لاوری مدیر مسئول نصیر بوشهر :محدودیتهای ایجاد شده توسط شفیعیِ ارشاد در تاریخ مطبوعات استان سابقه نداشته و ندارد تاکنون هیچ اداره ارشادی از مطبوعات محلی استان شکایت نکرده ولی میتوان به صراحت گفت که اداره ارشاد در زمان شفیعی بیشتر از تمامی ادارات دیگر از مطبوعات محلی شکایت کرده و گزارش خلاف نوشته ولی به دلیل واهی بودن شکایت نامبرده به جایی نرسیده و همهی شکایتهایش در مرحلهی دادسرا مختومه شده است، بعد از به نتیجه نرسیدن شکایتهایش اقدام به «تذکر محرمانه» به دلایل واهی نموده و همچنین سوبسید سهمیه کاغذ که به طور سراسری به کل مطبوعات کشور تعلق میگرفت، از تعدادی از مطبوعات فعال استان محروم کرده است. بن کارت های کتاب خبرنگاران و مطبوعات را فقط به عدهای خاص دادند که بعضی از آنها در تمامی زندگیشان یک خبر تنظیم نکردهاند. برای تحت فشار قرار دادن و تعطیلی مطبوعات تمامی آگهی ادارات را در اداره ارشاد تجمیع و تعدادی از مطبوعات منتقد را از آن محروم کرده است. خلاصه بیش از یک سال و نیم است که ارشاد تمامی مزایا و کمکهای خود به مطبوعات را از نشریات مهم بوشهری دریغ مینماید و به نوعی نشریات بوشهری را تحریم نموده است. [ 20/10/1388 ] [ ادامه ] |
اوضاع و احوال سیاسی ـ اقتصادی بوشهر در سال 1907 میلادی به روایت روزانه
"بالیوز" انگلیس در بوشهر
قسمت دویست و دوم
مترجم: حسن زنگنه
بوشهر
29 مارس 1908
1ـ انجمن صفا به شورای نمایندگان پیشنهاد کرده است که رئیس خود را انتخاب کنند و آنها میرزا غلامحسین کازرونی را به عنوان رئیس افتخاری برگزیدهاند.
2ـ شورای نمایندگان بخشنامهای به طور تلگرافی صادر کرده دایر بر اینکه در آینده، تا اطلاع ثانوی، تمام تلگرافهای شورا به امضاء Mobtash-am-I-sultanch ، خواهد بود. [ 20/4/1388 ] [ ادامه ] |
|
|
از پراکندگی حواس، خیالی هم نمیماند تا چند خطی برای آرامش بنگاریم، گویا تاب و توان از ما سلب گردیده و طاقتمان نیز طاق شده است. برای تهیهی عکس به منظور تدوین تصاویر بوشهر تحت عنوان "بوشهر، سرزمین خورشید" و همچنین عکسبرداری از بقعههای متبرکه استان مجالی دست داد تا سفر به سرزمین خورشید را سامان به سامان، از جادههای تنگدستی تا چهارراههای خوشی و ناخوشی مردمانِ این زاد و بوم آغاز کنم.
گذشته از جاذبههای فراوان گردشگری که آنان را در قالب کتاب چاپ کردم، جاذبههای دیگری نیز که چشم هر بینندهای را خیس بلکه پلکها را برای ندیدن دعوت میکرد، مشاهده کردم. خواستم از جادههای دلتنگی و تنگدستی عبور نکنم، اما محال بود. اگر بخواهم با قدمهای 
- از منظر یک دیدگاه تکثرگرا و غیر نخبه باور، عرصهی شعر و ادبیات، جایی را بر کسی تنگ نمیکند و هر نوشته (متن) حتا اگر یک خواننده داشته باشد، طبعاً دارای ارزشهایی است، از این رو کم نیستند شاعرانی که همچنان با نگاه و نگارش سنتی، خوانندگانی را به دنبال خود میکشانند. اشارهام بیگمان به قالبهای شعری نیست. چرا که در طرز "شعر سپید" نیز میتوان با معیارهای عهود ماضی، از نوشتار خود راضی بود و دیگرانی نیز با خود همراه کرد.
2- از عهد افلاطون تاکنون یکی از درها بر پاشنهی " ثنویت گرایی" و تقابلهای دوتایی میچرخیده است، از این رو هنوز هم به ویژه در دیگر ولایات و در ولایت ما نیز به شرطی «آ» خوب است که «ب» حتماً بد باشد! به این موضوع هم غالباً کاری نداریم که برای خوب و یا بد بودن چه تعریفی سر هم بندی کردهایم. با این اشارهی بسیار بدیهی که به اندازهی تک تک افراد، میتوان تعریفی از آن به دست داد؛ هر چند وجوه مشترک فکری، جناحهای فکری مشابهی را پیشنهاد میکند. به هر صورت در ستایشهای به جایی که گاه برخی از استادان هم ولایتی اندر مقامِ فرضاً یکی از شاعران ارجمند هم ولایتیمان به عمل میآورن 
|
|
|