|
عنوان: در سایهسار سنگ
شاعر: محمد غلامی
ناشر: انتشارات نوید شیراز / چاپ اول: 1388/ تیراژ: 1500 جلد / قیمت: 1900 تومان
مجموعهی «در سایهسار سنگ» سرودهی شاعر خوب و هماقلیمی محمد غلامی است. این مجموعه دارای 100 قطعه شعر میباشد که در 109 صفحه به چاپ رسیده است. 
در سایهروشن
دیدم
خیابانی ـ که:
عشق را
بر آن
نقاشی
کرده بودند و…
زینتآرای هر ویترینی ـ 
سنگ در آینهی آب نمیاندازم
چون که من میترسم
نقش «مهتاب تَرَک بردارد»
با دلی سوخته
از سرزنش شبپرهها میگذرم
کرم شبتاب ولی
مونس شبهای من است.
عندلیبی ز سحر تا دم صبح 
به روایت پژوهشگران نمایشنامه سختترین گونهی ادبی در میان سایر گونهها همچون داستاننویسی و …است. اما با این حال در کشور ما طرفداران بیشماری دارد. نمایشنامهنویسی بسیار زودتر از سایر گونهها رایحه خوش تجددطلبی را در ایران سر داد. امروزه هرچند اغلب کتب ادبی در حوزه نقد و پژوهش، داستاننویسی را به عنوان نخستین گونه ادبی میدانند که پس از اشتیاق شورانگیز ما به غرب در ایران رنگ و بوی خاصی به خود گرفت. اما واقعیت آن است که بیش از پنجاه سال زودتر از آغاز حرکتهای نوین در داستاننویسی تلاشها در عرصه نمایشنامهنویسی آغاز شده بود. بنابراین «نمایشنامه» اولین گونهی ادبی است که در ایران رایحه تجددطلبی سر داده است. در طول این مدت که بیش از . . . 
* سید جان، دیدمَک چنن؟
ـ دیدمک پرندهایست «شبگرد» که شبها به پرواز در میآید و وقتی بر بالای شهر یا روستایی میگذرد آوازی سر میدهد که گویا میگوید «دیدِمش، دیدِمش» که به زبون محلی بعضی مناطق «تیترون» هم نام دارد. در فرهنگ محلی مشهور است که دیدمک یا تیترون همانطور که بالا پرواز میکند و دیدهی تیزبینی دارد وقتی دزد دید، سر و صدا میکند.
* طالب جان تو کِی با دیدمک مواجه شدی و چه وش گفتی؟
ـ تو یکی از افکارم و تو افکار مردمم که غوطه میخوردم، چون هر شاعر مردمی مال خوش نیس مال مردمشه و بش گفتم: 
«به چرک مینشیند/ خَنده/ به نوارِ زخمبندیاش اَر/ ببندی./ رهایاش کُن/ رهایاش کن/ اگرچند/ قیلولهی دیو/ آشفته میشود.»
(احمد شاملو ـ مجموعه ابراهیم در آتش)
«توده» و نشانههای موجود در بستر این مفهوم ـ واقعیت، کارکردی ساختارگرایانه در جامعه و ذهنیت روانی جامعه ایرانی داشته است. به زعم این مقاله، تاریخ استبداد ایرانی با نشانه رفتن ذهنیت افراد و گروهها، آنان را در وضعیت روانی پارانوئید (سوءظن) و فوبیا (هراس) چه از خود و چه از دیگری فرو برده و بر همین اساس، به بازتولید و بازنمایی خود در روابط ساختار «تاریخی ـ جغرافیایی» ایرانیان پرداخته است. ساختار و پیکربندی «تاریخی»ای که واژگانِ . . . 
1. گذشتهی تئاتر بوشهر از انجا که یکی از دریچه های ورود تئاتر به ایران است و تاریخ معاصر نشان بر آن دارد که نمایشهای برجستهی اروپایی در این شهر به اجرا در آمده است، باید آن را روشن و موثر در روند فرهنگی و اجتماعی این مرز و بوم دانست. در گذر از زمان حضور اجانب در بوشهر، در دهههای 40 و 50 فعالیت تئاتری به گونهای که اکنون اتفاق میافتد نبوده است. اما کیفیت آن به خاطر یکهتاز بودن هنر تئاتر در بین هنرهای دیگر، به خوبی به چشم میآمد. البته در تمام دورههای تاریخی ایران نسبت به معترض بودن هنر تئاتر پیشگیریهایی صورت میگرفته است و مختص زمان کنونی نیست. حضور و شکوفایی استاد ایرج صغیری به عنوان نقطهی عطف تئاتر بوشهر و ایران را میتوان یکی از درخشانترین دوران . . . 
ای غزه در هر کوچهات صد غزوه جاری
شب دود روز آتش پسینگاهت غباری
در پارههای هر دلی همراز با تو
گل میکند هر صبح عمری بیقراری
در سالگرد مرگ غیرت باز پر کرد
سرب سکوتی آن دهنهای دلاری
پاسخ نمیخواد مسلمان در شبی سرد
از زیر خاکی غرق خون دستان یاری؟
تو زندگیبخشی خلیلآسا در آتش 
|