|
بوشهر 27 سپتامبر 1908
1ـ اوضاع حمکران ایران بسیار آشفته و نابسامان است و عنصر عمده این نابسامانی ها فردی موسوم به حاجی نواب خان است که ظاهراً با حمایت سردار سعید خان (حکمرانGEH ) میکوشد احمد خان را از ضابطی مشترک باهو “ BAHU “ ، بر کنار سازد . او خائنانه میریاغی - برادر ارشد میر محمود خان - ضابط منطقه دشتیاری را به قتل رسانده و در نتیجه خشم میرمحمود را برانگیخته است . جلال خان و دوست محمد خان - برادران احمد خان- بعد از مخالفتِ مختصر مقامات گمرک مسئولیت گواتر را به عهده گرفته اند . احمد خان و میر اشرف (که بطور مشترک ضابط با هو هستند)، مالکیت قلعه باهو را در دست دارند و این در حالی است که حاج نواب خان مسئولیت کلات باهو - که در 50 مایلی قلعه احمد خان است - به عهده دارد .
2 
حبلالمتین 1311 هجری
سال اول شماره 84، صفحه یک
تلگراف از بوشهر نمره 69
توسط مدیر حبلالمتین مجلس شورای اسلامی ملی شرح واقعات پریروز مشروحاً تلگراف شده که به فتوای احکامات صحیح اسلامیه و تصریح مخالفت مجلس به مخالفت پیغمبر (ص) و محاربه امام عصر (عج) مندرجه شماره 19 و 20 مظفری محض درج اخبارات نجف اشرف و تلگراف مخالفت جناب آقای سید محمدکاظم یزدی به محمد آملی در شمارهی 21 که همه از این خبر مخالفت اثر که در کرنا زده البته به تهران هم رسیده خطوط عدیده دارند جمعی مفسدین نادان با محرکین مخفی مثل حاجی عبدالرسول بوشهری و دیگران باعث اغتشاش و سلب امنیت سرحد شدهاند 
چه جور جانوری ؟!
خانم ”وتیا سکویل وست“ زن هرالد نیکلسن که در کار جشن تاجگذاری رضاخان دست داشته در کتابش مینویسد: «مقامات رسمی ایران علاقهمند بودند که تمامی جزئیات تشریفات تاجگذاری به درستی انجام شود، اما چون اطلاعات کمی دربارهی این نوع مراسم داشتند لذا از نمایندگی سیاسی بریتانیا کمک خواستند. نمایندگی بریتانیا از لندن درخواست کرد که یک نسخه از جزئیات مراسم تاجگذاری جرج پنجم را در کلیسای معروف ”وست فیستر ابی“ برای آن نمایندگی بفرستند. درخواست فرستادن این سند مهم، مایهی بهتزدگی مقامات رسمی کلیسا شد و یکی از آنان پرسید که این اژدهای قرمزی را که در دنبالش هستید، چه جور جانوری است؟» 
من اهل بوشهر نیستم، غریبهای هستم که چند صباحی به این شهر آمدهام اما از بدو ورودم از اینکه مردم بوشهر یک نفر را که سالها قبل آبانباری ساخته که نظیر آن در سرزمینهای جنوبی ایران فراوان است را چنان ارج نهادهاند که نه تنها آبانبار را به شکلی بسیار زیبا آذین بسته بلکه نام سازندهی آنرا با بهترین کاشی بر سر در پارکی به نمایش گذاشته و هر زمان که فرصت نمودهاند در مورد آن سخن گفته، بروشور چاپ کرده و کارهای دیگر نمودهاند اما از مردی که به تازگی به عنوان چهرهی ماندگار شناخته شده و یک کارگاه کشتیسازی را که آمریکاییها اگر نگوییم برای استثمار بوشهریها بلکه برای منافع خود ساخته و با اولین نسیم انقلاب فرار را بر قرار ترجیح داده و آن را بیصاحب رها نمودهاند را به شرکتی بدل نموده است 
