![]() |
||||
|
|
||||
|
این هم نوعی بلندپروازیدر این زمانه و در این دنیای آشوبزده و جهانی که انسانهایش شتابان پیش رفته و در پی چارهجویی و راه یافتن از مبدأ تا مقصد میباشند.
جهانی که کُندی و توقف را نمیپذیرد، دنیایی که آرامش و خوابیدن را فقط آماده شدن و حرکت از نو برای ساعات کار و تلاش بعدی میداند که آستینها را بالا زده و دستها به نوعی کلماتی نوشته تصاویری ترسیم نموده، بسازند و بیافرینند، ابداع نمایند و مسیری طی کنند و بیاموزند و …تا با تمام سعی و کوشش به هدف برسند. نازیدن و نازپروری، آرمیدن و جا خوش نمودن و در رؤیا و خیالبافیها دیگر عامهپسند نبوده. اگر هدف زندگی کردن بدانیم و اگر مقصد موفقیت باشد پس نمیبایست زمان را به بطالت گذراند. متأسفانه بنیان و ریشه قشری از اقشار جوان امروزی همانند درختانیست که دارای شاخ و برگهای سست و بیخاصیت بوده که حتا جزیی سایه هم از آنان دیده نمیشود چه رسد ثمرهای از آنها این نازپروردههای همیشه خوشخواب و سیراب شکم در عالم رویایی خود در انتظار فردایی بهتر هستند که در واقع خورشید آن روزِ رویاهایشان طلوع نخواهد کرد. هر شب قبل از به بستر رفتن در پاسخ توصیههای شبانهروزی پدر و مادر که هر روز و مخصوصاً هرشب به او میگویند فردا دیگر بلند شو، خواب را بگذار کنار، فکری به حال خودت بکن، مگر نمیخواهی این خوردن و خوابیدن تمامش کنی؟ و رعنا جوانشان میگوید چشم فردا حتماً صبح زود بیدارم و خواهم رفت کاری پیدا کنم. اما کدام فردایی و کدام کار؟ شاید والدین بیخبر از آن باشند که عزیزشان با مدرک دیپلمی که دارد، در انتظار شغلی بوده که ماهیانه حقوقی دریافت نماید که معادل حقوق کارمند ده، پانزده سال خدمت باشد. این آقای جوان ظاهراً از سلسله مراتب پایه به پایه کار و ترفیع حقوقیاش یا بیخبر است یا به قول معروف میخواهد یک شبه ره صد ساله برود، یعنی در بدو شروع به کارح قوقی کلان بگیرد. آری در مخیله و پندار تعدادی از آنان اینگونه اندیشهای هست گذشته از ان آقای بزرگمنش به فکر این هم نبوده که به جز مدرک دیپملش حرفه و تخصص و هنری هم باید وجود داشته باشد که اگر خدایش نصیب نکرده و شرکت یا ادارهای او را نپذیرد حداقل دستش به ابزاریآشنایی داشته باشد و کارفرمایی محض رضای خدا او را نگهداشته و دستمزدی به او بپردازد. اینان چنان در خواب و خیالاند که میپندارند عمر پدر و مادرشان با آنان برابری دارد و فرزند عزیزشان را پذیرایی میکنند. ناگفته نماند که بعضی والدین که فراتر از حد تربیتی و پرورشی با فرزندشان رفتار میکنند متأسفانه در این فکر نیستند که اولادشان سوء استفاده نموده و بیخیال و در کمال آرامش زیر سایهی پدر و مادر شب را به روز و روز را به شب میگذرانند، در صورتی که اگر آنان سیستم تربیتی و رفتاری خود را در حد معقول و متعادل در پیش گیرند فرزند هم قطعاً به جوانب مثبت زندگی اندیشیده و با آیندهنگری حساب کار خود را خواهد نمود. مثلی معروف که از قدیمالایام بر سر زبانها بوده و هماکنون هم ورد زبانهاست و میگویند هر که طاوس میخواهد جور هندوستان کشد، بلی چه خوب گفتهاند، اما افسوس که افرادی یا از گوش کر هستند و یا میشنود ولی بی بند و باری و آمادهخوری و تنپروری پیشهی خود ساختهاند. متأسفانه به جز این دسته، گروهی هم هستند که به بهانههای مختلف هم از خدمت نظام فراریاند و هم گریز از کار و زندگی، لذا علافی و تنپروری هم بر آیندهنگری و زندگی شرافتمندانه ترجیح میدهند. متأسفانه اینان به طور کلی نمیخواهند واقعیت را بفهمند و حقیقت را دریابند، افسوس که به راه و رسم و زندگی نمودن همسن و سالان خود پی نبرده که حداقل تجربهای کسب نموده باشند. جوانانی هم هستند که به دلایلی، از جمله فقدان مدرک تحصیلی و تخصصی در گزینش موسسات و سازمانهای دولتی موفق نمیشوند. ولی نمیخواهند که در بیکاری و خانهنشینی در جا بزنند و از سوی دیگر هم به علت عدم امکان مالی و نداشتن سرمایهای که حداقل بتوانند خود را سرگرم نموده و اندک اندک پیشرفتی در زندگیشان ایجاد گردد، اما به هرحال دیر یا زود به دلیل تلاش و پیگیری خود و تشویق دیگران بیکار نبوده و سرانجام موفق میشوند که در شغلی آزاد پیشرفت نمایند. به قول معروف در همیشه بر یک پاشنه نمیچرخد. خوردن و خوابیدن، ابدی نیست. آیا نمیبایست قدری هم به اطراف خود نگریسته و شغل و زندگی پیروزمندان و ورشکستگان در طول عمرشان مورد بررسی قرار داده و دربارهی شکست یا موفقیت آنان حلاجی و اندیشهای نمایند؟ دسته جوانانی هم به بهانه بلندپروازیها و یا ادعاهای توخالی خود با امید داشتن به تداوم عمر بلند پدر و مادرشان که همه یک مشت شیوههای پوچ و بیاساس است، متأسفانه بعضی از آنان سد راه خود نموده غافل از اینکه پایه و اساس این دیواره هیچگونه استحکامی نداشته و زمانی ناگهان متزلزل گردیده و فرو خواهد ریخت که آب رفته هم به جوی هرگز باز نخواهد گشت. نیروی جوان نیروی آماده باش، تازه نفس و آینده ساز جامعه میباشد، پیشکسوتان با تجربیاتی که خود به نسل آینده تحویل میدهند از آنان انتظار دارند دنیای بهتر با پیشرفتها و تلاش و خلاقیت چشمگیری به جامعهی خود و جهانیان ارائه دهند زیرا مردم چشمانتظار دستاوردهای فرزندان خود و نیروهای جوانشان هستند. ضمناً بدون تأثیر هم نبوده که نسل جوان امروز به ساختار و روند کارایی جوانان در گذشته هم بیندیشند و از تواناییها و مسیرهای سازندگی که اگر دستاوردهای نمونه و چشمگیری داشتهاند استفاده گردد. بنابراین دخالت دادن تجربیات گذشتگان قطعاً بر افکار و خلاقیت نسل جوان امروز ضمن اینکه بدون تأثیر نبوده مفید و ثمربخش هم واقع خواهد شد. البته باید توجه داشت که معیار کارایی جوانان در گذشته نسبت به امروز تقریباً متفاوت بوده دلیل آن هم واضح و روشن است. در گذشته حجم کارها و امور و فنون و صنایع مختلف و تکنولوژی و فن ارتباطات نسبت به امروز محدود بوده، بنابراین نیروی کمتری میطلبید. اگرچه پارهای ابتکارات و اکتشافات ساخته دستان هنرمندان بوده و کم و بیش هستند کهنسالانی که هنوز هم با عشق و علاقه خالق به وجود آوردن آثار جاودانشان میباشند، مسلماً اینان تا لحظه مرگ هم دست از تلاش و فعالیت خود برنمیدارند، اما با این حال صنعت ماشینی و ارتباطی امروز به نوبه خود نیروی بیشتری طالب بوده تا که چرخها را به حرکت درآورده و به خصوص قشر جوان را در جهت کار تحریک و جذب نماید. با تمام این تفاصیل خوشخوابان و سیرابشکمان هم زمانی از خواب غفلت بیدار خواهند شد که نه پای رفتن داشته و نه دستی توانا برای کار کردن، بنابرانی در دنیای پرخروش امروزی به هر قیمتی که شده باید کاری کنند و یک جنب و جوشی از خود نشان دهند تا حکایت لاکپشت آهسته رو و خرگوش خوشخواب تکرار نگردد. |

تاکنون هیچ اداره ارشادی از مطبوعات محلی استان شکایت نکرده ولی میتوان به صراحت گفت که اداره ارشاد در زمان شفیعی بیشتر از تمامی ادارات دیگر از مطبوعات محلی شکایت کرده و گزارش خلاف نوشته ولی به دلیل واهی بودن شکایت نامبرده به جایی نرسیده و همهی شکایتهایش در مرحلهی دادسرا مختومه شده است، بعد از به نتیجه نرسیدن شکایتهایش اقدام به «تذکر محرمانه» به دلایل واهی نموده و همچنین سوبسید سهمیه کاغذ که به طور سراسری به کل مطبوعات کشور تعلق میگرفت، از تعدادی از مطبوعات فعال استان محروم کرده است. بن کارت های کتاب خبرنگاران و مطبوعات را فقط به عدهای خاص دادند که بعضی از آنها در تمامی زندگیشان یک خبر تنظیم نکردهاند. برای تحت فشار قرار دادن و تعطیلی مطبوعات تمامی آگهی ادارات را در اداره ارشاد تجمیع و تعدادی از مطبوعات منتقد را از آن محروم کرده است. خلاصه بیش از یک سال و نیم است که ارشاد تمامی مزایا و کمکهای خود به مطبوعات را از نشریات مهم بوشهری دریغ مینماید و به نوعی نشریات بوشهری را تحریم نموده است.
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه