سخنی با هیجدهمین استاندار بوشهر طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
ضمن خیر مقدم و تبریک مسئولیت جدید مطالبی را با ایشان در میان گذاشته و انتظار دارد
که بدون در نظر گرفتن مسائل سیاسی و صرفاً برای رشد، توسعه و پیشرفت استان مد نظر قرار گیرد.
1ـ موقعیت استراتژیک مهم و با اهمیت استان بوشهر بارها و بارها تکرار شده و خسته از این تکرار ملال آور، ناگریز برای اطلاع استاندار جدید [ 30/4/1387 ] [ ادامه ] |
اوضاع و احوال سیاسی ـ اقتصادی بوشهر در سال 1907 میلادی به روایت روزانه
”بالیوز“ انگلیس در بوشهر
قسمت صد و شصت و نهم
وشهر 28 آوریل 1907
1ـ اطلاعاتی که در محل از معینالتجار ساکن در تهران دریافت شده حکایت از آن دارد که دولت ایران تصمیم گرفته
تا امتیاز تیول کلیهی زمینهای موجود را لغو کند و خود دوباره آنها را در دست گیرد.
2ـ در روز 21 ماه جاری گمرک بوشهر، که اطلاع یافته بود [ 8 روز پیش ] [ ادامه ] |
|
|
لیگ به پایان رسید، حالا موقع خواب است! لیگ به پایان رسید، حالا موقع خواب است!ـ
چه لیگ خسته کنندهای! خوب شد که به پایان رسید. از کار و زندگی شده بودیم. شب و روز نداشتیم. نه خواب داشتیم و نه خوراک، از بس به فکر نتایج این تیم بودیم. هر وقت بازی بود بیشتر مسئولین تیم به فکر روحیه دادن به تیم بودیم. باید تماس برقرار میکردیم و به تک تک بازیکنان گوشزد میکردیم که موقع بازی آن چه دارند ارائه دهند و مراقب خود باشند که در تمرینات مصدوم نشوند. به هر قیمتی بود برای بازیها تیم را به شرایط ایدهآل رساندیم. خوب مربی که خودمان آورده بودیم، هر چه نیز میگفتیم گوش میکرد. در سطح شهر هر جا که میرفتیم وی را نیز با خود میبردیم حالا میخواهد فاتحه باشد و یا مدرسه فوتبال. دربست در اختیارمان بود. با بودن ما حاشیهها کمکم در تیم جمع شدند. نتیجههای خوب تیم برمیگردد به ما چون مشاورههایمان تأثیرات خودش را گذاشته بود. بعد از هر پیروزی به خودمان تبریک میگفتیم و به دوستان نزدیکمان تسلیت. خوب هر چه بود تیم را از بحران در آورده بودیم، خوب شد که لیگ به پایان رسید. حالا موقع خواب است!
ـ البته ما از بچگی عاشق تیم قرمز در بوشهر بودهایم ولی هر چه از آنها نوشتیم و عکس بزرگشان را چاپ کردیم تحویلمان نگرفتند، حتی برعکس شد. یک انتقاد کردیم نزدیک بود به دادگاه برویم، پس تصمیم گرفتیم برای این فصل عاشق پیراهن سفید شویم. از خواب و خوراک شده بودیم. عجب حاشیههایی داشت این تیم جدید. خوب شد که از اول فصل کنارش نبودیم. برای ماندنش در لیگ همه کار کردیم حتی چند روز پیش در عسلویه از خجالت آن کسی که این تیم را تحت پوشش برده بود درآمدیم و کاری کردیم که برای فصل بعد رغبتی نداشته باشد این تیم مردمی را تحت پوشش ببرد. در یک جشن به جای آن که از وی تشکر کنیم و به خاطر مدال وجدان برایش هورا بکشیم از نتایج بد این تیم و هزینههایی که در چاه ریخته بودند سخن گفتیم و دل دکتر پارس جنوبی را شکستیم. خلاصه هر چه داشتیم روکردیم چون از بچگی عاشق این تیم بودیم!
|
|
|