سخنی با هیجدهمین استاندار بوشهر طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
ضمن خیر مقدم و تبریک مسئولیت جدید مطالبی را با ایشان در میان گذاشته و انتظار دارد
که بدون در نظر گرفتن مسائل سیاسی و صرفاً برای رشد، توسعه و پیشرفت استان مد نظر قرار گیرد.
1ـ موقعیت استراتژیک مهم و با اهمیت استان بوشهر بارها و بارها تکرار شده و خسته از این تکرار ملال آور، ناگریز برای اطلاع استاندار جدید [ 30/4/1387 ] [ ادامه ] |
اوضاع و احوال سیاسی ـ اقتصادی بوشهر در سال 1907 میلادی به روایت روزانه
”بالیوز“ انگلیس در بوشهر
قسمت صد و هفتاد و پنجم
4ـ در روز یازدهم یک ایستگاه قرنطینه در مشیله تأسیس گردیده تا هر کسی را که بخواهد در کرانههای دورافتاده پیاده شود و آنگاه بکوشد از راه خشکی وارد بندر گردد به دام اندازد.
تا روز نوزدهم، شانزده مورد ابتلا به طاعون همراه با سه مورد مرگ و میر در جزیرهی قرنطینه رخ داده است. در روز هیجدهم از دولت ایران دستوراتی دریافت گردیده [ 11 روز پیش ] [ ادامه ] |
|
|
چگونگی تأثیر وضعیت بهداشت و تغذیهی دانشآموز بر توانایی
در سالهای اخیر دو عنوان «توانایی آموزش» و «توانایی یادگیری» غالباً به جای یکدیگر استفاده میشوند.
متأسفانه هر دو آن ها این تصور را به وجود میآورند که در فرآیند آموزش و یادگیری "کودک" مفعول و "معلم" فاعل است و توسعه علم و مهارتهای جدید بدون شرکت فعال و مداخلهی مستقیم دانشآموزان انجام میگیرد. 
بیتالمال / اموال دولتی
بخش بیست و یکم
نقش حیاتی و حساس گردش اموال در چرخه ی امور سازمان ها، وزارت خانه ها، مؤسسات و نهادهای دولتی که به مثابه گردش خون در بدن انسان است،
بدون تردید استحکام، بقا و ادامه ی فعالیت آن ها را تضمین نموده و به لحاظ اهمیت فوق العاده و ارزنده ی این نقش،
تعیین ارزش ها و تبیین برتری و رجحان مدیریت و رهبری ادارات و سازمان ها منوط به اعمال صحیح ضوابط و مقررات و دقت نظر در این امر می گردد. 
زخمهای کهنه و التیام نیافتهی درون
«بیخیال و خوش باش، غمش نخور، دنیا همینه» ...
این چند کلام که مجموعاً یک معنا دارد، ترکیبی است که بعضی افراد بیآنکه به اسرار درونی کسی پی برده یا اصلاً شناخت کافی از وی داشته باشند نثار آدمهای درمانده، مشکل دارو به بنبست رسیده و کسانی که در آستانهی افسردگی قرار گرفتهاند، مینمایند.
ناگفته نماند هر دو شرایطی دارند که هیچگونه ذهنیتی از یکدیگر نداشته و شاید منظور خاصی هم نبوده باشد، 
آقای عطارزاده؛
خواه پند گیر، خواه ملال!
آقای عطارزاده؛
با توجه به این که چندین بار از طریق دوستانتان در ارتباط با نحوه عملکرد و رفتار شما مطالبی را مطرح کردیم و متأسفانه مؤثر واقع نشد،
لذا مجدداً به عنوان کسانی که زمانی از شما دفاع میکردیم و بخشی از کلاسهای درس دانشگاه را به این امر اختصاص میدادیم. مواردی را یادآوری مینماییم، 
نمیدونم این چه حکمتیه که فرماندار میشه شهردار، بخشدار میشه فرماندار یا شهردار میشه فرماندار و رییس فلان اداره میشه رییس یک ادارهی دیگه که در زمان تصدیگری خودش مقابلش میایستاده و اگر میخواسته یک عمران و آبادی در شهر راه بیندازه به هزار دلیل مدیریتی مانع از انجام کارش میشده و حالا که خودش رییس همان اداره شده، کاری میکنه که بدتر از اونیکه با خودش کردند! 
|
|
|