![]() |
||||
|
|
||||
|
منافق یا معترض! مسأله این است. . .این روزها به کار بردن عبارت منافق، کاری بسیار آسان شده است و نیاز به تفکر ندارد که این عبارت در مورد چه کسی یا گروهی و با چه پیشینهای به کار برده میشود. در این چند وقت گذشته به وضوح دیده شده که در نشریات متعلق به جناح راست و در رسانهی به اصطلاح ملی، بارها و بارها از ارکان جناح مقابل و معترض و همراهانشان به نام منافق نام برده شده و متهم به پاشیدن بذر نفاق در جامعه گردیدهاند؛ غافل از اینکه اگر بذر نفاقی در این زمین حالا خشک شدهی ایران پاشیده شده مربوط به امروز و دیروز نیست و به قبل از دوران انتخابات برمیگردد. به زمانی که حقیقتهایی که به راحتی قابل مشاهده بود توسط سران دولتی نادیده گرفته و کتمان میشد، بذر نفاق زمانی در این زمین پاشیده شد که دروغ ملکهای شد در اذهان مردم و دروغگویی سادهترین راه برای پیشرفت ظاهری شد و راحتتر از گذشته در بدنهی ملت از بالا به پایین رخنه کرد. با این همه حالا نوک پیکان اتهام نفاق به سمت اشخاص و جناحی است که اکثر نخبگان و شخصیتهای این جناح به دلایل نامعلوم دستگیر شده و ماههاست که در زندان به سر میبرند و توان پاسخگویی و دفاع از خود را ندارند تا آنجا که گاهی دیده میشود (به خصوص در مناظرات تلویزیونی) که حتا برخی از اصولگرایان میانهرو هم از این بیعدالتی به تنگ آمده و هرچند به کلام از جناح مقابل با جملاتی نظیر باید به سبزها مجوز راهپیمایی داده میشد و یا اینکه بین منافق و معترض مرز قابل تشخیص تعیین گردد، دفاع کردند.
اما چقدر خوب و قابل ستایش بود که امکان این دفاع به خود سران جناح اصلاحات داده میشد تا شاید آقایان اینچنین بیدغدغه لقب و برند منافق را بر زبان نیاورند و به قلم نبرند و بر اشخاصی که سهم غیرقابل انکاری در انقلاب و حفظ نظام داشتهاند نچسبانند. ای کاش میشد از دوستان پرسید دموکراسی در شرایط کنونی چه معنایی دارد؟ آیا این مسأله که عدهای در انتخابات دچار ابهام شده و خواستار رفع ابهام هستند کافی است تا این عده منافق خوانده شوند، اگر ما مدعی دموکراسی هستیم پس باید تحمل نقد و اعتراض را داشته باشیم. اما چرا این اعتراض که در روزهای آغازین با سکوت و بدون ایجاد مزاحمت برای شخص یا گروهی همراه بود با سرکوب روبهرو شد که کار به اینجا بکشد؟ در این که عدهای سودجو از حواشی این اعتراض سوء استفاده کرده و موجبات بیاحترامی به شخص حضرت امام (ره) و عاشورای حسینی شدند شکی نیست، اما یک کاسه کردن همه و بدون ملاحظه همه را با یک سنگ قیاس کردن به هیچوجه جایز نیست. اگر قرار بر این باشد که اشتباه یک نفر در توهین به مقام والای معمار کبیر انقلاب باعث شود که همه یکجا بسوزند و همه معترضان منافق و محارب نامیده شوند پس آنها که به جماران که جایگاه حضرت امام (ره) بود حمله کردند و مردم حاضر در مجلس روضه را مورد تهاجم خود قرار میدهند و درب و پنجرهی سالم نمیگذارند چه نام دارند؟ آیا انصاف است که از این طرف همه همه را یکجا سنجید؟ این اطمینان برای همه وجود دارد که اگر روزی سخن از حضور شخص یا گروهکی از خارج نظام بشود و یا دخالتی از آنها در امور داخلی دیده شود چپ و راست یکی شده و محکم در برابر دخالت بیگانگان میایستند. حضور سودجویان و استفادهی ابزاری به سود خود از اعتراضات بعد از انتخابات و سرکوب شدید معترضان فقط بهانهای بود برای جناح اصولگرا تا به راحتی همه را یکی کرده و جناح رقیب (اصلاحات) را منافق خوانده و در صدد حذف این جناح برآید، که این امر به وضوح در سخنان سخنگویان اصولگرا آشکار است. آنها که در مناظرههای تلویزیونی به راحتی میگویند که همهی منافقان و معترضان باید به شدت مجازات گردند، اندیشهای جز حذف جناح رقیب از صحنه ندارند، اما به فرض اینکه این امر میسر گشته و جناح رقیب حذف گردد، آیا سیاست تکسویه و یکجناحی جایی برای رقابت و پیشرفت در کشور میگذارد و آیا این معنای واقعی دموکراسی است و یا معنای…. در آخر اینکه با کلام و عبارات شخص یا گروهی منافق نمیشوند و این مردم هستند که با درایت خود خوب را از بد و منافق را از معترض جدا میکنند. حالا آقایان هرچقدر که میخواهند بگویند و همه را منافق بخوانند اما پیشینهی افراد و سابقهی آنها در دلسوزی خود به راحتی بیانگر این امر است که اعتراض برابر نفاق نیست؛ باشد که روزی دموکراسی به معنای واقعی در جامعه حاکم گردد و شخص بدون اینکه حضور داشته باشد متهم نگردد و القابی چون منافق به اشخاص غایب داده نشود و به همه اجازه داده شود تا از اعمال و رفتار خود در برابر دیدگان مردم دفاع کنند. |

تاکنون هیچ اداره ارشادی از مطبوعات محلی استان شکایت نکرده ولی میتوان به صراحت گفت که اداره ارشاد در زمان شفیعی بیشتر از تمامی ادارات دیگر از مطبوعات محلی شکایت کرده و گزارش خلاف نوشته ولی به دلیل واهی بودن شکایت نامبرده به جایی نرسیده و همهی شکایتهایش در مرحلهی دادسرا مختومه شده است، بعد از به نتیجه نرسیدن شکایتهایش اقدام به «تذکر محرمانه» به دلایل واهی نموده و همچنین سوبسید سهمیه کاغذ که به طور سراسری به کل مطبوعات کشور تعلق میگرفت، از تعدادی از مطبوعات فعال استان محروم کرده است. بن کارت های کتاب خبرنگاران و مطبوعات را فقط به عدهای خاص دادند که بعضی از آنها در تمامی زندگیشان یک خبر تنظیم نکردهاند. برای تحت فشار قرار دادن و تعطیلی مطبوعات تمامی آگهی ادارات را در اداره ارشاد تجمیع و تعدادی از مطبوعات منتقد را از آن محروم کرده است. خلاصه بیش از یک سال و نیم است که ارشاد تمامی مزایا و کمکهای خود به مطبوعات را از نشریات مهم بوشهری دریغ مینماید و به نوعی نشریات بوشهری را تحریم نموده است.
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه