Nasir Boushehr Logo
 
جستجو:
 
سخن مدیر مسئول
سخنی با هیجدهمین استاندار بوشهر
طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
ضمن خیر مقدم و تبریک مسئولیت جدید مطالبی را با ایشان در میان گذاشته و انتظار دارد
که بدون در نظر گرفتن مسائل سیاسی و صرفاً برای رشد، توسعه و پیشرفت استان مد نظر قرار گیرد.

1ـ موقعیت استراتژیک مهم و با اهمیت استان بوشهر بارها و بارها تکرار شده و خسته از این تکرار ملال آور، ناگریز برای اطلاع استاندار جدید
[ 30/4/1387 ] [ ادامه ]

اوضاع و احوال بوشهر
اوضاع و احوال سیاسی ـ اقتصادی بوشهر
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه
”بالیوز“ انگلیس در بوشهر
قسمت صد و هفتاد و یکم
بوشهر
5 مه 1907
7ـ در خلال هفته گذشته به علت رقابتِ طرفدارانِ دو مسیر متفاوتِ برازجان به بوشهر اوضاع به شدت ناآرام بود
و اظهارات حکمران هم در این مدت دوپهلو و عذر بدتر از گناه بود، با وجودی‌که در پاسخ به نامه‌ نماینده سیاسی که تصریح کرده بود
[ 2 روز پیش ] [ ادامه ]

آلبوم عکس


مراسم تشييع توراني


 
يكشنبه 16 ارديبهشت 1386 - شماره 395 :: سیاسی

واقعیت‌های پنهان در خصوصی‌سازی ایران

می‌گویند در ایران نه تنها توده‌های مردم موج سوار هستند بلکه سیاستمداران و برخی نخبگان نیز گرایشات موج سواری دارند. بررسی وضعیت جامعه شناسی ایران گواه بر این مدعاست. هر از گاهی نه تنها توده‌های جامعه بلکه سیاسیون هم بر سر یک موضوعی آن قدر مانور می‌دهند و شیفته آن می‌شوند که انگار تمام مسائل و مشکلات جامعه در آن موضوع خلاصه می‌شود. امروزه بحث نحوه اجرای اصل 44 قانون اساسی موضوع روز ایران است و اغلب سیاستمداران و مطبوعات به موضوع آن می‌پردازند. در صورتی که واقعیت چیز دیگری است. اجرا یا عدم اجرای اصل مذکور به آن واقعیت‌ها بستگی دارد. اغلب آن واقعیت‌ها به صورت پنهان و ناشناخته وجود دارند که بدون شناسایی و حذف آن‌ها هر نوع خوشبینی برای اجرای اصل 44 واقع بینانه نیست. به پاره‌ای از آن‌ها اشاره می‌کنیم.
1ـ دیدگاه مقامات ارشد کشور: برای برخی مقامات ارشد دولت یا سایر قوا هنوز خصوصی‌سازی به یک باور تبدیل نشده است و برخی از آنان خصوصی‌سازی را واگذاری چند شرکت زیان ده به بعضی افراد ـ که اکثراً نسبت‌هایی با مسئولان دارند ـ یکی می‌دانند. این مقامات ظاهراً صحبت از خصوصی سازی می‌کنند ولی عملاً در برابر خصوصی سازی واقعی مقاومت پنهان دارند. برای اجرای اصل 44 قانون اساسی آزاد سازی اقتصاد از چنگ نهادهای شبه دولتی و آقازاده‌ها الزامی است. به عبارتی خصوصی‌سازی باید از خودی‌ها شروع شود.

...

ستون زِ سقفِ تو می‌کَنَم!

... البته واضح و مبرهن است که آثار موسوم به "تاریخی" و "باستانی" با توجه به این که بی‌جهت فضایی را اشغال کرده‌اند و توجیه اقتصادی هم ندارند، بسیار زائد و بی‌خاصیت‌اند و با توجه به افزایش جمعیت و نیاز به مسکن و سرپناه برای افرادی که در راه هستند، وظیفه داریم با تخریب آثار موسوم به "تاریخی" فضایی را برای احداث مجتمع‌های مسکونی آماده کنیم و بخشی را هم به گسترش کشاورزی اختصاص دهیم و اصلاً تاریخ باستان کیلو چند ! شما همین "کورش" را در نظر بگیرید که شایع است رئیس طایفه‌ای موسوم به هخامنشی‌ها بوده است. این آقا به دلیل هم نژادی با آلمان‌ها، بر اساسِ توصیه‌یِ سلطانِ وقتِ "آلمان"، برای حاکم "بابِل" پیغام می‌فرستد که سریعاً جماعتی را اسیر کند و بعد با یک صحنه سازی ماهرانه، از کشوری موسوم به پارس می‌رود به سمتِ بابِل و این افرادِ مشکوک را مثلاً آزاد می‌کند و توسط عواملش بیست و چند قرن بعد آن‌ها را تحویل "هیتلر" می‌دهد که بعدش را دیگر ما کار نداریم! البته فردی موسوم به "پورپیرار" به این نتیجه رسیده که اصلاً کورشی در کار نبوده تا بتواند جماعتی را آزاد کند و بعد آن‌ها را تحویل هیتلر بدهد و در نتیجه بعد اتفاقی بیافتد که… بگذریم!
حالا با توجه به این که برادرانِ تلاشگر "وارنر"، زحمت کشیده‌اند و فیلمی تهیه کرده‌اند که دلاوری‌های 300 عزیزِ دلِ اسپارتی در مقابل قشون بیگانه‌ی "خشایار" را ـ که البته ربطی به حمید لولایی ندارد ـ به تصویر کشیده‌اند، ما نیز به سهم خود، طرحی مبنی بر ضرورتِ تخریبِ آثارِ موسوم به "تاریخی" را بدون نیاز به همکاریِ عزیزانِ "میراث فرهنگی" ارائه می‌دهیم تا آیندگان پشتِ سرِما حرف نزنند و مدعی نشوند ما هواشان را نداشتیم.

