![]() |
||||
|
|
||||
|
فریاد استان بوشهر 27 پاسخی به پاسخ؛ تلنگری دیگر به پل در همبیل کرهبند فریاد استان بوشهر 27 پاسخی به پاسخ؛ تلنگری دیگر به پل در همبیل کرهبند• دکتر عبدالرحیم مهرور نمی دانم تا کی قلمم توان نوشتن داشته باشد، گرچه می دانم که روزی به خاطر همین نقدها تاوان سنگینی پس خواهم داد و روزی نوک قلمم ساییده خواهد شد، ولی ارزش آن را دارد که به خاطر شهر و دیارم ضررهای مالی و جانی را در پوششی از اندیشهی چگونه زیستن و چگونه مردن را ادامه دهم، زیرا امروز نوشتن مطالب انتقادی و سیاسی بسیار هزینهبردار است. باید آنچنان زیرکانه قلم را به حرکت در آورد که اصحاب ضد اندیشه نتوانسته صاحب قلم را خرد کنند، ولی ما بوشهریها ضرب المثلی داریم که میگوید: «همیشه دول (ظرف آب) از چاه در نمیآید.» چند هفته پیش مطالبی در خصوص در همبیل ساختن پل کرهبند همراه با تصاویری گویا به رشتهی تحریر در آوردم. پلی که با وجود داشتن پایهها وستونهای متعدد، اکنون بیکمر شده است. به تعبیری دیگر کمرش نه از بیپولی که از بیخردی، بیتجربگی، بیتفاوتی و یا بیراهی شکسته شده است. خلاصهی مطلب ضعف مدیریت و عدم نظارت دقیق در کارها به خاطر اینکه در کشور باندی عمل میشود، سال هاست که بیداد می کند تا اینکه دفاعیهای هرچند بهصورت رفع مسوولیتی از طرف سرپرست ادارهی راه و ترابری استان بوشهر نظرم را جلب کرد، ایشان میفرماید: «1. پل از سال 61 ـ 60 و با تایید دفتر فنی و دانشگاه خلیجفارس به عنوان مشاورین آن اقدام به ساخت گردید!! 2. پل را به عنوان عابر پیاده یک متر و بیست سانتیمتر عرض، اعلام کردهایم که به غیر از موتورسیکلت و عابر پیاده هیچ وسیلهی نقلیهی دیگر از آن عبور نکند!! 3. آن زمان ما یک نامه به دفتر فنی که این طرح مورد تایید ما نیست، نوشتیم!!! 4. نویسندهی مقاله هیچ اطلاعی دربارهی گذشتهی این پل ندارد و واقعیت را بیان نکرده است!!! 5. تمام بچههای این اداره، روزهای تعطیل و غیرتعطیل زحمت می کشند، انصاف نیست با درج مقالهای به این صورت زحمات این عزیزان را نادیده انگاشت!!!» اما پاسخی به پاسخ: آقای مهندس علیپور عزیز! شما خودت در بند سوم تمام مطالب حقیر را تایید کردهاید که این طرح مورد تایید شما هم نبوده است. بنابراین بهتر است که با من در این افشاگری حیف و میل بیتالمال همراه شوید و اگر اشتباه چاپی در سال ساخت پل روی نداده باشد، گویا اطلاعات حقیر بیشتر از جنابعالی می باشد؛ زیرا که اولاً ساخت پل در سال 71 ـ 70 بوده، نه سال 61 ـ 60. ثانیاً عمر دانشگاه خلیجفارس حدود 12 ـ 10 سال است. ثالثاً عرض پل به جای 20/1 سانتیمتر،90/3 سانتیمتر بوده که اکنون به 30/2 سانتیمتر تغییر یافته است. اکنون اگر مدعی هستید که پل به عنوان عابر پیاده و موتور احداث شد، پس تابلوی "عبور اتومبیل ممنوع"تان کجا رفته است؟ گرچه از حدود یک سال پیش که یکی از پایههای این پل، نشست کرده است؛ اقدام به نصب تابلوی عبور کامیون ممنوع (نه تمام خودروها) در ابتدای راه اصلی به فرعی یعنی در 19 کیلومتری این پل نصب کردید که دیگر فایدهای نداشت؛ زیرا که نه تنها دم خروس (ریزش پل) بلکه سر خروس هم که همان تابلو «عبور کامیون ممنوع» باشد اکنون آشکار گردیده و در جایی دیگر اشاره کردهاید که بدون اطلاع دست به قلم شدهام. اکنون خوشحالم که بعد از 3 ماه تحقیق و آمد و رفت و مصاحبه با مردم آن دیار توانستهام این مطالب را جمعآوری کنم. در گوشهای از مصاحبهتان خواستهاید، کارمندان آن اداره را مقابل حقیر قرار دهید. اولاً مگر من بچهام که اینگونه بازیچه قرار گیرم؟ ثانیاً عنوان مطالب حقیر، نقد مدیریت ناکارآمد بوده، که هیچ ارتباطی با کارکنان زحمتکش که ماهیانه 200 ـ 100 هزار تومان دریافت می کنند، نخواهند داشت. اما تلنگری دیگر: شباهتها و تفاوتهای پل کرهبند با پل سانفرانسیسکو و تونل مانش، این پل بیشتر به پل سانفرانسیسکو شباهت دارد، زیرا هم پایههای هوایی دارد و هم پایههای دریایی (آبی)! با این تفاوت که پایههای هوایی پل سانفرانسیسکودر یک نقطه به مرکز ثقل میرسند، اما پایههای هوایی پل کرهبند مثل کجاوه (مختک) میباشد که مرکزیتی ندارد. شاید هم شبیه تونل مانش فرانسه باشد که از طریق زیردریایی به انگلیس متصل است، با این تفاوت که آن پل زیر آب است، ولی این پل بالای آب قرار دارد. راستی آن پلی که پایه (ستون) داشته، اینگونه رُمبید (تخریب شد). حال پل جدید که نه پایهای دارد و نه مرکزیت سانفراسیسکویی، چگونه میتواند دوام داشته باشد؟! اکنون چند سوال: 1. چرا مردم آن منطقه قسمتی از این پل را که با چوب آذینبندی شده بود، به آتش کشیدند. 2. پل عابر پیاده آیا میتوان بین روستایی که 3 کیلومتر از این پل دور است و 19 کیلومتر فاصلهی جادهی اصلی به این پل است، نصب کرد؟! شاید هم سی و سه پل زایندهرود است که در وسط شهر قرار گرفته، برای عبور عابرین. 3. کدام عقل سلیم میگوید، پل عابر پیاده در یک بیابان که دو طرفاش جادهی آسفالته ای به عرض 12 ـ 8 متر آن هم بدون نصب تابلوی «عبور خودرو ممنوع». 4. حال حقیر بومی نسبت به مشکلات استان بیاطلاع است، یا جنابعالی غیربومی که در تخصص خود هم متأسفانه (می بخشید!) اطلاع کافی ندارید. حال که اینچنین است: باشد تا صبح دولتت بدمد. کاین هنوز از نتایج سحر است. |

طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
ـ ظرف چند روز گذشته تعدادی از بوشهریها که از اقدامات همقطارانشان در تهران و یزد و سایر جاها با اطلاع شده دست به کار شدهاند تا یک نیروی داوطلب را تشکیل دهند.
فریاد استان بوشهر 27 پاسخی به پاسخ؛ تلنگری دیگر به پل در همبیل کرهبند