سخنی با هیجدهمین استاندار بوشهر طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
ضمن خیر مقدم و تبریک مسئولیت جدید مطالبی را با ایشان در میان گذاشته و انتظار دارد
که بدون در نظر گرفتن مسائل سیاسی و صرفاً برای رشد، توسعه و پیشرفت استان مد نظر قرار گیرد.
1ـ موقعیت استراتژیک مهم و با اهمیت استان بوشهر بارها و بارها تکرار شده و خسته از این تکرار ملال آور، ناگریز برای اطلاع استاندار جدید [ 30/4/1387 ] [ ادامه ] |
اوضاع و احوال سیاسی ـ اقتصادی بوشهر در سال 1907 میلادی به روایت روزانه
”بالیوز“ انگلیس در بوشهر
قسمت صد و هفتاد و پنجم
4ـ در روز یازدهم یک ایستگاه قرنطینه در مشیله تأسیس گردیده تا هر کسی را که بخواهد در کرانههای دورافتاده پیاده شود و آنگاه بکوشد از راه خشکی وارد بندر گردد به دام اندازد.
تا روز نوزدهم، شانزده مورد ابتلا به طاعون همراه با سه مورد مرگ و میر در جزیرهی قرنطینه رخ داده است. در روز هیجدهم از دولت ایران دستوراتی دریافت گردیده [ 11 روز پیش ] [ ادامه ] |
|
|
بیتالمال / اموال دولتی
میراث فرهنگی (7)
بخش سیزدهم
نهادینه شدن موزهها و گسترش انواع آن مشتمل بر موزههای تاریخی (باستانشناسی، اماکن باستانی، مردم شناسی)،
هنری، علمی، علوم طبیعی، علوم و فنون، صنایع، تجهیزات نظامی و … ضرورت ایجاد تشکیلات اداری و حفاظتی را به منظور مراقبت و نگهداری وحفظ و حراست آثار ملی ـ مذهبی اجتناب ناپذیر نموده 
میش خدا خواست و ننه رباب!
سر و کلهام باند پیچی بود. چپ و راست میگفتند "آمیش خدا خواست" خدا بدنده!؟. حوصلهام سر رفت، گفتم بروم تو هفتهنامهها ماجرا را بنویسم و خودم را راحت کنم. عرض کنم کاکای جونی که تو باشی، چند مدتی پیش ننه رباب پیله کرد و گواهی نامه گرفت. هر چه طلا داشت فروخت و یک ماشین خرید. چند مدتی باهاش دور زد و آماده میشد که امسال تابستان ما را ببرد امام رضا و خطهشمال تا شبی که اعلام کردند بنزین کوپنی شده که الهی روز بد نبینی رنگش شد 
پروژهی نیمه کاره بانک تجارت خارگ
تجربه ثابت کرده همیشه مسایل حاشیهای از اصل جذابتر بوده است، این خود موجب میشود که اصل موضوع فراموش شود و به حاشیه سوق داده شویم و باعث میشود که همیشه در جا بزنیم و فرصتهای طلایی را از دست بدهیم و عقب گرد نمائیم و کلی هزینهی بیتالمال را بدون کارشناسی صرف نماییم و چون نتوانستهایم امکانات رفاهی را برای مردم فراهم سازیم به مردم خیانت کردهایم و هم بودجهی مملکت را هدر دادهایم 
پلو کمتر، زندگی بهتر!
از این که دو هفته غیبت داشتم عذر میخوام، اما غیبتم موجه بود. اگه باور نمیکنید از مدیر مسئول مون بپرسید.
عرض به خدمتتان، همین اواخر محمدرضا اسکندری (توضیح: وزیر جهاد کشاورزی) گفت: 
پنجاه سال پیش تو ایام جوانی به خاطر یه کسالت ساده و محض احتیاط رفتم پیش مرحوم دکتر عادلی.
امیدوارم که نور به قبرش بباره، از بس که این فرد با شرف، انسان بود و انسان دوست. آوازهی او تا بحرین رفته بود و کرورکرور آدمهای مختلف با دردهای مختلف از نقاط مختلف میآمدند پیشش تا معاینهشان کند و همان جا هم خودش نسخه شان را بپیچد و شفا دهد.
اگر آمپول داشتند میفرستاد پیش مرحوم خدا بیامرز آسید مهیمنی 
|
|
|