Nasir Boushehr Logo
 
جستجو:
 
سخن مدیر مسئول
سخنی با هیجدهمین استاندار بوشهر
طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
ضمن خیر مقدم و تبریک مسئولیت جدید مطالبی را با ایشان در میان گذاشته و انتظار دارد
که بدون در نظر گرفتن مسائل سیاسی و صرفاً برای رشد، توسعه و پیشرفت استان مد نظر قرار گیرد.

1ـ موقعیت استراتژیک مهم و با اهمیت استان بوشهر بارها و بارها تکرار شده و خسته از این تکرار ملال آور، ناگریز برای اطلاع استاندار جدید
[ 30/4/1387 ] [ ادامه ]

اوضاع و احوال بوشهر
اوضاع و احوال سیاسی ـ اقتصادی بوشهر
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه
”بالیوز“ انگلیس در بوشهر
قسمت صد و شصت و نهم
وشهر 28 آوریل 1907
1ـ اطلاعاتی که در محل از معین‌التجار ساکن در تهران دریافت شده حکایت از آن دارد که دولت ایران تصمیم گرفته
تا امتیاز تیول کلیه‌ی زمین‌های موجود را لغو کند و خود دوباره آنها را در دست گیرد.
2ـ در روز 21 ماه جاری گمرک بوشهر، که اطلاع یافته بود
[ 8 روز پیش ] [ ادامه ]

آلبوم عکس


چهارمین روز نوروز در بوشهر


 
يكشنبه 6 خرداد 1386 - شماره 398 :: هوای تازه

گفت و گوی اختصاصی "نصیر" با " منوچهر بهروزیان" شاعر و نویسنده‌ی بوشهریِ مقیمِ سوئد :

آینده‌ی فضای ادبی و فرهنگی بوشهر را بسیار درخشان
می‌بینم
پیش آغاز:
"منوچهر بهروزیان" شاعر، نویسنده، روزنامه‌نگار، بازیگر تئاتر و مترجم فرهیخته و گران ارج بوشهریِ مقیمِ سوئد در سفر اخیر خود به بوشهر، دیداری نیز با اعضای هیئت تحریریه‌ی هفته‌نامه‌ی "نصیر بوشهر" داشت که حاصل این دیدار، گفت و گوی صمیمانه و مفصل ایشان با سرویس ادبی نصیر بود.
"منوچهر بهروزیان" در 14 اردیبهشت1325 در کویِ جبریِِ بوشهر زاده شد و در مدارس این شهر به تحصیل پرداخت. وی تا قبل از مهاجرت به سوئد، سال‌ها دبیر زبان انگلیسی در دبیرستان‌های آبادان و نیز کارمند شرکت نفت فلات قاره، کشتیرانی آمریکا و شرق و کشتیرانی جمهوری اسلامی (آریای سابق) بوده است.
ثمره‌ی ازدواج این شاعر و ادیب گران‌ارج با همسر ارجمندشان در سال 1354، سه فرزند شایاو فرهیخته با تحصیلات دانشگاهی است: "نیما" استاد اقتصاد دانشگاه "نووا" میامی، "ندا" دانشجوی رشته‌ی دندان پزشکی در دانشگاه "میامی" و "نوید" دانشجوی رشته‌ی مدیریت ورزش در دانشگاه "یوهان کرایف" در بارسلونِِ اسپانیا.
دیدار به یاد ماندنی با "منوچهر بهروزیان" برای ما فرصتی ارزشمند بود تا بارَه نشانیِ ایشان به دیروزهای دور برویم، فضای فرهنگی و هنری "بوشهر" را مرور کنیم. دفتر خاطرات "سعادت" را ورق بزنیم با نام‌های ماندگار بزرگانی چون:‌محمدرضا نعمتی‌زاده، منوچهر آتشی، علی باباچاهی، حسن زنگنه، ایرج صغیری، محمد بیابانی، سید جعفر حمیدی، منیروروانی‌پور،‌حسین دهقانی، پرویز پروین، سوسن فرخ‌نیا و‌هم نفسی و هم‌راهی با فرهیختگانی گران ارج چون: خورشید فقیه، ماشا رضازاده، اسکندر احمدنیا و ضیاء امیری را تجربه کنیم، سپس به پایتخت برویم و در شب‌های شعر "خوشه" نیوشایِ شعرخوانیِ شاملویِ بزرگ و بزرگان دیگر باشیم و آن‌گاه با کوله‌باری از خاطرات مانا، در جغرافیایی آن سوی جهان به تغزلِ قلبی گوش فرا دهیم که نام "بوشهر" را در هر تپش، نجوا می‌کند.
 آقای بهروزیان، با سپاس از این که دعوت ما را پذیرفتید، در آغاز از دیروزهایِ دور و از لنگرگاه همیشگی‌مان "بوشهر" بگویید.
ـ من در محله‌یِ جبریِ بوشهر متولد شده‌ام و تا اخذ دیپلم در آن جا زندگی کرده‌ام. در آن روزگار، مثل اکثر اهالی این محل، زندگی‌ام ارتباط تنگاتنگی داشت با دریا، لنج، محرومیت‌های طبیعی و خشونت‌های زیست محیطی و نیز عاطفه‌های پرشکوه مردمی زحمتکش اما باصفا و صمیمی. شاید همین صفا و صمیمیت ماندگار بوده و هست که نام "بوشهر" را به عنوان پرشکوه‌ترین مأمن و مأوای من در ذهن من ثبت کرده و با این که در حال حاضر در اروپا زندگی می‌کنم، هر لحظه قلبم برای این زادگاه عزیز می‌تپد و روحم به جای جایِ آن سر می‌زند.
 از دوران تحصیل و استادان‌تان چه خاطراتی دارید؟

