سخنی با هیجدهمین استاندار بوشهر طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
ضمن خیر مقدم و تبریک مسئولیت جدید مطالبی را با ایشان در میان گذاشته و انتظار دارد
که بدون در نظر گرفتن مسائل سیاسی و صرفاً برای رشد، توسعه و پیشرفت استان مد نظر قرار گیرد.
1ـ موقعیت استراتژیک مهم و با اهمیت استان بوشهر بارها و بارها تکرار شده و خسته از این تکرار ملال آور، ناگریز برای اطلاع استاندار جدید [ 30/4/1387 ] [ ادامه ] |
اوضاع و احوال سیاسی ـ اقتصادی بوشهر در سال 1907 میلادی به روایت روزانه
”بالیوز“ انگلیس در بوشهر
قسمت صد و هفتاد و پنجم
4ـ در روز یازدهم یک ایستگاه قرنطینه در مشیله تأسیس گردیده تا هر کسی را که بخواهد در کرانههای دورافتاده پیاده شود و آنگاه بکوشد از راه خشکی وارد بندر گردد به دام اندازد.
تا روز نوزدهم، شانزده مورد ابتلا به طاعون همراه با سه مورد مرگ و میر در جزیرهی قرنطینه رخ داده است. در روز هیجدهم از دولت ایران دستوراتی دریافت گردیده [ 11 روز پیش ] [ ادامه ] |
|
|
از پراکندگی حواس، خیالی هم نمیماند تا چند خطی برای آرامش بنگاریم، گویا تاب و توان از ما سلب گردیده و طاقتمان نیز طاق شده است. برای تهیهی عکس به منظور تدوین تصاویر بوشهر تحت عنوان "بوشهر، سرزمین خورشید" و همچنین عکسبرداری از بقعههای متبرکه استان مجالی دست داد تا سفر به سرزمین خورشید را سامان به سامان، از جادههای تنگدستی تا چهارراههای خوشی و ناخوشی مردمانِ این زاد و بوم آغاز کنم.
گذشته از جاذبههای فراوان گردشگری که آنان را در قالب کتاب چاپ کردم، جاذبههای دیگری نیز که چشم هر بینندهای را خیس بلکه پلکها را برای ندیدن دعوت میکرد، مشاهده کردم. خواستم از جادههای دلتنگی و تنگدستی عبور نکنم، اما محال بود. اگر بخواهم با قدمهای 
- از منظر یک دیدگاه تکثرگرا و غیر نخبه باور، عرصهی شعر و ادبیات، جایی را بر کسی تنگ نمیکند و هر نوشته (متن) حتا اگر یک خواننده داشته باشد، طبعاً دارای ارزشهایی است، از این رو کم نیستند شاعرانی که همچنان با نگاه و نگارش سنتی، خوانندگانی را به دنبال خود میکشانند. اشارهام بیگمان به قالبهای شعری نیست. چرا که در طرز "شعر سپید" نیز میتوان با معیارهای عهود ماضی، از نوشتار خود راضی بود و دیگرانی نیز با خود همراه کرد.
2- از عهد افلاطون تاکنون یکی از درها بر پاشنهی " ثنویت گرایی" و تقابلهای دوتایی میچرخیده است، از این رو هنوز هم به ویژه در دیگر ولایات و در ولایت ما نیز به شرطی «آ» خوب است که «ب» حتماً بد باشد! به این موضوع هم غالباً کاری نداریم که برای خوب و یا بد بودن چه تعریفی سر هم بندی کردهایم. با این اشارهی بسیار بدیهی که به اندازهی تک تک افراد، میتوان تعریفی از آن به دست داد؛ هر چند وجوه مشترک فکری، جناحهای فکری مشابهی را پیشنهاد میکند. به هر صورت در ستایشهای به جایی که گاه برخی از استادان هم ولایتی اندر مقامِ فرضاً یکی از شاعران ارجمند هم ولایتیمان به عمل میآورن 
|
|
|