سخنی با هیجدهمین استاندار بوشهر طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
ضمن خیر مقدم و تبریک مسئولیت جدید مطالبی را با ایشان در میان گذاشته و انتظار دارد
که بدون در نظر گرفتن مسائل سیاسی و صرفاً برای رشد، توسعه و پیشرفت استان مد نظر قرار گیرد.
1ـ موقعیت استراتژیک مهم و با اهمیت استان بوشهر بارها و بارها تکرار شده و خسته از این تکرار ملال آور، ناگریز برای اطلاع استاندار جدید [ 30/4/1387 ] [ ادامه ] |
وضاع و احوال سیاسی ـ اقتصادی بوشهر ـ ظرف چند روز گذشته تعدادی از بوشهریها که از اقدامات همقطارانشان در تهران و یزد و سایر جاها با اطلاع شده دست به کار شدهاند تا یک نیروی داوطلب را تشکیل دهند.
40 صنف بازرگانی از جمله بستگان تجار عمدهی محلی ترتیب مشق نظامی داده و ناخدا ابراهیم، فرمانده کشتی پرسپولیس، پیشنهاد نموده به آنها تعلیم نظامی دهد.
برابر دستورالعمل، در بدایت امر قرار است مشق نظامی «به طور پنهانی» صورت گیرد و از چوب و چماق به جای تفنگ استفاده شود. این نیرو که مراحل اولیهاش در حال شکلگیری است [ 5 روز پیش ] [ ادامه ] |
|
|
کشکول نصیر اصلاحات ارضی و داستان دختر!
در یادنامه دکتر خانلری که تحت عنوان «قافله سالار سخن» چاپ شده است نمونه جالبی از سانسور در گذشته ذکر شده است. در یکی از شمارههای مجله «سخن» دختری داستانی نوشته بود دربارهی دهقانی که کنار دریاچهی هامون مزرعهای داشت و چون آب دریاچه خشک شده بود مزرعه را از دست داد و بدبخت شده بود. مجله توقیف شد. خانلری می گوید به "تدین" تلفن کردم که چه اشکالی در این داستان دیدهاید؟ تدین میگوید: آقا... با وجود اصلاحات ارضی نباید نوشت که مزرعهای خشک می شود.
خانلری میگوید: آخر اصلاحات ارضی شاه که تعهد باران نکرده است.
طبلِ بیصدایِ دزد!
مولانا می گوید: شبی دزدی در بازار از سقف دکانی داخل شده و مشغول جمع کردن کالا بود. شبگرد و پاسبانی که از بازار میگذشت صدای داخل دکان را شنید. از پشت در فریاد کرد: کیستی و چه میکنی؟ دزد جواب داد: هیچ، طبل میکوبم! پاسبان گفت: طبل؟ پس چرا طبل تو صدا ندارد؟ دزد پاسخ داد: این از آن طبلهایی است که شبها میکوبند و روز بعد صدای آن بلند میشود!
|
|
|