|
چند سالی که با هم بازی میکردیم هیچ وقت اعتراض نمیکرد. احمد تورانی یک ورزشکار نمونه بود. یک زوردار بیآزار بود، تورانی یک قهرمان واقعی بود. با این که سطح فوتبالش خیلی بالا بود در ایران ولی به حق خود نرسید آن سالها فوتبال بوشهر را با نام تورانی، رزمی و ماهینی میشناختند این سه نفر به تیم ملی هم دعوت شدند، سال 1347 بوشهر سوم ایران شد. آن موقع به مقام سوم رسیدن در ایران سخت بود. در تیم بوشهر احمد تورانی سرآمد همه آنها بود. واقعاً یک معلم اخلاق بود در فوتبال ایران هیچ وقت به حق خودش نرسید به خاطر مظلوم بودنش من فکر میکنم تورانی برای بوشهر یک اسطوره بود. 
ـ من متأسفم که به این مناسبت به بوشهر آمدم که در گذشت بزرگ مردی هم چون احمد تورانی میباشد، احمد رزمی، احمد تورانی، و خود من یک شرایط متفاوتی داشتهایم که احمد تورانی و احمد رزمی بوشهر بودند و من آبادان وشیراز. با مرحوم تورانی در زمان دبیرستان دکتر فلاح آبادان هم بازی بودیم. شرایطی داشتیم که هر روز هم دیگر را میدیدیم آنها یک تیم داشتند از محله جمشید آباد و ما هم یک تیم داشتیم به نام شهر گفته میشد، پنج نفر ما بودیم و پنج نفر هم تورانی میآورد ،تمام روزها قبل از زنگ مدرسه در زمین بسکتبال با توپهای تنیس فوتبال بازی میکردیم. زمانی که شرایط سنی اجازه میداد تورانی بازیکن تهران جوان آبادان شدند و بنده در تیم سپه آبادان که بعدها در باشگاهی با هم برخورد داشتیم .صمیمت بسیار زیادی وجود داشت 
زندگی به سادگی سلامی است در میان کوچهها/ یا معنای سکوتی است در شور لحظهها
زندگی شاید پر پروانههاست/ یا دریاچه شادی است در میان غصهها/ زندگی تکرار لحظههای خوشبختی است در روزها/ لبخند گل سرخی است در حریر پاک آرزوها/ زندگی شعلهور شدن عشق است در خاطرهها/ سایهبان دل خوشی است در قاب پاک یادها.
سختترین نوع نگارش، نوشتن در مورد بزرگانی است که متعلق به مردماند و آن قدر محبوب و مشهورند که پس از بدرودشان همه اقشار مختلف شهر در غم از دست دادن بزرگانند. 
ساعت 11 روز 16/8/44 به همراه احمد رزمی وارد بوشهر شدند درست همان روز قرار بود با تیم تاج بوشهر دیداری داشته باشیم که آنها هم خیلی خود را آماده میدیدند با آمدن مرحوم تورانی به زمین فوتبال هیجان ایجاد شد و آن دو نیز سنگ تمام گذاشتند و همان بازی 5 بر 1 به سود شاهین به اتمام رسید چه قدر زود میگذرد. انگار همین دیروز بود، چه طلوعی و چه غروبی البته تورانی و تورانیها تمام شدند نیستند و هرگز نمیمیرند، تمام خوبیها را در تورانی خلاصه کرده بودند از احمد تورانی خیلی خاطره دارم چون بیش از سی سال او را میشناختم آن قدر محجوب بود که دوستان از اخلاقش سوء استفاده میکردند. وی هیچ گاه عادت نداشت به کسی نه بگوید. روحش شاد و یادش گرامی باد. 
با گذشت زمان در کنار یکدیگر و بازی در یک تیم یاد گرفتم که عفو زیباترین زینت قدرت است.
احمد تورانی از سال 1344 وارد تیم شاهین شد
و با 46 سال زندگی در تیم شاهین و در جوانب وحواشی همیشه اسوه گذشت بود ـ
با هیچ کس در هیچ شرایط سر ناسازگاری نداشت.
