سخنی با هیجدهمین استاندار بوشهر طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
ضمن خیر مقدم و تبریک مسئولیت جدید مطالبی را با ایشان در میان گذاشته و انتظار دارد
که بدون در نظر گرفتن مسائل سیاسی و صرفاً برای رشد، توسعه و پیشرفت استان مد نظر قرار گیرد.
1ـ موقعیت استراتژیک مهم و با اهمیت استان بوشهر بارها و بارها تکرار شده و خسته از این تکرار ملال آور، ناگریز برای اطلاع استاندار جدید [ 30/4/1387 ] [ ادامه ] |
اوضاع و احوال سیاسی ـ اقتصادی بوشهر در سال 1907 میلادی به روایت روزانه
”بالیوز“ انگلیس در بوشهر
قسمت صد و هفتاد و یکم
بوشهر
5 مه 1907
7ـ در خلال هفته گذشته به علت رقابتِ طرفدارانِ دو مسیر متفاوتِ برازجان به بوشهر اوضاع به شدت ناآرام بود
و اظهارات حکمران هم در این مدت دوپهلو و عذر بدتر از گناه بود، با وجودیکه در پاسخ به نامه نماینده سیاسی که تصریح کرده بود [ دیروز ] [ ادامه ] |
|
|
لذا عالیجناب حکمران در بامداد روز هفتم جلسهای را با حضور تجار و افراد محترم شهر در چاربرج تشکیل داد تا راجع به اینکه چه معامله ای باید با سید مرتضی شود، تصمیمی اتخاذ گردد. در این جلسه تصویب گردید که سید مرتضی خطری برای عموم است، و باید اقداماتی جدی علیه او به عمل آید. لذا دریابگی به او دستور داد تا ظرف چهار ساعت به چاربرج آمده یا به شناور پرسپولیس مراجعه کند که درغیراین صورت او را به زور از خانهاش بیرون خواهند انداخت. سید از قبول این دستور سرباز زد. در این فاصله سید اسداله و افراد دیگر به خانهیْ سید رجوع کرده و از او به خاطر اعمالش اعتراض کردند که نتیجهای به بار نیاورد. تفنگچیهای سید تعداد دو الی سه باب خانهی مجاور خانهی سید را به اشغال در آوردند. دریابگی در بین ساعت 2 و 3 بعد از ظهر نیرویی متشکل از سربازان پیاده و تفنگچی همراه با دو قبضه توپ ـ که از کشتی پرسپولیس به عاریت گرفته شده بود ـ به فرماندهی میر شیخ، شجاعالممالک (افسر فرمانده توپخانه) و مسعودالممالک جهت حمله به سید اعزام کرد. با اعزام این نیروها چند ساعت گلوله باران برقآسا و شلیکهای پیاپی صورت گرفت که خسارات زیادی به بار نیاورد. در حدود ساعت 5 شکافی در خانه سید مرتضی به وجود آمد که در نتیجه آن میرپنج با تعدادی از سربازها به درون خانهی سید وارد شدند، اما او فرار کرده و ظاهراً به خانهی علی اهرمی ـ فراش باشی نایب کنسولگری فرانسه - که همواره با او دوست بود، پناه آورده بود. همه به جستجوی سید پرداختند. اما سرانجام تعدادی از سربازها به طور اتفاقی او را یافتند. او لباس جاشوان تنگستانی پوشیده بود و اگر پسر بچهای به او اشاره نمیکرد سربازها او را نمیشناختند. ظاهراً او با این لباس مبدل فرار کرده بوده 
|
|
|