Nasir Boushehr Logo
 
جستجو:
 
سخن مدیر مسئول
سخنی با هیجدهمین استاندار بوشهر
طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
ضمن خیر مقدم و تبریک مسئولیت جدید مطالبی را با ایشان در میان گذاشته و انتظار دارد
که بدون در نظر گرفتن مسائل سیاسی و صرفاً برای رشد، توسعه و پیشرفت استان مد نظر قرار گیرد.

1ـ موقعیت استراتژیک مهم و با اهمیت استان بوشهر بارها و بارها تکرار شده و خسته از این تکرار ملال آور، ناگریز برای اطلاع استاندار جدید
[ 30/4/1387 ] [ ادامه ]

اوضاع و احوال بوشهر
اوضاع و احوال سیاسی ـ اقتصادی بوشهر
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه
”بالیوز“ انگلیس در بوشهر
قسمت صد و هفتاد و پنجم
4ـ در روز یازدهم یک ایستگاه قرنطینه در مشیله تأسیس گردیده تا هر کسی را که بخواهد در کرانه‌های دورافتاده پیاده شود و آنگاه بکوشد از راه خشکی وارد بندر گردد به دام اندازد.
تا روز نوزدهم، شانزده مورد ابتلا به طاعون همراه با سه مورد مرگ و میر در جزیره‌ی قرنطینه رخ داده است. در روز هیجدهم از دولت ایران دستوراتی دریافت گردیده
[ 11 روز پیش ] [ ادامه ]

آلبوم عکس


ليگ فوتبال استان بوشهر -بازي سايپا برازجان وگاز جم


 
يكشنبه 11 دي 1384 - شماره 328 :: اجتماعی

فریاد استان بوشهر (25)مدیریت ناکارآمد اداره‌ی راه بوشهر در ساختن پل کره‌بند

آیا می‌دانید ایران از جمله کشورهایی‌ست که دارای بیشترین تلفات و خسارات انسانی در حوادث رانندگی در سطح جهان است؟ آیا می‌دانید در ایران دومین عامل در فراوانی مرگ و میر جاده‌یی، ناامنی راه‌ها، معابر، پیچ‌ها و تقاطع‌ها است؟ آیا می‌دانید در سال‌های اخیر کارخانه‌های خودروسازی کشور به طور متوسط سالیانه 7/17 درصد بر تولید خود افزوده‌اند در حالی که جاده‌سازی تنها 1/1 درصد در هر سال رشد داشته است؟ آیا می‌دانید که در بررسی علت و علل بالا بودن حوادث رانندگی در ایران عواملی مثل خطای انسانی، نبودِ شبکه‌ی مناسب امدادرسانی، جاده‌ها و پل‌ها‌ی نامناسب از لحاظ مهندسی از عمده‌ترین آن‌هاست؟ و آیا می‌دانید مرگ سالانه 27000 نفر در حوادث جاده‌ای در کشور معادل تلفات جنگ در یک‌سال می‌باشد؟!

...

خنده‌درمانیِ کشکولِ نصیر

حاج رجب پایش را از دفتر هفته‌نامه محلی بیرون گذاشت توی خیابان اصلی که رسید شروع کرد به لبخند زدن و هر بار به خاطر آن‌که کسی متوجه نشود برگی از روزنامه جلوی صورتش می‌برد، نصف‌های راه همکارش ناخدا خورشید به او رسید گفت: هان رجب انگار خیلی خوشحالی کجا بودی، با دیدن روزنامه توی دستش گفت: ها فهمیدم طبق معمول دفتر روزنامه بودی حتماً آن‌جا چیزی تقسیم می‌کردند که این قدر شنگولی، اما تا آن‌جایی که من اطلاع دارم توی آن دفتر جز یک چای گرم در استکان کمر باریک عربی چیز دیگه‌ای ندارد، باز ناخدا انگار چیز دیگری به خاطرش رسیده باشد ادامه داد

...

