سخنی با هیجدهمین استاندار بوشهر طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
ضمن خیر مقدم و تبریک مسئولیت جدید مطالبی را با ایشان در میان گذاشته و انتظار دارد
که بدون در نظر گرفتن مسائل سیاسی و صرفاً برای رشد، توسعه و پیشرفت استان مد نظر قرار گیرد.
1ـ موقعیت استراتژیک مهم و با اهمیت استان بوشهر بارها و بارها تکرار شده و خسته از این تکرار ملال آور، ناگریز برای اطلاع استاندار جدید [ 30/4/1387 ] [ ادامه ] |
اوضاع و احوال سیاسی ـ اقتصادی بوشهر در سال 1907 میلادی به روایت روزانه
”بالیوز“ انگلیس در بوشهر
قسمت صد و هفتاد و پنجم
4ـ در روز یازدهم یک ایستگاه قرنطینه در مشیله تأسیس گردیده تا هر کسی را که بخواهد در کرانههای دورافتاده پیاده شود و آنگاه بکوشد از راه خشکی وارد بندر گردد به دام اندازد.
تا روز نوزدهم، شانزده مورد ابتلا به طاعون همراه با سه مورد مرگ و میر در جزیرهی قرنطینه رخ داده است. در روز هیجدهم از دولت ایران دستوراتی دریافت گردیده [ 11 روز پیش ] [ ادامه ] |
|
|
دسته ای از زنان در روز 15 ماه مه تمامی یهودی های شیراز را جمع کرده و از آنها خواستند تا نسخه هایی از تلمور را با خود آورده و به جمعیت ملحق شوند. این جمعیت صمیمانه از یهودی ها استقبال به عمل آوردند. این جمعیت که اکنون تعدادشان به 15 الی 20 هزار مرد و زن می رسید، در همان روز، به حمل مقدس ترین اشیاء، پرچم امام حسین و دست حضرت ابوالفضل مبادرت کردند و تا بر کناری قوام به سینه زنی و شیون و یا حسین گویان به حرکت خود ادامه دادند.
زمینه های فرهنگی در تظاهرات زنان 
تنها راه ورودی و مدخل زمینی بندر بوشهر، میدان "بُرج مقام"است. این میدان، میدانی قدیمی است که هیچ عنوان جدیدی را به خود نمی پذیرد به جز "برج مقام". عدم پذیرفتن عنوان و نام دیگری برای "برج" در کلام بوشهری ها،
به دلیل ویژگی عنوان تاریخی این میدان است.
ساکنین بندر بوشهر عنوان های رسمی و اعلام شده نهادهای شهری را نمی پذیرند و برخلاف عنوان درج شده بر تابلوی راهنما، اصرار بر همان نام "برج مقام" دارند.
این تأکید و توجه، نشان از یک آگاهی تاریخی دارد که به این عنوان خاص ختم گردیده است. 
شاه از این طرز حرف زدن میرزا محمد خان و ادای کلمه "ملیجک" بجای گنجشک، حسابی کیف می کند وآن روز کلی می خندد و سر به سر " میرزا محمد خان" می گذارد.
از آن روز به بعد، علاوه بر شاه، اهل دربار نیز، میرزا محمد خان را، ملیجک صدا می زنند و این اسم برای وی باقی می ماند.
به قول اعتمادالسلطنه،
وظیفه میرزا محمدخان یا ملیجک اول، این بود که "آفتابه به مبال جهت بندگان همایونی گذارد"و به همین دلیل، شاه و درباریان به تمسخر، لقب "امین ظرطه" به وی داده بودند. 
|
|
|