![]() |
||||
|
|
||||
|
نگاهی به جشنوارهی طنز" حوزه هنری""طنز" را در پستوی خانه نهان باید کرد! نگاهی به جشنوارهی طنز" حوزه هنری""طنز" را در پستوی خانه نهان باید کرد!به میمنت و مبارکی، نافِ یکی دیگر از نوزدان "حوزه هنری" بوشهر به نام «طنزوک» بریده شد! • یکی از اصحاب با لحنی کاملاً دلسوزانه پیش از تنظیم نهایی این نوشتار، به نگارنده هشدار داد که: این متن را با نام خودت منتشر نکن، چرا که ممکن است در ذهن برخی، این ذهنیت ایجاد شود که به دلایل شخصی، گلایه می کنی! و من / نگارنده، نه در پاسخ به او، بَل خطاب به آن برخیِ احتمالی، پیشاپیش یادآور میشوم که: اگر کسی علی رغم سالها حضور نگارنده در عرصهی طنز نویسی و انتشار طنز به ویژه در دو ستون ثابت "تلخند" و "آنتراکت" طی ده سال در هفتهنامه نصیر بوشهر، حال به این نتیجه برسد که به دلیل دریافت نکردن یک تراولِ دولتی 100 یا 200 هزار تومانی و یک عدد "هاون" ! به رشتههای اعصاباش فشار وارد شده، بهرهمندی از نعمت یک زندگی چوخ بختیاری را به او تبریک میگویم! اصراری بر تغییر ذهنیت چنین اشخاصی هم ندارم، چرا که این ماجرا، تنها ماجرای من نیست و تاکنون بارها برای نویسندگان غیرخودی اتفاق افتاده و از این پس نیز … • ماجرا از این قرار بود که: یک دوست ـ که حرمت ویژهیی برایش قائلم ـ در دقیقه 90 به من مراجعه کرد و چند طنز منتشر شده در هفتهنامهی نصیر بوشهر را با خود برد و در اختیار داوران جشنوارهی "طنزوک" قرار داد. چندی بعد از سوی دوستی دیگر به من اطلاع داده شد که یکی از طنزها با عنوان «من اشتباهی بودم» ـ که از سوژهی سریال "مرد هزار چهره" الهام گرفته شده بود ـ آقایان را بسیار بر آشفته کرده و چون احساس کردهاند شخصیت اصلی طنز، یکی از مدیران و متولیان فرهنگ این اقلیم است، رأی به حذف کلیهی آثار دادهاند و خیال خود را راحت کردهاند. حال سخنی با آقای سیدزاده دبیر جشنواره در فراخوان این جشنواره تأکید نشده بود که آثار طنز نویسان بایستی حتماً با محوریت "پاچه خاری" باشد و مواردی چون نقد عملکرد یک به اصطلاح مدیر که آثار کنشهای ویرانگر او کاملاً مشهود است، جزء خطوط قرمز "حوزههنری" محسوب میشود و اصولاً هیچ دبیر و داوری در یک جشنواره حق ندارد با این شیوهی سخیف و توهین آمیز با یک نویسنده به واسطهی طرح باورهایش و احساس تعهد نسبت به جامعهاش در افشای عملکرد مخرب چنین مدیری برخورد کند. اگر پذیرش افراد غیرخودی و متنهای اینگونه برای شما دشوار و حتی غیر ممکن است، چرا فراخوانی این گونه و بدون مشخص کردن سیاست گذاری حوزه هنری منتشر میکنید؟ از همان ابتدا بیایید چند فرد "خودی" را گزینش کنید و به آنها نگارش متنهای "فکاهی" را سفارش دهید و بعد هم در یک مهمانیِ خودمانی بدون حضورِ اغیار، جوایز را قسمت کنید، مگر تا حالا کسی معترض شده؟ در همان شبِ اختتامیه که عملاً فراموش کردید این مراسم، مجلس نکوداشت آقایان مرتضی احمدی و علومی نیست، بلکه هدف قدردانی از توانمندیهای استان است، آیا کسی اعتراض کرد؟ از آغاز تا دقایقی قبل از انتهای مراسم، فقط قربان صدقه شنیدیم و سخن از تشریف فرمایی ایشان و اهدای گل و لوح تقدیر بود و حتا اجازه داده نشد تا چند نفر از طنزنویسان ـ که ظاهراً این مراسم برای آنان برپا شده بود ـ به قرائت آثارشان بپردازند. حضور آقایان احمدی و علومی آن قدر در این مراسم "آگراند" شده بود که عملاً انگیزه این مراسم به فراموشی سپرده شد و فقط در پایان که نوبت به اهدای جوایز به طنز نویسان رسید، مشخص شد «وقتی باقی نمانده» و در نتیجه خیلی شتاب زده اسامی آنها قرائت شد و هر که لحظهیی بر روی سن تأمل میکرد، نگاهی خشن و معنیدار با اشارت ابرویی، او را به سمت محو تصوراتش از "حرمت به اهل قلم" هدایت میکرد. … اما برای آن که این بحث آقایان احمدی و علومی مانند حذف آثار، سوژه به دست برخی افراد ندهد، باید تأکید کنم بحث من، به هیچ وجه نفی جایگاه ایشان نیست، بلکه خیلی شفاف میپرسم: دعوت از این دو بزرگوار با چه هدفی صورت گرفت و حاضران در سالن جز امضاء و عکس یادگاری، از تجارب و داشتههای ایشان چه بهرهای بردند؟ آیا ـ با توجه به موضوع جشنواره بهتر نبود که از صاحب نظری ـ یا همین آقای علومی ـ در حوزه طنز نوشتاری دعوت میشد تا دقایقی، تعریفی اصولی و دقیق از طنز ارائه دهد و تفاوت بین فکاهه و هزل و طنز را برای "فکاهی نویسانی" که هیچ مرزی بین این سه نمیشناسند، تشریح کند؟ • به هرحال این جشنواره هم با آن نگاهِ حذفی و این شکل برگزاری و شیوهی تقدیر از طنز نویسان به پایان رسید و بیتردید "مردم" که داوران اصلی هر جشنوارهیی هستند نتایج و اهداف برگزاری این جشنواره را نیز قضاوت خواهند کرد، اما حسن ختام این مقال از قول شاملوی بزرگ خطاب به آنان که چهرهی واقعیشان در پسِ پشت ماسکهای بیشمار تجزیه شده، آن که: اگر چه میدان دارِ هر میدانید/ نه کسی را به صداقت یارید/ نه کسی را به صراحت دشمن میدارید. |

تاکنون هیچ اداره ارشادی از مطبوعات محلی استان شکایت نکرده ولی میتوان به صراحت گفت که اداره ارشاد در زمان شفیعی بیشتر از تمامی ادارات دیگر از مطبوعات محلی شکایت کرده و گزارش خلاف نوشته ولی به دلیل واهی بودن شکایت نامبرده به جایی نرسیده و همهی شکایتهایش در مرحلهی دادسرا مختومه شده است، بعد از به نتیجه نرسیدن شکایتهایش اقدام به «تذکر محرمانه» به دلایل واهی نموده و همچنین سوبسید سهمیه کاغذ که به طور سراسری به کل مطبوعات کشور تعلق میگرفت، از تعدادی از مطبوعات فعال استان محروم کرده است. بن کارت های کتاب خبرنگاران و مطبوعات را فقط به عدهای خاص دادند که بعضی از آنها در تمامی زندگیشان یک خبر تنظیم نکردهاند. برای تحت فشار قرار دادن و تعطیلی مطبوعات تمامی آگهی ادارات را در اداره ارشاد تجمیع و تعدادی از مطبوعات منتقد را از آن محروم کرده است. خلاصه بیش از یک سال و نیم است که ارشاد تمامی مزایا و کمکهای خود به مطبوعات را از نشریات مهم بوشهری دریغ مینماید و به نوعی نشریات بوشهری را تحریم نموده است.
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه
نگاهی به جشنوارهی طنز" حوزه هنری""طنز" را در پستوی خانه نهان باید کرد!