برای کاهش اضطراب در جلسه امتحان چه باید کرد؟*

در پاسخ به این سؤال باید گفت که اضطراب قبل و یا حین امتحان طبیعی است و اگر این اضطراب باعث فراموشی مطالب نشود، مشکل مهمی نیست. و ضمناً باید توجه داشت که بین ترس از امتحان و اضطراب امتحان باید تفاوت قایل شویم. اگر کسی برای حضور در جلسه‌ی امتحان به اندازه‌ی کافی مطالعه نکرده است و علایم اضطراب را نشان می‌دهد، این اضطراب نیست، بلکه ترس از امتحان است و بدیهی است کسی که از امتحان می‌ترسد باید بیشتر مطالعه کند. با توجه به این نکات اگر احساس می‌کند که در جلسه امتحان آن‌قدر اضطراب دارید که مانع کارتان می‌شود و باعث افت شدید نمره‌های درسی شما می‌گردد این نکات را رعایت کنید:

...

بچه حمال‌های زنبیلی

قبل از انقلاب بازار شهر دارای ده‌ها بچه‌حمال زنبیلی بود. بچه‌هایی از سن 6 تا 15 و مردانی از 20 تا 60 ساله هم بین این بچه‌‌حمال‌ها وجود داشت. شهرداری شعبه‌ای به نام کنترل نرخ در بازار داشت و یک‌ مأمور نیز مسؤول آن شعبه بود. آن مأمور تابلویی در دیوار شعبه نصب و عکس بچه‌حمال‌ها را به ترتیب سن و سال‌شان در آن تابلو نصب کرده بود. چرا؟ برای این‌که روزی خود همین مأمور شهرداری میوه و غیره توسط یکی از آن بچه‌ها به منزل‌شان فرستاده بود، اما متأسفانه آن بچه‌حمال تخطی کرده و اجناس را به منزل نبرده و دیگر بازار هم نیامده بود. مأمور بسیار ناراحت و چنین تصمیمی را اتخاذ کرد که مبادرت به عکس و هویت از بچه‌ها گرفت با این وصف که همه‌ی بچه‌حمال‌ها سابقه داشتند و دیگر آن مأمور دلش امن بود. روزی اجناسی داد که به منزل شهردار ببرند و در حدود صد تومان (هزار ریال آن‌روز) خرید کرده بود که آن پول را شهردار داده بود، اما متأسفانه این بچه‌حمال‌ هم اجناس معادل صد تومان را خورد و برد و به منزل شهردار نرسید

...

چه کسی باید جوابگوی جوانان شهر آبدان باشد

...

اوضاع و احوال سیاسی ـ اقتصادی بوشهر در سال 1908 میلادی به روایت روزانه ”بالیوز“ انگلیس در بوشهر

13سپتامبر 1908
1ـ نظر به دریابگی نتوانست مبلغ سنگین دیگری را که تهران از او مطالبه کرده بود پرداخت کند و چون میداند که افراد متعددی برای سمت حکمرانی با هم رقابت میکنند لذا تشخیص می‌دهد که از "چاربرج" فراخوانده خواهد شد. در روز هشتم ماه جاری چون شجاع الممالک (فرمانده توپخانه) تلگرافی از معززالدوله دریافت کرده بود که از طرف او عهده دار امور گردد لذا او به چار برج رفت و به عنوان نایب حکمران مسؤولیت آنجا را به دست گرفت و میرزا اسماعیل، معاون دریابگی، را از کار بیکار کرد و آنگاه او را به خاطر یک فقره بدهی شخصی، به زندان افکند.
2ـ در روز دهم دریابگی تلگرافی دریافت کرد که از او استفسار شده بود چرا مسئولیت حکمرانی را واگذار کرده، زیرا او از کار برکنار نشده است. بنابراین عالیجناب دریابگی با تعداد زیادی تفنگچی به چاربرج رفت. شجاع الممالک هم تعداد زیادی تفنگچی در اختیار داشت بنابراین بعد از مدتی تیراندازی بیهوده و بی هدف، عالیجناب حکمران با شجاع الممالک به توافق رسید که او به منظور حفظ آبروی خود باید بعد از غروب آفتاب چاربرج را ترک کند. شجاع الممالک همین کار را کرد و روز بعد عالیجناب در چاربرج مستقر گشت. تمام این حرکات بی‌اندازه مضحک و خنده‌ دار می نمود

...