|
دوردستهای نزدیک
ده شمع کم است...! شاید هزار تا هم...!
برای کیکِ تولدِ ده سالگیِ نشریاتی چون «نصیر بوشهر» و یا «نسیم جنوب» ده شمع خیلی کم است!
به راستی این نشریاتِ محلی که در واقع بسیار فراتر از واژه و وظیفهی
محلی بودن ایفای نقش کردهاند، در طی این ده سال و هر هفته، چند شمعِ اندیشه روشن کردهاند...؟!
و خاموش شدنِ چند شمعِ روشن را در تندباد دلسردیها و 
"نصیر بوشهر" ده ساله شد
ده سال تلاش مداوم و خستگی ناپذیر هفتهنامهی وزین نصیر بوشهر را به مسئول و کادر فداکار آن تبریک میگویم
و امیدوارم در برابر شداید و مشکلات، مقاوم و پا بر جا باشند.
کار خبررسانی مطبوعاتی در این وانفسای خبری و تنگ میدانی مالی
دشوار و تا حدودی طاقت فرسا بوده و ایستادگی را تنها در کسانی به سامان میرساند که عاشق باشند 
آمیزه ی صداقت و ایمان
شاید در کشورهایی که از نظر اجتماعی به مرحلهی تثبیت رسیده و قوانین مدنی، اجتماعی و سیاسی از ثبات بیشتری برخوردار هستند،
ده سال تجربهی روزنامهنگاری برای رسیدن به درجهی پختگی،
زمان کمی نباشد،
اما در کشورهایی که دستخوش دگرگونیهای مداوم در وضعیت و قوانین پیش
گفته و به بیان دیگر در مرحلهی گذار یا در حال توسعه هستند، 
نوشتن از زیستن جدا نیست*
یک هفتهنامه در این وانفسا به چند فاکتور جهت بقاء نیازمند است. بعضی از فاکتورها تحمیلی است. در قانون ما بودجه
و یا سهمیه برای مطبوعات در نظر گرفته نشده؛
که این مورد تا اندازهای به نفع مطبوعات است
تا مجبور نباشند شیر دولت را بنوشند و در نتیجه نتوانند به مسئولیت خود که حرمت قلم است عمل نمایند.
اما در این راه پر پیچ و خم روزنامهنگاری، هستند 
به خیلِ مهربانِ "نصیریان"
غمی جانکاه، غمی که از اکنون تا نهایتِ عُمر همراهم گردیده است،
درونم را سخت و سمج میکاود.
آن قدر که تمام زوایای روشنی را که برای خود ساختهام،
در لعابی سیاه فرو برده است.
با این وجود، این غم شریک شده در مابقی حیات،
مانع هرگز نخواهد شد تا مرا از خیلِ مهربانِ "نصیریان" غافل نماید 
نصیر، پیامآور وصل
"نصیر" فرزند برومند مردم بوشهر،
از بدو تولد، پیام آور وصل و دیدار و پیوستگی بود. اکنون پس از ده سال انتشار مستمر به نوجوانی بالنده و سرفراز تکامل یافته و میرود
تا جای خود را در گوشه گوشهی خانهها و لابهلای همهی کتابخانهها بگشاید.
در طول این ده سال، از همه چیز سخن گفت
و از همگان یاد کرد و سفرههای اطعام محبت خود را در پیش روی مردم این دیار پهن نمود، 
حقایق سخن، دقایق هنر
در میان مطبوعات استان بوشهر، "نصیر بوشهر"
هم ده ساله شد. ده سالی که به ظاهر اندک است و اگر نیک بنگریم در معنا، عمری است.
اگر عمر ده ساله با راحتی و آسایش و امنیت فکری، روحی و مالی بگذرد،
سالی بیش به نظر نمیآید
و چنان چه دغدغهها، دل مشغولیها، اضطراب و نگرانیها، کمبودها و عدم امنیت شغلی و مالی به همراه داشته باشد، 
سخنی با "فاطمه راکعی"
متصدی تعیین محل خاکسپاری شاعران!
پس از درگذشت زندهیاد " قیصر امینپور"، فضایی برای "فاطمه راکعی" ـ
که گویا به تازگی به سِمَت "متصدی تعیین محل خاکسپاری شاعران"
منصوب شده ـ مهیا شد
تا در ادامهی اهانتهای پیشین خود به مردم بزرگ بوشهر، محل خاکسپاری استاد آتشی را "خرابه" اعلام نماید! 
ویرانهای آبادان از صداقتها و قدرشناسیها...!
متأسفانه پس از گذشت چند سال از بدرود شاعر فرزانهی بوشهری استاد "آتشی" و پس از انتقال پیکر ایشان به بوشهر و دفن در این شهر،
گویا هنوز هم آتشِ خشمِ برخی مدعیان فروکش نکرده و همچنان شراره میکشد،
چنانچه گاه و بیگاه میکوشند به بهانههای مختلف ضمن بیان اعتراض و 
مروری بر پروسهی فیلمسازی
هدف این مقاله، توضیح ساده، قابل فهم و در عین حال علمیِ مقولهی فیلم میباشد.