...

نامه‌ی فعالین سیاسی و مطبوعاتی استان بوشهر به استاندار

جناب آقای افراشته استاندار محترم بوشهر
همان گونه که مستحضرید، انتشار خبر ابلاغ مصوبه‌ی شماره‌ی 116115/ ت36010 به تاریخ 18/9/1385هیئت محترم وزیران پیرامون اصلاح طرح آمایش نواحی تأثیرپذیر از حوزه‌ی گازی پارس جنوبی، موجی از نگرانی را در میان افکار عمومی استان بوشهر برانگیخته است، که شهروندان استان در میان بهت و ناباوری، شاهد تضییع حقوق اساسی خود مندرج در فصل سوم اصل 19 به ویژه فصل چهارم اصل 48 قانون اساسی جمهوری اسلامی بودند. از همین رو این جانبان جمعی از دانشگاهیان، فعالان اجتماعی، مطبوعاتی و فرهنگی استان بوشهر ضمن اعتراض به تصویب نامه‌ی یاد شده لازم می‌دانیم اجمالاً نکاتی چند به شرح ذیل به استحضار برسانیم و رجاء واثق داریم جناب عالی ضمن همراهی با افکار عمومی استان مساعی و اقدامات لازم را با استفاده از تمامی اختیارات قانونی خویش به منظور بازنگری و جبران آن چه واقع شده است به کار خواهید بست.
1ـ ضمن تأکید بر قصور صورت گرفته معتقدیم محدود نمودن استان از مزایا و منافع طرح ملی پارس جنوبی نتیجه یک روند تاریخی حداقل 15 سال اخیر بوده، و همه‌ی کسانی که در این امر قصور نموده‌اند می‌بایست شجاعانه ضعف‌های موجود را بپذیرند و همگی از هر گونه فرافکنی که نتیجه آن متهم نمودن همدیگر می‌باشد پرهیز نماییم؛ چرا که برای ترمیم و تصحیح آن چه که در تعریف حوزه‌ی نفوذ اتفاق افتاده، باید

...

گرگو و کابینه‌ی 70 میلیونی!

تا شهرو گف: عامو گرگو گف: شهرو بخدا امشو پام گَپ مَزه که حالُم قاطی قاطیه. شهر گُف: مَی‌چِتِه امُشو «تَمر» وَت چر میکُنِه؟ بخُدا ای تمپی قلیونکو میزنم تو مِلاجب که و اندازی چال اسکندرون تو کشکه سَرتِ گوداوو، که ای باستان شناسل بیان، بگن می‌اینجه« ناکازکیه» یا «هیروشیما». گفتم شهرو شما زِنَل سی ما مَردَل قیافه نگیرین، همی چن رو پیش بی که در راستای «تأمین حقوق زن» قرار واوی آخرین «سنگر» شما یأنی «مهریه» هم چِکش وِل واوو و قوه‌ی قضا و قوه مقن‌هاسی ترتیبشه بده. ما دیدیم شهرو شروکِ و گروه و مث بارون بهار «اوغوره» می‌رخِت و نَجوا میکه ای مسئولین طفق فرامین اِسلام اَصیل عمل می‌کردن ما زِنَل ایقه علیل و ذَلیلِ مَردَل نبیدیم، جوونیمونه پاتون پیر می‌کنیم وختی خَوَر ویمیم تا دو تا دُزَکی، 3 تا صیغه‌ای، چار تا رَسمی تو محضر خونه بردینه وختی مندال بچی کچیکی دمبالتون اُفتا، اوُسو زنِ اولی بَد وَخت میفهمه تا 9 تا بَحدِ خُوش توصَفِ «ملاقات» ویزیت تو دسشونه!! مو گفتم: قدرت همیه دیه! آغا ماهنی این حَرفِکو تو دهنمون در نومده وی کِه شهر و گف: ها… بگو نپه سی چه قدرت ایقه وَره مَرَدلکو شیرینه! گفتم: چطو؟ گف: احمدی‌ نجات وختی شهار تولیغاتی میدا، میگف دولتِ مُو کاوینه‌ی 70 میلیونیه!!! بَحد که اوُمه سرِکار، سی ایکه حُواشی، قدُرَتشِه تهدید نِکُنَه توجهی به حرفش نکرد! بَحد مُو گفتم حقمونه، شهرو که کفِ چپل اوردوی یهو گف: خاکه تو سَرتِ،! همو مُوقی که تو گرما گرم انتخاوات احمدی نجات بی‌ گفتم برو تو ستادشون عکس مکسی و دیوار بچسبون، اوی تو دولک که بده مردم، پی گاریت برو تو فلکی شهرداری و پارک عمومی و عکس بِزه پِسه اتونچ نچت تا صوا ای اگر مگر سیمون واو یا حداقل میرفتی تو اردوگی مردوگی تا شاید استونداری فرمونداری رئیس یه اداری واوی یا

...