![]() |
||||
|
|
||||
|
اوضاع و احوال سیاسی ـ اقتصادی بوشهر در سال 1907 میلادی به روایت روزانه اوضاع و احوال سیاسی ـ اقتصادی بوشهر در سال 1907 میلادی به روایت روزانه”بالیوز“ انگلیس در بوشهر قسمت دویستم بوشهر هشتم مارس 1908 6ـ دوباره هم قاطرچیها، برای حمل محمولات به مناطق داخلی و بالعکس، رفت و آمد را در مسیر شیف آغاز کردهاند. علتی که برای این تغییر مسیر عنوان میکنند این است که خان چاهکوتاه برای خرید علوفه و غیره نرخ سنگینی را مطالبه میکند و به زور از آنها میخواهد تا با این نرخ بخرند در غیر اینصورت با آنها بدرفتاری میکند. خان نیز چون میبیند که دارد در آمدش از کف می رود می کوشد تا به زور قاطرچی ها را از استفاده از مسیر شیف جلوگیری کند. در نتیجه بین افراد او و افراد خان انگالی ـ که در مسیر شیف در قلمرو او واقع است ـ جنگ و نزاع در گرفته است. خان انگالی هم به طور طبیعی طرفدار سرسخت استفاده از مسیر شیف میباشند زیرا او هم بابت دریافت غیرقانونی عوارض از کاروانها ـ که در این مسیر تردد میکند ـ درآمد پایداری نصیبش میشود. 7ـ سروان ام.اف وایت در روز چهارم ماه جاری با کشتی پست وارد بوشهر شد و وظایف معاونت سیار با ریاست قرنطینه را به عهده گرفت. سروان ویلیامز ـ پزشک رزیدنسی و ریاست قرنطینه ـ با همین شناور جهت خرید وسایل بهداشتی برای اداره قرنطینه، رهسپار بمبئی گردید. پی.زد.کاکس نماینده سیاسی در خلیجفارس بوشهر 15 مارس 1908 1ـ نایب حکمران در روز هفتم شکرا…، حمالباشی سابق گمرک، را به فلک بست و به زندان انداخت زیرا او در هفته گذشته در حین تحقیق انجمن محل، راجع به ادعاهای او، به طور تحقیرآمیزی از نایب حکمران صحبت کرده بود. او بعدها با وساطت سید مرتضی اهرمی از زندان آزاد شد و به عنوان «خلعت» شالی را هم دریافت کرد. 2ـ در روز سهشنبه مورخه دهم ماه جاری اتفاقی افتاد که احتمالاً برای کنسولگری آلمان دردسری را به وجود آورده است. در مورخهی فوق به منظور بررسی و اینکه چه کسی مسؤول کسر تخلیه تعداد معینی کالا، محمولهی یکی از شناورهای خط هامبورگ ـ امریکا است، جلسهای در کارگزاری تشکیل گردید. نظر به اینکه یکی از بستههای مفقوده محتوی یگ قبضه تفنگ برای آقای «ون ریچ توفن» ـ کاردار سفارت آلمان در تهران بود ـ به موضوع کسر دریافتی اهمیتی فوقالعاده داده شد و نماینده خط کشتیرانی آلمان و میرزا عبدالحسین ـ مترجم کنسولگری آلمان ـ هم در جلسه حضور یافتند. نخست از پیمانکار تخلیه و بارگیری سابق که فردی ارمنی به نام لوکاس بود بازجویی شد و او توانست خود را از هرگونه اهمالکاری تبرئه کند. ضمناً یکی از بارشماران گمرک که جوانی ارمنی به نام پتروس بود، به عنوان شاهد، در جلسه حضور داشت. در پایان جلسه میرزا عبدالحسین از پتروس پرسید که او در آن هنگام چه کار و مسؤولیتی داشته است. گفته میشود پتروس به این سؤال پاسخی نامناسب داده که موجب دلخوری مترجم کنسولگری آلمان شده و او در نتیجه به کنسول آلمان شکایت کرده بود. لذا روز بعد کنسول آلمان به اتفاق میرزا عبدالحسین به مدیر گمرکات مراجعه و مصرانه از او خواستند تا این جوان ارمنی را فوراً و