|
بخش دوم
در گزارش گیلدونیوکمن توصیههایی مثبت و بعضاً ستودنی هم وجود داشت با وجود این مفاد کلی آن این را از جلوه انداخته بسیار کم رنگ میکرد. وزارت امور خارجه این گزارش را «غیر منصفانه و نادرست» قلمداد کرد و خواستار لغو انتشار آن شد، اما چون این کار غیر ممکن بود لذا از حکومت هند درخواست کرد آن را تکذیب کند. این درخواست وزارت امور خارجه گلیدونیوکمن را به طور طبیعی آزرده نمود: «تصور میکردم وزارت امور خارجه از این انتقاد ناچیز و دوستانه استقبال خواهد کرد…» 
بیادبی نباشد، گفتم گور پدر دنیا و مافیها، دیگران نگویند، من به خودم سهراب میگویم. هر کسی هر غلطی میخواهد بکند. جیب بُری که نبود، پسری با دل تنگش گفتگو داشت.
اضافه کنم که قصهی رستم و سهراب را تا آن روزگار نمیدانستم. هنوز دورهی ابتدایی بود و در میان رفقای ادبی ما رستم و سهراب حضور نداشتند و «فرزندی» به تاریخ و ماجرای ایشان آگاه نبود. آن وقت که آگاه شد، خدا را شکر کرد که نامش سهراب نیست، اگر بود که غوغا راه میافتاد!!
ابوی، تا عبدالرسول بودم، هنگام خشم و غضب، با چوب بروس یا لگدوتی پا و حداکثر با عصا، «فرزندی» را میزد. خدا را صد کرور شُکر که اگر سهراب بودم، او هم رستم میشد 
مسجد حضرت ابوطالب «مسجد شکری قدیم»
قدمت این مسجد به بیش از صد سال میرسد. مسجدی را که امروزه با نام مسجد ابوطالب میشناسید یکی از قدیمیترین مساجد محلهی شکری میباشد که به درستی معلوم نمیباشد که چه کسی یا کسانی آن را بنا کردهاند. (بنای اولیه آن درست معلوم نمیباشد)
در سال 1318 ه.ش مرحوم مشهدی رضا ستمگوی برای ثبت این مکان در اداره ثبت و اسناد بندر بوشهر آن زمان پلاکی را به شماره 3155 بنام مسجد کوی شکری به ثبت میرساند 
دیدم به سر عمارتی مردی فرد
کو گل به لگد میزد و خوارش میکرد
وان گل به زبان حال، با او میگفت
ساکت که چو من بسی لگد خواهی خورد
از کوچهپسکوچههای شرجی و گرما که میگذری، زیبایی بناهای قدیمی مانند نسیمی خنک پیشانیات را قلقلک میدهد و انگار سالهاست که آنها را ندیدهای، امّا فقط یک بار وقتی از پس دنیای مادیّات به زیبایی بنا مینگری، میبینی که این بنا سالهاست که کنار توست، از جنس تو، از جنس دیارت، دیار نخلهای سوخته و دریا و جاشو... 
سوم ژانویه 1909
1ـ ناو جنگی لارنس در 27 دسامبر- در حالیکه نماینده سیاسی و آقای اسکرز از سرنشینان آن بودند- بوشهر را به مقصد کویت، محمره و غیره، ترک کرد.
2ـ کشتی« مظفر» جمعیِ گمرکات در روز28 دسامبر رهسپار محمره و در31 دسامبر مراجعت کرد و دوباره در روز سوم ژانویه بوشهر را به مقصد لنگه ترک گفت و مدیر کل گمرکات بوشهر هم مسافر آن بود 
لازمهی قضاوت...
لازمهی قضاوت، شکیبایی به هنگام شنیدن، تأمل به هنگام گفتن و بصیرت به هنگام رسیدگی و بیطرفی به هنگام قضاوت است.
سقراط
دوست و دشمن
فرنگیها میگویند: هر انسانی بر اساس دشمنانی که دارد، مورد قضاوت قرار میگیرد، نه به خاطر دوستانی که دارد.
سانسور در مطبوعات سابق
محرمعلی خان در عصر رضا خان مأمور سانسور مطبوعات بود.
میگویند وقتی روزنامهای این شعر حافظ را نوشته بود : «رضا به داد بده وز جبین گره بگشای …» محرمعلی گفته بود شعر را بردارید، به رضاشاه برمیخورد! 
|