...

تقدیر

 شعری از : منوچهر بهروزیان

...

دوران بی‌قراری

دهه‌ی چهل را می‌بایست آغاز تولد تئاتر نوین و مدرن به سبک و سیاق هنر تئاتر اروپا در بوشهر دانست. سال‌های پرشوری که بزرگان علم و ادب پس از اتمام تحصیل از دانشگاه‌ها و دانشسرا‌های عالی به زادبوم خود بازگشتند و به حکم تعهد و مسئولیت انسانی، کار را با جوانان پرشور و انرژیک همشهری شروع نمودند و آموخته‌های آکادمیکی خود را خالصانه میان طالبان هنر نمایش قسمت کردند. آن سال‌ها، شور و هیجانی غیر قابل توصیف داشتیم. آرزو می‌کردیم هر شب در سالن تئاتر به اجرای نمایش یا پیش پرده‌های کمدی مشغول باشیم و از دانش‌ بزرگانی همچون زنده‌یاد منوچهر آتشی، زنده یاد محمدرضا نعمتی‌زاده و مهدی رستگارـ که کارگردانی ماهر و آشنا به رموز تئاتر بود ـ سود ببریم. بزرگ‌ترها که زودتر هنر نمایش را آغاز کرده بودند، الگوی ما بودند که در رأس این بزرگان باید از استاد ایرج صغیری، منوچهر بهروزیان، رمضان امیری و زنده‌یاد مهدی عباسی یاد کنم که هر کدام خود تاریخی دارند و یاد و خاطره‌ای، آن هم در سال‌هایی که امکانات نمایشی اندک بود و تعصبات قومی مانع از انتشار هنر تئاتر می‌شد و بعضی از آموزگاران آن دوران و مدیران دبیرستان‌ها، هنر نمایش را تقبیح می‌کردند و هر کس که تئاتر کار می‌کرد، مورد تمسخر قرار می‌گرفت و یا به فرار از مدرسه و درس متهم می‌شد.

...