Nasir Boushehr Logo
 
جستجو:
 
سخن مدیر مسئول
سخنی با هیجدهمین استاندار بوشهر
طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
ضمن خیر مقدم و تبریک مسئولیت جدید مطالبی را با ایشان در میان گذاشته و انتظار دارد
که بدون در نظر گرفتن مسائل سیاسی و صرفاً برای رشد، توسعه و پیشرفت استان مد نظر قرار گیرد.

1ـ موقعیت استراتژیک مهم و با اهمیت استان بوشهر بارها و بارها تکرار شده و خسته از این تکرار ملال آور، ناگریز برای اطلاع استاندار جدید
[ 30/4/1387 ] [ ادامه ]

اوضاع و احوال بوشهر
اوضاع و احوال سیاسی ـ اقتصادی بوشهر
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه
”بالیوز“ انگلیس در بوشهر
قسمت صد و هفتاد و پنجم
4ـ در روز یازدهم یک ایستگاه قرنطینه در مشیله تأسیس گردیده تا هر کسی را که بخواهد در کرانه‌های دورافتاده پیاده شود و آنگاه بکوشد از راه خشکی وارد بندر گردد به دام اندازد.
تا روز نوزدهم، شانزده مورد ابتلا به طاعون همراه با سه مورد مرگ و میر در جزیره‌ی قرنطینه رخ داده است. در روز هیجدهم از دولت ایران دستوراتی دریافت گردیده
[ 11 روز پیش ] [ ادامه ]

آلبوم عکس


ليگ فوتبال استان بوشهر -بازي سايپا برازجان وگاز جم


 
يكشنبه 5 خرداد 1387 - شماره 448 :: تاریخی

مردم، دولت و انگلیسی ها در بوشهر و جزیره خارگ 1850- 1836

امور مالی و نظام مالیاتی
در ایران هم مانند سایر جاها می بایست –
تحت شرایط مالی حکومتی مفلس که می کوشید حتی المقدور از مردم ناراضی و خشمگین مالیات دریافت کند – به روابط بین مردم و مقامات محلی مختلف، پی برد. با وجودی که مقرر شده بود ایالت فارس بخش قابل توجه ای از عایدات دولت تامین کند
اما مدارک و شواهد چندانی در دست نیست که نشان دهد به اندازه مبلغ پیش بینی شده از این ایالت عاید می گردیده است.

...

علت سرودن شاهنامه از زبان فردوسی توسی

فردوسی را همه‌ی ایرانیان و ادب دوستان جهان می‌شناسند.
درباره‌ی شاهنامه و علت سرودن آن نیز سخن‌های بسیاری رفته است.
با این‌همه، هنوز هم پاسخی درستی به شیفتگان حکیم توسی داده نشده است که چرا جان سرود فردوسی توسی،
این ایرانی آزاده‌ی فرهیخته با شاعران زمان خود تفاوت دارد و چرا فردوسی سی سال تمام سروش شاهنامه را دور از گوش نامحرمان پنهان کرده بود.
در این گفتار کوششم بر این است

...

تا دیر نشده ستاد بحران فرهنگ استان بوشهر را تشکیل دهید

دیروز را آن چنان که شایسته بود، پاس نداشته‌ایم،
چرا که رفتگان را با ما کاری نیست. به آیندگان نیز نمی‌اندیشیم،
چرا که دیگر وجود خارجی نخواهیم داشت
و یا رمقی برای پاسخگویی نداریم. افتاده‌ایم به روزمرگی، صبح را به دست شب سیاه سپردن!
به راستی کجای این پرتگاه ایستاده‌ایم؟
برای آیندگان میراثی که بدان افتخار کنیم به یادگار ننهاده‌ایم یا لااقل بر آن اصرار هم نمی ورزیم. در سرزمین آفتاب درخشان "بوشهر"،

...