|
چون سود و زیان همهی پدیدههای اجتماعی متعلق به همهی مردم میباشد بنابراین مردم باید از محیط خودشان اطلاع داشته باشند باید بدانند که چگونه عدهای کاخنشین شدهاند و عدهای دیگر کوخنشین، باید بدانند که سرمایههای ملی کشور چگونه توسط عدهای به حراج گذشته میشود و باید در مقابل بیعدالتیها فریادگر باشند نه تماشاگر. مردم باید آنچنان به مسائل روز آگاهی داشته باشندکه اشخاصی همچون بنده نتوانم برای مطرح کردن خود، آنها را فریب دهم و این میسر نمیشود مگر اینکه مطبوعات آزاد داشته باشیم و باز این میسر نمیشود مگراینکه تبادل نظر، بحث آزاد و مناظره با گروههای مختلف جامعه داشته باشیم؛ بنابراین هماکنون آمادگی خود را برای مناظره با سازندهی پل کرهبند آقای مهندس "گلسرخی" در هر زمان و مکانی که ایشان صلاح میداند و با تبلیغات و دعوت گسترده از مردم و رسانههای استان اعلام میدارم. باشد تا شیوهای نو جهت اندیشهای نو بجا گذاریم انشاءا... 
ماهیت بشر از چند ده هزار سال پیش به این سو تغییر بنیادین نکرده و تراکم تجربهها و روزگارهای متفاوت، تمدن را به مثابه رودی کرده که از کوهساری سرچشمه میگیرد و جاری میشود تا به زمان ما میرسد. پیوستگی رودِ تاریخ، ما را وامیدارد که به سراپای آن بیندیشم. گذشته از این، "ژنهای تاریخی" هستند پروردهی حوادث که در درون هر ملت جای گرفتهاند، و آنها، هم خوشنهاد دارند و هم بد نهاد، و مقداری از چگونگی امروز و فردای ما در گرو آنهاست. کشوری با آفتاب درخشان و آسمان پاک و کمباران که آفتاب درخشانش فرمانروایی خورشید و مهر را در نظر مردماش به وجود آورده و آسمان صاف ضمیر مردماش را به عمق لایتناهی متوجه نموده و کمبارانی، سر مردمش را در انتظار دَهش آسمان به بالا نگه داشته است و واقع بودن در مرکز جهان، او را کشوری حادثهخیز کرده 
"روابط عمومی" عبارت از شناخت افکار عمومی و نفوذ در آن برای جلب رضایت افکار عمومی از سازمان است که هم در درون و بیرون سازمان دنبال میشود. روابط عمومی در قالب مجموعهای از فعالیتهای ارتباطی صورت میگیرد که تحت عناوین نسبتاً ثابتی شامل ارتباط با رسانهها و سازمانها، ارتباط مردمی، پژوهش، آموزش و برنامهریزی، انتشارات، امور فرهنگی و نمایشگاهها و سنجش افکار و پشتیبانی از آن یاد میشود. 
شلاقی که "پروین تاجمحمدی" نویسندهی مقالهی "بردهداری نوین در عصر جدید" برگردهی مردان مسؤول خانه و خانواده و مدیران جامعه فرود آوردند بایستی خیلی بیشتر از این باشد که تصور میرفت زیرا همان ترکهی انار و چماق دشت ارژن و گرز نخل عربی خودمان باید با ضربهی کوبنده لرستانی مثل سنگ قلوههای رودخانه کوثر بر آن شتافت، چرا، اگر میدانند در عصر نوین و زمان حاکمیت خود چنین جنایتهای نهان و پنهان در قلمرو و مأموریت آن به مسئلهی حاد همگانی رسیده با چه دیدی به بردهداری مینگرند و چنانچه نمیدانند آن را کجای بال قبای خود میبندند تا فراموششان نگردد و یک روز از سر افاده مدیریت سر از افاضه فضل بیاورند که ما هم میدانستیم و در گفتمانهایمان در نشستها، کنگره و همایش و پژوهشهایمان که برپا بداشتیم و نهار را یکجا با سمینار صرف کردیم آیا اینها با پدرانی که به گفتهی پروینخانم از شلاق بر پشتوانهی فرهنگی عرفی قانونی برخوردار هستند واقعاً خود را مالک یک جامعه میدانند. 
چهارشنبهسوری یکی از سنتهای دیرینه و زیبای ایرانیان است؛ سنتی که همانند دیگر سنتهای زیبای ایرانیان، ریشه در اعتقادات گذشتگان ما دارد. ایرانیان مسلمان همواره ـ چه در دوران پیش از انقلاب و چه در دوران پس از انقلاب که به نسل سوم، چهارم و ... تعلق دارد ـ به اجرا و احیای این سنت عشق میورزیدهاند. اعتقاداتی زیبا که برگرفته از فطرت خداجوی ما مسلمانان است.
