزات به منظور تغذیهی ماشین جنگی این کشور افزایش یا حتی روندی رو به رشد مییافت، این وضعیت دلالت بر این دارد که تولیدات داخلی فلز در ایران افزایش یافته بود، هرچند گزارشی برای تایید آن در دست نیست، یا اینکه واردات فلزات، توسط سایر تجار صورت میگرفته است. راجع به موضوع اخیر احتمال آن بسیار ضعیف است؛ زیرا هلندیها نه تنها واردات اینگونه اقلام را زیر سیطرهی خود درآورده بودند بلکه آنها حتا اشارهای هم نکردهاند که رقیبهایشان میخواستهاند زیرا پایشان را خالی کنند. مهمترین جنبهی این فعالیتها این بود که «واک» تا پیش از سال 1722 معادل حدود 25000 پوند مس به ایران وارد میکرد، اما اکنون این شرکت مقادیر زیادی مس از ایران به خارج میفرستاد.90 راجع به سایر اقلام وارداتی ـ جز اینکه مقدارش اندک و با آشفتگی مواجه بوده است ـ آگاهیهای بیشتری در دست نیست. قهوه ـ که کالای وارداتی عمدهای به شمار میآمد91 ـ اکنون واردات آن به زحمت به 1000 پوند در سال میرسید که آن هم به طور متناوب وارد کشور میگردید92. گفتنی است ایران قهوه محصول سیلان را به قهوهی محصول جاوا، ترجیح میداد.93 از اینها گذشته، واردات پنبه هم به طور چشمگیری کاهش یافته بود.94 تجارت قماش، مانند سرتاسر دورهی صفویه، بسیار دشوار بود. رقابت حلب ـ که در آنجا تجار انگلیسی و فرانسوی قماش را با نرخ پایینی عرضه میکردند ـ رقابتی مستمر با واک بود و این در حالی بود که روسها هم از استراخان به گیلان قماش وارد میکردند. محل شرکت در جنوب کشور چندان مناسب نبود و نیز چون به طور مستقیم قماش از هلند وارد نمیگردید و به جای آن از باتاویا آورده میشد که زمان زیادی میگرفت، واک خسارات سنگینی متحمل میگردید. زمانبندی انگلیسیها و فرانسویها برای واردات قماش به مراتب بهتر بود. بنابراین تجار ایرانی به عنوان بازار دیگری برای قماش، بازار قزوین را در اختیار داشتند.95 لذا بی هیچ شگفتی الگوی واردات مانند دورهی واپسین دودمان صفوی بود. بدیهی است آنچه که راجع به این اقلام و سایر اقلام وارداتی بسیار جالب توجه مینماید، میزان کاهش واردات آنهاست، که گرفتاریهای ترسناک کشور را در آن برهه، بازتاب میدهد. صادرات: صادرات ناچیز ایران عمدتاً شامل مواد خام کشاورزی، محصولات غذایی، مقداری مواد معدنی و مقدار بسیار ناچیزی کالاهای تولیدی بود. همانطور که در مورد واردات «واک» مصداق پیدا میکند، الگوی صادرات هم همانند آن بود، هرچند که میزان آن به طور ناگهانی کاهش یافته بود. در عرصهی صادرات دو تحول به وجود آمده بود: یکی اینکه ابریشم دیگر صادر نمیگردید و دیگر اینکه برخلاف گذشته مس از ایران به خارج ارسال میگردید. در واقع کالای اصلی صادراتی هلندیها شمش (طلا و نقره) و مس کهنه بود. در خلال سدهی هفده میلادی ابریشم خام کالای عمدهی صادراتی هلندیها بود، اما آخرین بار که این کالا به خارج فرستاده شد، در سال 1714 بود. بعد از اخراج افغانیها از ایران در سال 1730 هلندیها به طور متناوب نسبت به ابریشم خام اظهار علاقه مینمودند، اما نتیجهای عایدشان نگردید.96 بعد از ابریشم خام، مهمترین کالای صادراتی موی بز کرمان (کرک) بود. هلندیها از سال 1658 درگیر این تجارت بودند، اما در سال 1740 به دنبال دخالتهای بیش از حد دولت، از آن دست کشیدند. و تجارت هلندیها در زمینهی موی بز (کرک) تنها در سال 1750 بود که از سرگرفته شد.97 سایر محصولاتی که هلندیها صادر میکردند عبارت بود از شراب، میوه، گلاب، صمغ، آجیل، کتیرا، روناس، خرما، پوست، گوگرد، گندم، اگسید قرمز، سنگ نمک و گاه به گاه هم توتیا Lapis Tutia)98، Aureum Pigmentum99، Pruimellen100)، بادام و مازو. مقدار اینگونه اقلام صادراتی بسیار اندک بود و الگویی آشفته و نامنظم و در عین متناوب را نشان میداد. در بین اقلام صادراتی خشکبار هم معمولاً دیده میشد، اما مقدارش بسیار اندک بود. گلاب و شراب هم در زمرهی اقلام صادراتی بود ـ اما خیلی ناچیز. مقداری مخمل یا قالی هم صادر میگردید. این اقلام بیشتر به سیلان، مالابار یا کروماندل، ارسال میگردید. هر از گاهی تعداد سه یا چهار رأس اسب هم به سیلان فرستاده میشد. مقصد خاک قرمز و گوگرد کروماندل و مالابار بود و گندم نیز به باتاویا ارسال میگردید. تا پیش از سال 1721گندم گاه به گاه توسط «واک» صادر میگردید اما در دههی 1730 تقاضای پایدار برای این محصول از سوی باتاویا بود. به علت شرایط آب و هوایی، عملکرد بازار و شرایط سیاسی در ایران، مقدار گندم موجود برای صادرات نامنظم بود. برای مثال در سال 38 – 1737 به دست آوردن گندم بسیار دشوار بود، زیرا مقامات ایرانی این محصول را به منظور تغذیهی نیروهای اعزامی به مقسط، به زور از زارعین میگرفتند.101 مسألهی کیفیت محصول، که صادرکنندگان ایرانی به آن اعتنا نمی کردند، هم وجود داشت زیرا عمانیها بیهیچ توجه به کیفیت گندم ـ اینکه آیا جو مخلوط آن است یا نه ـ خریداری میکردند. بنابراین هرگز امکان خرید گندم ناب و بدون ناخالصی وجود نداشت.102 ضمناً در اوایل سال 1740 تأمین گندم بسیار دشوار بود که علت آن کمبود بارندگی بود. «اسکوندرورد»، رئیس «واک» در بوشهر در فوریه 1740 گزارش کرده بود: «زندگی اینجا بسیار دشوار است، زیرا به زحمت غلات برای مصرف انسانی و حیوانی یافت میشود. در کهکیلویه اوضاع بهتر است. در آنجا بابت هر من گندم (108 پوند) مبلغ 12 ماریا ترزا پرداخت میگردد، اما تهیهی گندم خالص ـ بدون اینکه 6/1 یا 8/1 آن با جو مخلوط نباشد ـ غیرممکن است».103 |

طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه
روابط هلندیها با خلیجفارس