بدون طی تشریفات قانونی از کار اخراج کند که موسیو کانسانت هم با توجه به پافشاری آنها دست به این کار زد. آنگاه کنسول آلمان به نایب حکمران مراجعه کرد و از او خواست تا این جوان ارمنی را به فلک بندد. ظاهراً نایب حکمران بیهیچ مخالفتی به خواستهی آنها گردن نهاد و گفته میشود این جوان را به شدت به چوب بست. جامعهی ارمنی به محض اطلاع از این رویداد به خشم آمده و به طور دستهجمعی به کارگزار مراجعه کردند. با توجه به اینکه در ایران کارگزار مورد وثوق ارامنه و کلیمیها است و تنبیه این جوان ارمنی بدون مراجعه به او و بدون ارایه مدرکی انجام گرفته بود، لذا کارگزار به حمایت از ارامنه پرداخت و از این اقدام نایب حکمران اظهار خشم و نفرت نمود. انجمن محل هم ظاهراً از ارامنه حمایت کرد و متعهد شد تا نایب حکمران را بابت این اقدام مورد مؤاخذه قرار دهد. به علاوه جامعه ارمنی نیز از طریق اسقف اعظم خود تلگراف مفصلی خطاب به وزیر امور خارجهی ایران، وزیر گمرکات و کلیهی نمایندگان سیاسی اروپایی در تهران فرستاده و بابت این بیعدالتی اعتراض نموده و خاستار تحقیقی بیطرفانه شدهاند. گفتنی است یکی از ارامنهی تبعه انگلستان به ژنرال کنسول اظهار نمود که آیا اگر عریضهای به نمایندهی سیاسی ارسال گردد به ارامنه کمک خواهد شد که به او توضیح داده شد، این رویداد ارتباطی به نماینده سیاسی ندارد. 3ـ رئیس پست از اداره پست شیراز تلگرافی دریافت کرده دایر بر اینکه به علت اوضاع آشفته ایالت، در این هفته پیک پست، شیراز را به مقصد بوشهر ترک نخواهد کرد. همچنین به او به طور تلگرافی اطلاع داده شده که پیک بوشهر در روز سوم بوشهر را ترک گفته بود به محض رسیدن به حوالی شیراز مورد دستبرد قرار می گیرد. 4ـ بنا به پیشنهاد مجلس ملی، انجمن محلی به مناسبت اینکه شاه در حادثهی پرتاب بمب جان سالم به در برد، تلگراف تبریکی به شاه ارسال کرد. ادامه دارد... |

تاکنون هیچ اداره ارشادی از مطبوعات محلی استان شکایت نکرده ولی میتوان به صراحت گفت که اداره ارشاد در زمان شفیعی بیشتر از تمامی ادارات دیگر از مطبوعات محلی شکایت کرده و گزارش خلاف نوشته ولی به دلیل واهی بودن شکایت نامبرده به جایی نرسیده و همهی شکایتهایش در مرحلهی دادسرا مختومه شده است، بعد از به نتیجه نرسیدن شکایتهایش اقدام به «تذکر محرمانه» به دلایل واهی نموده و همچنین سوبسید سهمیه کاغذ که به طور سراسری به کل مطبوعات کشور تعلق میگرفت، از تعدادی از مطبوعات فعال استان محروم کرده است. بن کارت های کتاب خبرنگاران و مطبوعات را فقط به عدهای خاص دادند که بعضی از آنها در تمامی زندگیشان یک خبر تنظیم نکردهاند. برای تحت فشار قرار دادن و تعطیلی مطبوعات تمامی آگهی ادارات را در اداره ارشاد تجمیع و تعدادی از مطبوعات منتقد را از آن محروم کرده است. خلاصه بیش از یک سال و نیم است که ارشاد تمامی مزایا و کمکهای خود به مطبوعات را از نشریات مهم بوشهری دریغ مینماید و به نوعی نشریات بوشهری را تحریم نموده است.
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه
اوضاع و احوال سیاسی ـ اقتصادی بوشهر در سال 1907 میلادی به روایت روزانه