|
ولادت باسعادت حضرت بقیها... «عجلا... تعالی فرجه» در نیمهی ماه شعبان در سنهی دویست و پنجاه و پنج از هجرت نبوی واقع شده است. چون مادر امام عصر، (عج) باردار گشت حضرت امام حسن عسکری (ع) به او فرمود: فرزند پسری میآوری که نامش «م ح م د» است و او قائم بعد از من خواهد بود. از حکیمه خاتون، دختر حضرت امام محمد تقی (ع) نقل کرده که حکیمه خاتون گفت: «حضرت امام حسن عسکری (ع) مرا خواستند و فرمودند: عمه این شب نیمهی ماه شعبان است نزد ما افطار کن که خداوند تبارک و تعالی در این شب کسی را به دنیا میآورد که او حجت خداست در زمین. من گفتم: که مادر این نوزاد کیست؟ فرمود: نرگس، گفتم فدایت گردم به خدا اثری از حمل در نرگس (خاتون) نیست. 
در چند هفتهی گذشته خبری ناگوار شنیدم. سقوط یکی دیگر از هواپیماهای کشور.
این خبر بهحدی بازتاب داشت که شده بود تیتر اول روزنامههای خارجی؛ ولی چرا تا اینحد اهمیت داشت؟! این اولینبار نیست که چنین حادثهای در کشور ما رخ داده بود؛ بلکه همه ساله ما شاهد چنین حوادثی، چه در ایران و چه در کشورهای دیگر هستیم. پس چرا اینبار تا ایناندازه مهم بوده است؟!
این موضوع از چند زاویه مورد بحث است:
اولاً: برخی میگویند این سقوط با وقایع بعد از انتخابات ریاست جمهوری ارتباط داشته است!! 
دسترسی به تمام جهان از مزیتهای حمل ونقل دریایی است. هما نگونه که می دانیم 95 درصد صادرات و واردات جهان و کشورمان از حمل ونقل دریایی سرچشمه می گیرد.
ایران با داشتن بیش از 3 هزار کیلومتر مرز آبی -2300 کیلومتر در کنار خلیج فارس و دریای عمان و 800 کیلومتر در مجاورت دریای خزر از پتانسیل بسیار بالای در این بخش بهرمند می باشد.
اگر تنها به همین یک دلیل نه به لحاظ سایر مزیتهای مرتبط با دریا وساحل بخواهیم به مباحث دریایی وبندری بپردازیم جا دارد توجه خاصی به توسعه بنادر استان داشته باشیم چرا که همواره بنادر از اهمیت ویژه ای برخوردار می باشند خوشبختانه 
1ـ گفتمانهای مسلط جهانی، همگی معطوف به حواس بشری بودهاند. به گفتهی مارشال مکلوهان کانادایی،گفتمان ابتدایی انسانها در عصر قبیلهای براساس شنیدن شکل گرفت و انسانها ارتباطی معطوف به گوش داشتند. پیامها، اخبارها، دعاها و همه گونه روابط و ارتباطات بشر در سطوح قبیله جاری بود. نظامهای سیاسی حاکم در دوران قبیلهای بسته و استبدادی بود و هر فردی فهمش به اندازهی وسعت قبیلهاش بود. در این دوران، روابط قبیلهای، روابط عمودی بود و انسانها متأثر از آن در خانوادههای پدرسالار و حاکمیتهای بسته و استبدادی میزیستند. با اختراع چاپ توسط گوتنبرگ، پارادایم (الگوی تاریخی) تسلط "گوش" شکسته شد و گفتمان حاکمیت "چشم" آغاز گردید. 
شاید هنوز بعضیها نمیدانند تعریف سازمانی خبرنگار یعنی چه، نمیدانند اصولاً محرومیت ما در کجای پاسخ قرار دارد. آیا موجودیت ما تابع متغییر مدیریت رسانهای است که با آن کار میکنیم و مخاطبین ما از خبرنگار در تصویر ذهنیشان چه میگذرد. وقتی خیلی هم متواضعانه تلفنی یا حضوری با مدیرعامل یا مدیرکل و مدیریتهای نازنین یک اداره میرویم یا میگوییم اجازه میفرمایید یک مورچه به خدمت شما برسد تعجب مینماید و در عجب است کسی با او شوخی دارد، میگویم، خیر خیلی هم جدی است که من مورچه معترض از رفتار شما هستم. بعداً مسأله را سادهتر با او در میان میگذارم. اگر نشنیدید و باور نمیکنید یک هدهد سخنگو هستم. آقای مدیرکل را از آنچه پیرامون او میگذرد آگاهتر نماید، 
کلیات استفهام
در فارسی رسم است که وقتی کسی بخواهد دربارهی موضوعی بسیار مهم سخن بگوید که همهکس آن را شنیده و یا بسیار مشهور و شایع است، به صورت پرسش به مخاطب میگوید: «آن داستان را شنیدهای؟» آنگاه بدون آنکه منتظر جواب شود، به گفتارش ادامه میدهد. پروردگار نیز به روش محاورهی مردم در مقام تفخیم و تعظیم امر بعثت و قرآن و موضوع توحید و قیامت، میفرماید: «از چه گفتوگو میکنند و از یکدیگر باز میپرسند؟» بعد خود پاسخ میدهد: «از خبر بزرگ که آنها در آن اختلاف دارند.» یعنی امر عظیم قیامت یا بعثت یا عظمت و جلال قرآن بالاتر از آن است که کفار در مقام انکار یا به صورت استهزا از آن گفتوگو کنند. 
|