سخنی با هیجدهمین استاندار بوشهر طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
ضمن خیر مقدم و تبریک مسئولیت جدید مطالبی را با ایشان در میان گذاشته و انتظار دارد
که بدون در نظر گرفتن مسائل سیاسی و صرفاً برای رشد، توسعه و پیشرفت استان مد نظر قرار گیرد.
1ـ موقعیت استراتژیک مهم و با اهمیت استان بوشهر بارها و بارها تکرار شده و خسته از این تکرار ملال آور، ناگریز برای اطلاع استاندار جدید [ 30/4/1387 ] [ ادامه ] |
اوضاع و احوال سیاسی ـ اقتصادی بوشهر در سال 1907 میلادی به روایت روزانه
”بالیوز“ انگلیس در بوشهر
قسمت صد و هفتاد و پنجم
4ـ در روز یازدهم یک ایستگاه قرنطینه در مشیله تأسیس گردیده تا هر کسی را که بخواهد در کرانههای دورافتاده پیاده شود و آنگاه بکوشد از راه خشکی وارد بندر گردد به دام اندازد.
تا روز نوزدهم، شانزده مورد ابتلا به طاعون همراه با سه مورد مرگ و میر در جزیرهی قرنطینه رخ داده است. در روز هیجدهم از دولت ایران دستوراتی دریافت گردیده [ 11 روز پیش ] [ ادامه ] |
|
|
تنها خالق انسان و کسی که هستی انسان از اوست میتواند و حق دارد برای انسان قانون بگذارد و حاکم معین کند. مالک حقیقی انسان و ولیِ او خداوند متعال است و دیگران اگر حکومت و ولایتی دارند باید حکومت و ولایتشان به او بپیوندد تا از آن مشروعیت برخوردار باشد.
بنابراین حکم و حاکمیت از آن خداوند است زیرا که خدا در قرآن کریم سورهی یوسف آیهی شصت و هفتم میفرماید: «ان الحکم اِلالله» یعنی حکومت جز برای خداوند نیست. یعنی مفهوم مخالف آن حاکمیت برای مخلوق او نمیباشد و مخلوق نمیتواند حکومت کند.
خداوند مقرر فرموده که بندگان تنها از 
برای من که کوشیده ام میان سیاست و نانم پیوندی ایجاد نکنم، و سیاست را صرفاً برای رسیدن به یک خواست و نیاز روحی خواستهام، تقریباَ خاقان و سلطان و یا شوالیه فرق چندانی ندارد.
به همین لحاظ هست که در این چندسالی که تلاش کرده ام با حوزهی سیاست نامرتبط نباشم. هیچ گاه مریدی را اختیار نکردم و شاید همین نکته نیز باعث شد تا از یک طرف کمتر مصلحت اندیش باشم
و البته هم راحت دوستانی را از دست بدهم. در اوج دوم خرداد، ارزشمندترین صفت خاتمی برای من همین بود که میتوانستم درذهن خویش خود را شهروند جامعه ای محسوب کنم 
در پاسخ به مقاله این جانب در هفته نامهی نصیر بوشهر (ش 405) از جناب "روئین" نقدی ارائه شد. لازم دیدم نکاتی در مورد آن بیان دارم.
ایجاد شبهه یا ذهنیتهای منفی در جامعه و فرار از پاسخگویی شیوهای منطقی و معقول نیست، زیرا این گونه برخورد کردن و مغالطه در پاسخگویی نه تنها باعث پیشرفت و بالندگی فکری مردم نخواهد شد
بلکه باعث بدبینی و حتی انحراف و یا گمراهی میگردد. در دین اسلام به دلیل این که هدف، وسیله را توجیه نمیکند، در گفتوگوها و دیالوگهای مطبوعاتی رعایت اصول و حدود اخلاقی مثل راستگویی با مردم، 
|
|
|