|
کریم شیره ای نیز که می دید صاحب اختیار، نه تنها حاضر نیست به امثال او باج دهد، بلکه با عرض اندام و نیش و کنایه زدن، به رجال و درباریان به قول خود "ترسو و بزدل"، بابت باج دادن بی جهت به کریم، به تدریج نان او را، آجر می کرد و عنقریب بود که دیگر کسی باج و رشوه ای به او ندهد و خر زبان بسته کریم، بدون نعل بماند! کریم شیره ای، همواره منتظر فرصتی بود تا بلکه قافیه جور آید و بتواند با کم کردن روی صاحب اختیار، هم او را زیر یوغ خود آورد و هم اقتدار و قدرت خود را، یک بار دیگر به مشتریان سابقش نشان دهد. 
استاد نجف دریابندری از مترجمان موفق، مردان فعال دنیای کتاب و مطبوعات، نویسنده خوش قلم واز اندیشمندان خوش فکر دوران معاصر است. بیشترین نوشته های طنز او را در قالب ترجمه «چنین کنند بزرگان» خوانده ایم و برخی نوشته ها او در مطبوعات به چاپ رسیده است.
جز این ها دو نوشته از نجف دریابندری در مجله ی گل آقا به چاپ رسیدکه هر دو خواندنی هستند «بندر حالا و بندر زیتری» که قضاوتی است در باب سفر نویسنده به موطنش و نوشته است اجتماعی و ساده و «سرگذشت عبرت آموز ساونارولا و اصرار او برای در دست داشتن خاج و نان مقدس هنگام رفتن در آتش» که روایتی طنزآمیز از یک ماجرای تاریخی واقعی است. 
وقتی پسر بچهای کوچک بودم خانوادهام از اولین افرادی بودند که در حوالی محل زندگیمان تلفن داشتند. خیلی خوب آن جعبه براق چوب بلوط را به یاد دارم که به دیوار پاگرد پایینی پله آن را محکم بسته بودند. گوشی براق تلفن در کنار جعبه آویزان بود. حتی شمارهمان را نیز به یاد دارم. 105 برای رسیدن به تلفن خیلی کوچک بودم اما وقتی که مادرم با تلفن صحبت میکرد با علاقه زیادی میایستادم و گوش میدادم. یکبار مادرم مرا بغل کرد تا با پدرم که به مأموریت رفته بود تلفنی صحبت کنم. حس فوقالعادهای بود. اینگونه تصور میکردم که جایی درون آن جعبهی شگفتآور دختری عجیب زندگی میکند 
چه تعریفی از عکس و هنر عکاسی دارید؟
ـ هنر نقاشی در سبک و شیوه رئالیسم چون به اوج قدرت رسیده کشیدن مناظر و چهرههای انسانی به درجه کمال و تا حدودی تکرار تمایل نشان داد و کم کم از رده خارج گردید، لذا انسان برای ثبت لحظات ناب و صورت نگاری به دنبال یافتن وسیلهای غیر نقاشی گشت و لابد باید گفت که عکاسی در روند حرکت نقاشی شکل گرفت و اختراع شد. این جعبه جادویی میتوانست با فشار یک دکمه همان کار نقاش را انجام دهد. اگر چه در آغازین روزهای عکاسی به صورت سیاه و سفید ارائه میشد اما توانست چهره را به خوبی و به صورت طبیعی نشان دهد. 
شاید نزد عارف نشان آن است که وسعت دنیای هر کس فراخور وسعت بینش اوست و در تقریر یا بیان این معنا مولانا باز هم تمثیلی دیگر پیش میکشد و اینبار تمثیل مگس و بول خر را نقل میکند که مگس میپندارد سوار کشتی است در دریا:
آن مگس بر برگ کاه و بول خر
همچو کشتیبان همی افراشت سر
گفت :«من دریا و کشتی خواندهام
مدتی در فکر آن میماندهام
اینک این دریا و این کشتی و من
مرد کشتیبان و اهل رای زن 
با برده ها چطور رفتار می شد. اکثر منابع و ماخذ بین شیوه حمل برده به ایران و سایر جاها و نیز راجع به رفتار ایرانی ها با برده ها – هنگامیکه وارد قلمرو ایران می گردیدند – تفاوت بارزی قائل است. دریانوردان عرب وابسته به قبیله قواسم (جواسم)، ساکن در راس الخیمه، واقع در کرانه عربی خلیج فارس، برده های مورد نیاز ایران را عمدتاً از بربرا و زنگبار با جهاز نوع " بغله " به ایران حمل می کردند. گزارش های افسران انگلیسی، جمعی نیروی دریایی، که برای کشف جهازات حامل برده در آبهای خلیج فارس گشت می زدند، حکایت از اوضاع اسفبار برده ها و نحوه رقت انگیز حمل آنها دارد. افزون بر این، شرم آورتر و نفرت انگیزتر از ان این بود که اگر دریانوردان عرب با شناورهای گشتی انگلستان مواجه می شدند آنها برده ها را به دریا می انداختند تا غرق و نابود شوند. 20 بنابراین چنین می نماید که بین میزان بدرفتاری با برده ها در حین حمل به سرزمین های اسلامی و شیوه انتقال آنها به آمریکا، اختلاف چندانی وجود نداشته است. 
سلام. ببخشید یک نوبت میخواستم ... متأسفم باید زنگ بزنید! اما دفعهی قبل که زنگ زدم، گفتید فقط حضوری نوبت میدهید. حالا سیستم عوض شده، باید زنگ بزنید. اما من .... لطفاً بامن بحث نکنید... مرد همانجا گوشی تلفن همراهاش را برمیدارد و شماره مطب را میگیرد، منشی گوشی را برمیدارد. مرد میگوید: زنگ زدم که نوبت بگیریم و سپس گوشی راقطع میکند و رو به منشی میگوید: اینکه شماره گرفتم چه فرقی کرد؟ مگر مردم مسخره دست شماهستند که هر طور دلتان میخواهد با آنها رفتار میکنید...
در جای دیگری بیماری، مدام شماره خانم دکتر ـ دکتر زنان ـ را میگیرد اما هر بار با بوق "در شبکه موجود نمیباشد" روبرو میشود؛ در نهایت تصمیم میگیرد که حضوراً برای نوبت به مطب مراجعه کند. وقتی میرسد، به منشی میگوید: تلفن قطع بوده و حضوری برای گرفتن شماره آمده. 
|