سخنی با هیجدهمین استاندار بوشهر طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
ضمن خیر مقدم و تبریک مسئولیت جدید مطالبی را با ایشان در میان گذاشته و انتظار دارد
که بدون در نظر گرفتن مسائل سیاسی و صرفاً برای رشد، توسعه و پیشرفت استان مد نظر قرار گیرد.
1ـ موقعیت استراتژیک مهم و با اهمیت استان بوشهر بارها و بارها تکرار شده و خسته از این تکرار ملال آور، ناگریز برای اطلاع استاندار جدید [ 30/4/1387 ] [ ادامه ] |
اوضاع و احوال سیاسی ـ اقتصادی بوشهر در سال 1907 میلادی به روایت روزانه
”بالیوز“ انگلیس در بوشهر
قسمت صد و هشتاد و سوم بوشهر
7 ژوئیه 1907
9ـ کشتی «تیوتونیا» در ساعت 15/2 روز ششم از بصره برگشت و در ساعت 9 بعد از ظهر بوشهر را ترک کرد. این شناور کالایی را در بوشهر بارگیری نکرد.
10ـ کشتی «آسیریا» در ساعت 15/2 بعد از ظهر روز هفتم از بصره برگشت.
ج. اچ. بیل
معاون اول نماینده سیاسی
«مسؤول وظایف جاری» [ 5 روز پیش ] [ ادامه ] |
|
|
نخستین حزب سیاسی در کشورهای محلی خلیجفارس در سال 1954 در بحرین تأسیس شد. بحرین در سال 1956 شورای مشورتی تشکیل داد، در سال 1970 کابینهای بر سر کار آورد و در سال 1972 اعضای مجلس مؤسسان انتخاب شدند که منجر به تصویب قانون اساسی و انتخاب مجلس ملی در سال 1973 گردید. در کویت نیز قانون اساسی در سال 1970 به تصویب رسید، اما مجلس ملی در سال 1972 تأسیس شد. در شارجه علیرغم اینکه سنت حکومت بلدیه به دههی 1920 بر میگردد معالوصف عمران و آبادی در عمان متصالح همزمان با تصمیم انگلستان به خروج از منطقه، کمکم آغاز شد. 
هفتهی گذشته در یکی از نشریات استان، متنی از فردی "خود منتقد بین" به نامِ "شمسراستگو" به چاپ رسید که حوزهیِ نقدِ متونِ تاریخی را با شیوهای نوین مواجه ساخت: نقدِ "پینوشت"!!
داستان از این قرار است که: آقا یا خانم "شمس راستگو" ـ که این نام کمی تا قسمتی ”مستعار”به نظر میرسد ـ بعد از سالها "مشغلهی کاری" که به اعتراف خود " فرصت مطالعهی هر کتاب به طور کُلی" را نداشته و ظاهراً فرق " قلم" با "پیچگوشتی" را نمیدانسته، یک دفعه در توهمِ خود در هالهای از نور قرار میگیرد و ضمن شناخت کار کردِ " قلم" تصادفاً به یکی از کتابهای ترجمه شده توسط استاد زنگنه به نام «جنوب ایران به روایت سفرنامه نویسان» دست مییابد، و به خیالِ خود عینک نقادی! به چشم میزند تا مخاطبان از دُر فشانی ایشان محروم نمانند! 
چه فرقی دارد؟!
فتحعلی خان گراشی ـ حاکم لار زمان ناصرالدین شاه ـ که مرد مقتدر آبادی خواهی بود، در لار قیصریهای و میدانی و کاروانسرایی به تقلید اصفهان ساخته بود. مشهور است که چون کاروانسرا و میدان و قیصریه و غرفههای اطراف بازار آن به اتمام رسید، فتحعلی خان از یکی از ندمای خود به نام حاجی آخوند پرسید:
ـ میدان ما از میدان شاه باشکوهتر شده است.
حاج آخوند جواب نداد. دوباره فتحعلی خان پرسید:
ـ به نظر حضرتعالی، این میدان، با میدان نقشِ جهان چه فرقی دارد؟
حاجی ابتدا مکثی کرد. فتحعلی خان دوباره پرسید:
ـ راستی، این میدان با نقش جهان چه فرقی دارد؟
و او دیگر تأمل نکرد و گفت: 
|
|
|