|
باز اَفتَو رَ پَسِ کُه وُ هَوا تارابی
بَسِّه وابی دَرِ دُکّونِ تَقِّلا وُ تِلاش
مُشکِ شَو پَر کِه شَفَق تَیسُه کُرُچبید و خُمار
پِلکَلِ خَسّه وُ سَنگینِ چُپون رَفت ری هَم
یه دو تا گَشت کِه شَو گَرد زَ خَمیازِه کَشی
زیر دَندونِ روُوَه بارِیِ گُل باقِلِه گُفت 
استقبال چشم گیر و روز افزون از اشعار آقای "سید طالب هاشمی" که با گویش بومی منطقهی خشت و کنار تخته سروده شدهاند ، در سراسر استان بوشهر، به ویژه در دشتستان علاوه بر تأیید هنرمندی ایشان
در استفاده از واژگان گویش بومی در شعر خویش، از سوی دیگر نشان دهنده ی نفوذ گرایشات بومی و اقلیمی در اعماق جامعه استان و ریشه دوانیدن در فرهنگ عمومی مردم و همچنین گویای وسعت منطقه 
میشود گفت در دقیقه ی 90 مطلع شدم که قرار است ویژه نامه ی بزرگداشت "سید طالب هاشمی" این سید جلیلالقدر، ادیب، سخنور، شاعر جسور و شجاع از طرف هفتهنامه پر محتوای «نصیر بوشهر» منتشر گردد.
جا دارد همین جا از مدیر مسئول جانباز، متعهد و فرهیخته آن هفتهنامه که بزرگداشت بزرگان را بر خلاف رسوم سابق در زمان حیات آنان بر پا میدارد
و رفته رفته دارد این خوی حسنه در نصیر «نهادینه» میگردد
کمال تشکر قلبی خود را اعلام بدارم. 
از اواخر دههی 70، از سوی دستاندرکاران هفتهنامهی نصیر بوشهر با هدف ادای دین و احترام به بزرگان و نخبگان هم اقلیمی در عرصههای مختلف فرهنگی، هنری و ادبی و تجلیل از حضور تأثیرگذارشان،
ویژهنامههای جهت نکوداشت این بزرگان منتشر گردید
که در این راستا میتوان به انتشار ویژهنامههای نکوداشت شاعران، هنرمندان و فرهیختگان ارجمندی چون: زندهیاد منوچهر آتشی 
شعرش بر دل همگان می نشیند
از سید طالب هاشمیِ شاعر، به عنوان یک فرد یا یک دوست تازه یافته چیز فراوانی نمی دانم، لذا سخن گفتن از فردیت شاخص هنری ایشان را به دوستان صمیمی و قدیمی شان وا میگذارم .
اما شعرِ سید طالب با آن طنز تلخ و گزنده بر دل من هم تأثیری بخشیده که با باز شنیدن هر مصرع آن سراپا گوش می شوم، زیرا این شعر
( نه تنها آنها که به لهجه محلی سروده شده اند 
پاسداشتِ سه دهه حضورِ تأثیرگذار
تو ای طیفون تو شُو نورِ چراغِ مُوشیِ کهنه
وِ سازِ عشق پُی نیفیککِ پیسیده میخونی
اردیبهشت 85 وقتی در شهر "کلمه" دشتستان و مراسم شب شعر طنز پشت تریبون قرار گرفت، از جمع مشتاقان حاضر در سالن جز عده قلیلی وی را
نمی شناختند 
نفس کشیدن در فضای شعر عامیانه و با گویش محلی شعر سرودن همیشه در سرزمین ما رواج داشته و هنوز هم ارتباط،
تأثیر و جایگاه خود را در مناطق مختلف با مردم حفظ کرده است،
به عنوان نمونه در همین منطقه خودمان، هر چند اندک شاعران سترگ و توانمندی می شناسیم که با معرفتی ژرف نسبت به باورها و آداب و رسوم مردم همراه با واژگان اصیل بومی و مضامینی رسا توانسته اند
چنان آثار بدیعی با معیارهای بومی و محلی خلق و به تصویر بکشند 
"سیدطالب هاشمی" را موبایلداران میشناسند، چرا که شعرهای شیرینش از حافظهی موبایل دوستداران فراوانش شنیده میشود.
شعرهایش را یا در بعضی شبشعرها ـ که بعدها به صورتCD منتشر شده ـ شنیدهام و یا در بسیاری از موبایل ها. متأسفانه این معضل گریبانگیر تمام شاعران استان است و تنبلی و سهلانگاری چاشنی بیبضاعتی میشود 
هر هنرمندی گل شهرتش با هنر نماییهای آغازین شکوفا میشود.
غالب هنرمندان طلوع میکنند ،
اوج می گیرند و آن گاه باز نشسته می شوند
امّا شاعران و نویسندگان این گونه نیستند. آنها هر چه پیش میروند به اوج می گرایند و به جانب قلهی کمال پر می گیرند
و این صعود تا شاعر برجاست، 
راوی میگفت: وارد خشت که شدم، به دنبال عزیزی میگشتم که در یکی از مدارس آن منطقه مشغول تعلیم و تربیت بود. برای رسیدن به
مقصود و دیدن یار، پا به خیابان اصلی شهر گذاشتم. دیدم که دانش آموزان، عدهای جست و خیزکنان و عدهای کمی با شتاب به سمت ته خیابان میرفتند.
از نوجوانی که گاهی خیز بر میداشت و کیفش را در هوا میچرخاند و بر پشت رفیق همراهش میزد. پرسیدم: 
طنز در اشعار "سید طالب" با دیگر طنزهایی که شنیده ایم فرق می کند. با شنیدن و پی بردن به طنز در اشعار ایشان ما به خندیدن بلند نمیرسیم بلکه خنده ای که در ما ظاهر می شود
انبساط خاطر است و به قول مرحوم عمران صلاحی : «همان انبساط خاطر خودش خنده است. منتها خندهای درونی و پنهانی و بدون استفادهی ابزاری از لب و دندان!» 
باز اِمشو دیدُمَک از نو چته
هُی مَدَت کم کن خِفِه کردی خُتِه
داد و بیداد از بسی کردی که حَلق
پاره وابی، مِیچه بد دیدی وِ خلق؟
سی چه هِی بالا و دومَن میکنی
مثل دِی کُر مُرده شیون می کنی 
بزرگی که ارزش های این اقلیم را به شعر می کشد
روجا چمن کار
تلاش برای حفظ هویت
معصومه خدادادی
نوری فرا راهِ ظلمت گریزان
حسین قشقایی
شاعر متعهد
احمد انصاری 
محمد غلامی
تقدیم به «دیدمک» و چشم های بیدارش
راویِ دردها و آرزوها
نوذر غریبی
گُلِ آفتاب گردانِ خِشت
علی طوسی 
|