اما جدای از این بحث، متأسفانه در حواشی این سنت، ما شاهد بروز خسارات، تلفات و گاه توهینهایی به مقدسات هستیم و چند سالیست که اینگونه مسایل به وفور مشاهده میشود و نسل سوم نیز کم و بیش در آن نقش دارند.
پس از انقلاب اسلامی، ما شاهد چهارشنبهسوریهای دیوانهای هستیم که انتظار بهار را، با وصال به خزانِ ماتم، ختم میکنند و جوانان و کودکان بسیاری در این شب، قربانی شعلههای دامنگیرِ آتش هستند. سوگوارهای که تنها دستاورد آن، غم و اندوه بازماندگانیست که در آرزوی رویش زمین، آمال خود را زیر لب زمزمه میکردند، 
کمیسیون سهجانبه شامل آمریکا، اروپای غربی و ژاپن است. کمیسیون سهجانبه در سالهای اولیه دههی 70 به منظور آغاز عصر رهبری مشترک سرمایهداری جهانی به همکاری سوسیالیزم میباشد که از نظر تکنولوژیکی آن را عصر تمام الکترونیک یا عصر «اتوماسیون» میگویند.
از مشخصههای این عصر، ایجاد نظام واحد اقتصاد جهانی و نزدیک شدن به انرژی خورشیدی و برنامهریزیهای درازمدت مبتنی به انرژی اتمی است.
اما اینکه چه حوادثی زمینهساز پیدایش کمیسیون سهجانبه شد. پدیدههای متعددی است که در سرتاسر جهان به وقوع پیوست که مهمترین آنها وقایع نخستین دههی هفتاد بود شامل:
1ـ به طور ناگهانی روابط خصمانهی آمریکا و چین کمونیست مبدل به دوستی شد 
راساوو، ایقه وِر نزه، راساوو تا بریم دکتر.نمییام نمییام!!ای جواوه پی در پینی بی که شهرو میدا، گفتم: حیا کُ زن خجالت بکش، مثه نینی کچیلوول زهلشه دکتر میره، شهرو گفت: خیر نِوینی، نه زهلم و دکتر میا، زهلم و مِطَو و بیمارستان و دکترله امروزی میرهیا! منم یه شووی سیل تلبیزون میکردم که شووله برره شرو واوی، بحد و شهرو گفتم: اووخت همی که گفتی یانی چه؟ شهرو گف: یانی ای که جواوته عملی میدم، راس واوی و چادرشه زه سرش و گف: یالاه بریم! آغا "اتونچنچمه" کشیدم صحرا و دوتِی سوار واویدیم رفتیم دم "شیرخورشیدی" و خرکروزه وِرِ چُوْ سیم برق پارک کردیم و رفتیم داغُل. یه نووته دکتر گرفتیم و تو سالون انتظار نشسیم. اتفاقاً نزیک صندوق نشسیم، آغا یه تیارتی بییا، سرشونه میکردن تو یه دریچی و چپه چپه پیل سوز تحویل میدادن. یه آدم لکه لَحوضی مثه مو هاسی التماس میکه که موایقه ندارم بدم، مردم کمکم میکنن و شُو جمعهیی 
از زمانهای کهن تا به امروز، تشکیل یک حکومت جهانی از آرزوهای پیامبران، فلاسفه، دانشمندان، سیاستمداران و پیروان مذاهب مخلتف جهان بوده است. امروز نیز تقریباً عموم فلاسفه و اندیشمندان، تنها علاج مشکلات بشری و تنها راه جلوگیری از جنگ و تثبیت صلح را تشکیل یک حکومت جهانی میدانند.
"انیشتین" دانشمند و ریاضیدان بزرگ معتقد بودکه: «ملل جهان از هر نژاد و رنگی که باشند میتوانند و باید زیر یک پرچم واحد در صلح و برابری زندگی کنند» وی در اهمیت و ارزش حکومت واحد جهانی برای زندگی انسانها تا آنجا پیش رفت که صریحاً میگفت: «حکومتهای متعدد، خواه و ناخواه به نابودی بشریت منجر خواهد شد.» 
بوشهر 25 اکتبر 1908
1ـ بازرس شرکت تلگراف هند واروپ، واقع در دهانه ، در روز بیستم ماه جاری بطور تلگرافی اطلاع داد که شنیده است تعداد 150 نفر افغانی با تعداد 50 نفر شتر حدود یکماه قبل سر راه خود به بنادر جهت حمل اسلحه، از سیستان عبور کردهاند.
2ـ در بیست و سوم ماه جاری یک گروه 35 نفره از پارسیان ایران (زردشتیها) از شیراز وارد بوشهر شدند. آنها به علت ظلم و تعدیِ حکمران تفت و نصرت آباد- که محلِ سکونتشان بود- آنجا را ترک کردهاند. در بین راه افراد راهداری آنها را از هستی ساقط کرده و حتی نان مصرفی اشان را هم از آنها گرفته بودند- آنها قصدِ رفتن به هند را دارند.
3 
|