بهتر بود که از مرگ نگوئیم و ننویسیم
زیرا چه بهتر بود قدرشناس یکدیگر باشیم 
ابر آمد و باز بر سر سبزه گریست
در جامعه غارتگر امروزی کمتر انسانی میتوان یافت که هنوز هویت و منش مردانگی خود را حفظ کرده
و بدون ریا و تملق، بدون این که نان به نرخ روز خور باشد، بدون تکبر با ساده زیستی زندگی روزمره را پشت سر بگذراند
.در این جمع احمد تورانی یکی از آن بزرگانی است که زبان زد همهی مردم بوشهر بود. احمد بزرگمرد فوتبال ایران نابغهی اخلاق اسطورهی معرفت و انسانیت، مردی متین، با وقار و دوست داشتنی، احمد مردی برای همیشه بود و همیشه جاودان خواهد ماند. 
میگویند سال 44 به همراه احمد رزمی از آبادان به بوشهر آمده
و در تیم شاهین جای گرفته او سالها برای تیم شاهین توپ زد و آن زمانهایی که کمتر ردپایی حسادت در ورزش بوشهر دیده میشد .
افتخاراتی را برای این تیم کسب نمود .
در عین بیادعایی آن قدر بزرگی کرد که به عنوان یک بوشهری در گرد هواداران پذیرفته شد.
در پی پیروزیهای فراوان بارها روی دوش هواداران دورافتخار زد.
به دنبال هر گلی برایش شعار «تورانی چه کرده تور را پاره کرده» سر دادند. 
احمد تورانی متولد 1325 درآبادان وی پرورش یافته مکتب شاهین بود
در کنار بزرگان فوتبال ایران جعفر کاشانی
و حمید جاسمیان در شاهین تهران بازی دوستانه مقابل کره شمالی بازی کرده و در شاهین منش پهلوانی را آموخته است.
سال 1344 از تیم فردوس آبادان جدا شد
و پیراهن شاهین بوشهر پوشید،
احمد تورانی برای جامعه ورزش استان یک الگوی واقعی بود
هیچ وقت قدرش را ندانستیم، 
نمیتوانم چگونه احمد تورانی را توصیف کنم،
بغض گلویم گرفته است در دلم آتش به پاست در غربت هستم
ولی برای بوشهر، شاهین و احمد تورانی گریهها دارم
من کسی نیستم که بخواهم مرد بزرگی همچون تورانی را برای مردم معرفی کنم
.چون او هیچ وقت به دنبال تعریف و تمجید کسی نبود،
این قدر صبور و مظلوم بود
. این قدر در این سالهای گذشته مسئولین شاهین در حق وی جفا کردند 
برنامههای تمرین برای ایشان حکم غذای روزانه را داشت
و وابستگی عجیبی در دل خود به شاهین داشت. تعدیات گوناگون و پردامنه شنید و جز خدمت پا فراتر نگذاشت او اعتقاد داشت
که اظهار نظرهای تنشآور بر دشواریهای ما دامن میزند. او نسل بیریشه را دوست نداشت.
و در وظایف محوله کوشا بود.
آن عشقهایی که از احمد دیدم دیگر پدید نمیآید. 
در یکی از مسابقات که بنده به عنوان دروازهبان و مرحوم تورانی هافبک بازی میکرد، در یک حادثه یک گل دریافت کردیم
که تقریباً مقصر من بودم، آقای رزمی و عباس احمدی هر دو گفتند
که چرا دقت نمیکنی و با اعتراض این عزیزان من به کلی روحیهام از دست داده بودم که آقای تورانی آمد کنار من و سرم را بوسید
و دلداریم داد و گفت هیچ اشکالی نداره، به نظر من تو مقصر نبودی (البته میخواست روحیه از دست رفتهام به من برگرداند) 
اول از همه تسلیت عرض میکنم خدمت پیشکسوتان عزیز بوشهر و خانواده شادروان تورانی، چند مدتی در خدمت فرزند ایشان بودیم و همین کافی بود که افتخار آشنایی با وی پیدا کردیم تقریباً با یک برخورد دو ساعته با احمد تورانی داشتم، مهربان با اخلاقی بسیار زیبنده، تواضع این سه موردی است که در چهره وی دیدم و شیفتهاش شدم من فوتبالیست زیاد دیدم ولی تورانی یک چیز دیگر بود. از بازیهایش و منش پهلوانیاش از زبان احمد رزمی و غلامحسین پیروانی زیاد شنیدم چنین الگوهایی در دل مردم جای دارند و هیچ وقت هم فراموش نمیشوند. 
|