بنابراین، در دههی 1920 موقعیت مسلط حکومت هند در سرتاسر خلیجفارس، قطعی و مسلم بود. شبکهای از نمایندگان سیاسی که در امتداد ساحل مستقر بودند منافع حکومت هند را اداره میکردند. قطع نظر از عراق ـ که در سال 1921 دولت این کشور اوضاع را در دست گرفت و در سال 1932 به استقلال دست یافت ـ مقر نمایندهی سیاسی مقیم در خلیج فارس، بوشهر بود که این سیستم را اداره میکرد. نمایندهی سیاسی مقیم به طور مستقیم، جوابگوی وزارت امور خارجه حکومت هند بود. زیر دست او کارگزاران سیاسی بودند که در کویت، بحرین، قطر، شارجه، مسقط و سرانجام در دبی و ابوظبی مستقر بودند. چون مسقط به طور رسمی دارای استقلال بود لذا کارگزار سیاسی مستقر در آنجا عنوان کنسول (بعدها ژنرال کنسول) هم داشت و بعضی از گزارشها را مستقیماً به وزارت امور خارجه ـ لندن ـ میفرستاد. با استقلال هند مقر نمایندگی سیاسی از بوشهر به بحرین انتقال یافت اما تا خروج انگلستان در پایان سال 1971 از خلیجفارس، این سیستم دست نخورده باقی ماند. 
کمیتهها یا گروه تدریس: از وظایف این گروه جذب نیروهای جوان و تازه نفس و فعال برای تحت تعلیم قرار دادن آنها بود. یکی از منابع تغذیه این کمیته، مدارس بود.
عوامل انجمن در مدارس، به ویژه مربیان و معلمان انجمنی که از طریق آموزش و پرورش مشغول کار بودند در بین محصلین جستوجو میکردند و افراد باهوش و با ذکاوت و با استعداد را جذب انجمن میکردند. مقرر شده بود که افراد کاهل در درس و تنبل را جذب نکنند، زیرا محتاج به نیروهای جوان، ساده و باهوشی بدند که در ضمن تحصیلات کلاسیک خود، ظرفیت و کوشش داشته باشند که تحت تعلیمات بیشترین بازدهی را دارا باشند و از طرفی سبب شده بود تا تعداد تحصیلکرده در انجمن زیاد باشد. 
سخنی چند دربارهی عمارت شیخ حسین نصوری
تاریخ،زهدانهنراست؛ هنریکهبرماستدر تولدآنکوشا باشیم. شناخت وبررسیآثارگذشتگان،گذشتگانیکهآفتفراموشیآنهاراتهدیدمیکند به اندازهی خلق یک اثر جدید حائز اهمیت و در خور ستایش است.
گچبریهای بنای شیخ حسن نصوری را میتوان یکی از زیباترین نمونههای دیوارنگاری در جنوب ایران دانست. اینگچبریها از نظرقدمت به دوره قاجار برمیگردد. به نظر میآید بعد از دوران رکودی که در اثر زلزله در سیراف به وجود آمد دوران قاجار دوران حیات مجدد سیراف بوده باشد ـ البته نه به شکل اولیهاش.
قرن چهارم و پنجم هجری را میتوان دوران سکوت سیراف نامید. متمرکز بودن حاکمیت در شمال غربی ایران در دوران صفویه و ادوار پیش از آن و از سرگذرانیدن یک دوره هرج و مرج در ایران و وجود ملوکالطوایفیها باعث شد از اهمیت جنوب ایران کاسته شده و به عکس شهرهای شمالی ایران مراکز قدرت شوند. مراکز اصلی هنری ایران در این فواصل زمانی در شام غازان و ربع رشیدی متمرکز گشت هرجا که قدرت و ثروت متمرکز گردد به طبع هنر که اکثراً در دست طبقهی قدرتمند جامعه است 
|