|
سخن از استاد ایرج شمسیزاده و
شخصیت اجتماعی و ادبی او در میان است،
شخصیتی که بیتردید
میتوان "افتخار جنوب"اش نامید.
اگر از مبحث شخصیت اجتماعیاش که دارای بسیاری از فضائل اخلاقی است به خاطر پرهیز از تطویل کلام بگذریم، او شاعری است بدیههسرا و پرمایه که اشعارش مشحون از نکات ادبی، حماسی و طنزگویی و مملو از صنایع بدیعی است که غیر از سرودههای به گویش محلی ـ که در آن بیداد کرده است و تعریف آن به تنهایی از حوصلهی این مقال خارج است ـ دیگر اشعارش نیز سرشار از نکات ادبی و لطائف هنری است. 
گودرز" این حساسترین عنصر روحی و اندیشگی، جهان پهلوان را بر میانگیزد، اما رستم چندان آزرده و دوری گزین است که حتی در برابر این عامل نیرومند نیز، نمیتواند از راه خویش باز ماند. اما گودرز با نوازش حساسیت دیگری در جهان پهلوان، خشم بلند او را فرو میکشد و آراماش میسازد. گودرز که از همهی واقعیتهای درونی پهلوان آگاه است و ابعاد روحی رستم را میشناسد، بدین گونه او را رام میکند. 
مردی از نژاد امید و آرمان - فرجا… کمالی
حیف شد که آمدی! - محسن شریف
رفیق لحظههای شوریدگی - حسین عسکری
دریای فضل و معرفت - اسکندر احمدنیا 
تئاتر فضایی برای به تصویر کشیدن اندیشههایم بود و اکنون این کار را در فیلم سازی تجربه میکنم
آقای بالف؛ با توجه به کارنامهی درخشانی که در عرصهی تئاتر دارید، بیش از سه سال است که در این عرصه حضور ندارید، چرا؟
ـ این سالها، باعث شد واقع بینانهتر به تئاتر، خودم و پیرامونم نگاه کنم. تئاتر برای من فضایی بود تا در آن باورها و اندیشههایم را به تصویر بکشانم و اکنون این کار را در عرصهی فیلمسازی تجربه میکنم، فضایی که دیگر در آن، از آن همه دغدغه و اضطراب خبری نیست! 
شاعری که شعر را نفس میکشد
سالهاست گناوه ـ این بندر کهن خلیج – را با دو نماد میشناسیم : یکی بازار پر زرق و برقی که هر کالایی در آن یافت می شود و دیگری رندی عاشق و سرمست که کلمات را به شور وا می دارد. یکی نمادِ کار و تجارت و دیگری نمادِ عشق و سرمستی. یکی از "سرمایه" میگوید و دیگری از "عشق" 
به شاعرِ شاعرانِ جنوب : ایرج شمسیزاده
فرزین خجسته
دری به تمام کوچههای جهان
به : استاد شمسیزاده
فریده هوشیار 
استاد عزیز و شاعر گرانقدر: جناب آقای ایرج شمسیزاده
قلبِ این مرد ، قناری دارد
به : استاد شمسیزاده در آستان زادروزش
امید غضنفر
نشانی
تقدیم به استاد بزرگوارم: ایرج شمسیزاده
نوذر صالحی ـ کلمه 
|