واقعیت این است که مقولهی فیلم ـ همچون
تمامی مقولات علمی دیگر ـ بسیار گسترده است و تحلیل و بررسی علمی فیلم از حوصلهی نشریات عمومی خارج میباشد،
اما روشن کردن الفبای این مبحث علمی، 
چه پیر شدهای پسرکم / ـ آری پیر شدهام مادر / حتا پیرتر از تو / وقتی که وقت / غیبتِ حضورِ تو را / یک ابدیت / سکوت اعلام کرد
شاعر و نویسنده گران ارج و توانمند:
جناب آقای اسکندر احمدنیا
بدرودِ مادرِ گرامیتان، ما را در نیز در بُهت و اندوهان فرو بُرد.
صبر و بردباری 
دعوت انجمن اهل قلم بوشهر از دوستداران هنر و ادبیات جهت حضور گسترده در دومین سالگرد بدرود زنده یاد استاد منوچهر آتشی
دو سال بدون حضور چهره ماندگار ادبیات ایران و نماد هویت بوشهر گذشت.
در این دو سال هیچگاه نتوانستیم غیبت او را باور کنیم
و بر آن بودیم تا همیشه یاد و خاطرهی او را زنده نگه داریم . 
واکنش انجمن اهل قلم بوشهر در راستای تخریب منزل پیر مطبوعات
خبر تخریب منزل پیر مطبوعات بوشهر و اولین رئیس هیئت مدیره انجمن اهل قلم بوشهر ، مرحوم عبدالرحیم جعفری نه تنها مایهی تأسف بود
بلکه شگفتی همگان را برانگیخت.
چگونه ممکن است ساختمانی که در سال 78 با شماره 2360 در فهرست آثار ملی قرار گرفته و به ثبت رسیده باشد 
بوی قرمهسبزی، طعمِ تندِ قلیه!
دوستان، روشنفکران، قلمداران عزیز
(استدعا میکنم از این به بعد از همین کلمهی قلمدار به جای قلم به دستان استفاده کنید چون وقتی کلمهی مزدور هم عشقش میگیرد
که کنارش جا خوش کند،
آن وقت میشود آش نخورده و دهن سوخته!
آخر وقتی مزدور باشی بدون این که یک پول سیاه به تو برسد،
دلت آتش میگیرد. ببخشید،
قضیهی دلارهای ارسالی را میگویم). 


در سایهی سطرهای آبی
صدایی برای ده سالگی "نصیر" 

پژواکِ شبانهها
این روزها نشریهی نامور "نصیر" از شروع اثرگذار خود بین اهالیِ رسانهیی کشور به حیثیتِ ده ساله گان مستفیض خواهد شد
و هر چند که این حضور فرخنده
در خاندان پرشمار فدائی و قربانی با اتهام و ظلم بسیارِ قبیلهیِِ مهاجم و رشکِ سنگینِ نارفیقان مواجه بوده،
هر چند قدم های نخستین دستخوش شرافت و خیزهای مصداق نوپا فراهم میشد، اما ره مقصود را نصیر از دولت علاقه و تعهد، 
به رسم تبریکی برای نصیر بوشهر
بالاخره و به میمنت و مبارکی هفته نامهی وزین « نصیربوشهر»
توانست سال دیگری را بر عمر پر برکت و تأثیر گذار خود بر فرهنگ و سیاست و دیگر معقولات انسانی این سرزمین بیفزاید
و پس از عبور از هفت خوان مشکلات عدیده ی مالی، تدارکاتی، اجتماعی، سیاسی، و از همه بدتر «سین ـ جیم» های
مدعی العموم های ریز و درشتی که مؤظف به احضار مکرر مدیر مسئول و رسیدگی به شکایات گوناگون مدعیان اغلب حکومتی بودند، 
به امید صدسالگی نصیر
ده سال گذشت، ده سالی که با فراز و نشیبهای بسیاری همراه بوده است و "نصیر" به خوبی توانسته از تمام موانعی که پیش رو داشت عبور کند.
حرفه ای بودن حسن لاوری در روزنامه نگاری و ثابت قدم بودن
او در عقایدش تاکنون نه تنها نگذاشته روند چاپ این نشریه متوقف شود
بلکه با تمام مشکلاتی که همهی روزنامه نگاران می دانند
در جهت تحول کیفی نشریه هم گام های اساسی برداشته است. 
تنفس در "هوای تازه"
میگویند در جوامعی که احزاب در خواب خوش زمستانی به سر می برند،
رسانهها به خصوص مطبوعات میتوانند تا حدی خلاء ناشی
از غیبت برادر مدنیِ خود را پر نمایند؛ و بیتردید هفتهنامهی نصیر کمی بیش از حد و انتظار،
این رسالت را طی ده سال حیات و تلاش بر دوش کشیده است. 
|