سخنی با هیجدهمین استاندار بوشهر طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
ضمن خیر مقدم و تبریک مسئولیت جدید مطالبی را با ایشان در میان گذاشته و انتظار دارد
که بدون در نظر گرفتن مسائل سیاسی و صرفاً برای رشد، توسعه و پیشرفت استان مد نظر قرار گیرد.
1ـ موقعیت استراتژیک مهم و با اهمیت استان بوشهر بارها و بارها تکرار شده و خسته از این تکرار ملال آور، ناگریز برای اطلاع استاندار جدید [ 30/4/1387 ] [ ادامه ] |
اوضاع و احوال سیاسی ـ اقتصادی بوشهر در سال 1907 میلادی به روایت روزانه
”بالیوز“ انگلیس در بوشهر
قسمت صد و هفتاد و پنجم
4ـ در روز یازدهم یک ایستگاه قرنطینه در مشیله تأسیس گردیده تا هر کسی را که بخواهد در کرانههای دورافتاده پیاده شود و آنگاه بکوشد از راه خشکی وارد بندر گردد به دام اندازد.
تا روز نوزدهم، شانزده مورد ابتلا به طاعون همراه با سه مورد مرگ و میر در جزیرهی قرنطینه رخ داده است. در روز هیجدهم از دولت ایران دستوراتی دریافت گردیده [ 11 روز پیش ] [ ادامه ] |
|
|
بعد از حدود 365 نقد و انتقاد، گله و شکوائیه چه در قالب طنز مکتوب و جدی نه تنها درباره برق و آب، بلکه در تمامی مسائل اجتماعی که مربوط به شهروندان می شود مرتباً در جراید قلم زده شد،
ولی کمتر به پاسخ و جوابی روبرو می شویم، اما در آخر یک روابط عمومی که در قوی بودنش شک نیست مثل شرکت توزیع نیروی برق جوابیه مردانه ای را به هفته نامه نصیر روانه کردند که زهی از این پاسخ بر دیده نویسنده منت آمد. 
مقدمه ـ سوم فرودین ماه سال جاری بود از طرف باغ زهرا به طرف فلکه امام می آمدم باز بودن درِ بیمه دانا توجه ام را جلب کرد. حس کنجکاوی مرا وادار کرد توقف کنم و به درون ساختمان بروم ببینم چه خبر است.
مدیر کل محترم بیمه، صمدیان مجرد و تعدادی از کارگران که کار می کردند دیدم ضمن احوالپرسی پرسیدم تعطیلات عید این جا چه می کنی؟
جواب داد می بینی کار می کنیم. 
سالهای گذشته که افتتاحیه بازیهای المپیک رو میدیدیم، میگفتیم انشاءا... سال دیگه پخش زندهست.
امسال دعامون مستجاب شد. روز جمعه همه منتظر یه افتتاحیهی زنده بودیم، ولی مثل این که آواز دهل شنیدن از دور خوشست.
پولی دادن و افتتاحیهای خریدن، ولی چه خریدنی! از 8 ساعت فقط 4 ساعتش موند. وقتی میخواین اون همه از سر و تهش بزنید، خوب غیر مستقیمش رو پخش کنید. 
چندین سال است که حمل بار وسایل منزل ـ خودرو ـ ابزارآلات ساختمانی را شرکت نفت تاکنون با کلی دردسر از بوشهر به خارگ حمل می کند، اما باید گفت با یک دست نمی شود کار کرد. شرکت های بزرگ دیگری هم در خارگ وجود دارند که سالیانه، میلیاردها تومان از همین آب و خاک و همین مردم به دست می آورند، ولی حاضر نیستند که ریالی را در راه رفاه حال مردم خرج کنند. درست است که شرکت نفت تاکنون انجام داده است و وظیفه خود می داند که باید به محیط اطراف خود خدمت رسانی کند. و باید گفت این خدمت رسانی باید بدون هیچ منتی باشد، ولی چرا مسئولین این وظیفه را قانونی حل نمی کنند تا مشکلی برای مردم پیش نیاید؟ 
بعضی از کوچه های صلح آباد چراغ ندارد و
شب ها برای عابرین مشکل ایجاد می کند. لطفاً به مسئولان بگویید رسیدگی کنند. (حسین موسوی)
بزرگراه طالقانی (صلح آباد) فاقد خط واحد برای ایاب و ذهاب به نقاط مختلف شهر است. برای رفت و آمد خیلی مشکل داریم. آقای شیخ سقا؛ صلح آباد یکی از بزرگ ترین و پرجمعیت ترین محلات بوشهر است، لطفاً فکری هم به حال صلح آباد کنید. (میترا. خ) 
|
|
|