|
معاون آموزش و پرورش به قول خودش 9 سال بوده که آرزو داشته یک بار در جمع معلمان گناوه سخنرانی کند و بالاخره این آرزو، با روی کار آمدن دولت عدالت محور و مهرورز تحقق یافت و کسی که 2 سال در گناوه رییس آموزش و پرورش بود با گردباد تغییرات به عنوان معاون پشتیبانی آموزش و پرورش استان منصوب شد. نگارنده ضمن احترام به شخصیت آقای شمسی جملات گفته شدهی ایشان را در جمع معلمان گناوه برای خوانندگان گرامی نقل میکنم. آقای معاون گفت: «آموزش و پرورش نمیتواند با سیاست هماهنگ باشد» و جملهای دیگر: «سیاست را در آموزش و پرورش کمرنگ کنید و به کیفیت آموزش بپردازید». جناب آقای معاون، از حضرتعالی سؤال دارم که اگر سیاست نبود جایگاه حضرتعالی به عنوان یک مدیر کجا بود؟ آیا حضرتعالی به فرمایش خودتان مگر نه با تُندباد تغییرات سیاسی در کشور منصب معاونت پشتیبانی سازمان آموزش و پرورش را بر عهده گرفتهاید؟ و شما به عنوان یک فرد سیاسی که خود سیاست را در آموزش و پرورش قبول ندارید، بگویید چگونه میشود سیاست را در آموزش و پرورش کمرنگ کرد؟ و چرا فرهنگیان نباید با سیاست سروکار داشته باشند؟ 
غالباً در هر داوری که انجام میشود عدهای که انتخاب نمیشوند اعتراض میکنند و فرد انتخاب شده را با هزار بهانهی بجا و بیجا مورد حمله قرار میدهند. اما این بیت زیبا را آویزهی عقل و وجدان خود قرار دهیم که:
آینه چون نقش تو بنمود راست
خود شکن آیینه شکستن خطاست
در باب اعتراضی که از قول «جمعی از مدیران دبیرستانهای شهرستان بوشهر» مورخ یکشنبه 30 اردیبهشت ماه 86 در هفته نامهی وزین نصیر بوشهر به طبع رسیده است، نکاتی وجود دارد که ما کارکنان و اولیای دانشآموزان دبیرستان امکلثوم(س) برای آگاهی افکار عمومی متذکر میشویم:
1- مدیر دبیرستان امکلثوم اگر چه جوان میباشد اما با تحصیلات عالی در مقطع کارشناسی ارشد به خوبی شایستگی و نبوغ خود را در تحصیل علم و دانش نشان داده است. شاهد این مدعا نمرهی ممتاز60/19 اعضای هیأت علمی به پایاننامهی ایشان میباشد. 
در خرداد 86، چهلمین خرداد عمر خود را پشت سر میگذارم. چهل خرداد پر خاطره و پر فراز و فرود هرچند اختیاریون انسان را مختار مطلق پنداشته وجبریون مجبور مطلق،!!! لیکن آنچه مسلم و غیر قابل انکار، این است که ما نه درهبوطمان بر این کره خاکی نقش و اختیاری داشتهایم و نه آنگونه در عروجمان به دیار باقی، بهترین تعبیر را امام صادق (ع)دارد که انسان نه مجبور مطلق است و نه مختار مطلق بلکه چیزی بین این دو. بگذریم. اولین اتفاق تلخ ویا شیرین برای من در خرداد 1346 رقم خورد و آن روز تولدم بود تولدی که خود هیچ سهم و نقشی درآن نداشتم ودر این واقعه مجبور مطلق بودم ، مجبور به حضور در جلسه امتحانی که کوهها از حضور در آن سرباز زده بودند واما امروز من پس از تجربهی چهلمین خرداد عمر خود از هبوط در این عرصهی آزمایش سهمگین بسیار خوشحالم و سپاسگزار از مختار مطلق(خدا)، من امروز خدا را و لطف واحسان او در حق خویش را از این هبوط اجباری با تمام سلولهای بدنم نه تنها باور دارم بلکه فراتر از آن لمسش میکنم و با او و با عشق شیرینتر از عشق مادرانهاش نسبت به خویش میزیم و دست پر مهرو محبت پدرانه اش را به گاه تلخیها و یا شیرینیهای توأم با غمزههای کودکانهام بر سر خویش احساس میکنم و با نگاه پر مهرو محبتش آرام میگیرم و به خواب میروم و با احساس لبخند شیرینش بر بالین خویش از خواب بر میخیزم و گهگاه دلتنگیهایم را از فراق جسمانیم از وی برایش واگو میکنم و او با زیباترین تعابیر و شیرینترین شیوهها توصیهام به صبر و بردباری مینماید. جالب است که در این چهل خردادی که با وی و در وی میزیم هرگز خشم و عبوسیتش را ندیده ام و در مقابل بزرگترین اشتباهاتم با نگاهی پدرانه و هدایتگر تنها به رویم می خندد و می خندد و میخندد............ 
• بخش پایانی
در امر گسترش گلخانهها در استان موانعی موجود است که مهمترین آنها عبارتند از:
1) بالا بودن هزینهی تولید گلخانهها: آن چه واضح است این است که امروزه آگاهی و شناخت از اهمیت گلخانهها به عنوان محیطهایی کنترل شده در امر تولید بر عموم کشاورزان استان واضح است، اما هزینهی ساخت و مجهزسازی گلخانهها با توجه به توجیه اقتصادی لازم برای هر گلخانه بسیار بالاست. هزینهی ادوات و تجهیزات لازم و مجهزسازی آنها به سیستمهای رایج آبیاری از جمله سیستم قطرهای برای عمدهی کشاورزان بالاست. همچنین با توجه به اینکه این تجهیزات عمدتاً از استانهای همجوار و گاه دور دست تهیه میشود هزینهی آن افزایش بیشتری خواهد یافت.
2) عدم رواج مدیریت صحیح گلخانه: عمدتاً گلخانه را صرفاً محیطی بسته به شمار میآورند، حال آنکه مدیریت گلخانه بسیار دقیق و حساس بوده و لزوم آشنایی دقیق و آگاهی گلخانهداران را در سطح استان دو چندان میکند که در حال حاضر به نظر میرسد در مواردی چون مصرف بیرویهی کود و سم و تنظیم شرایط محیطی گلخانه با مشکلاتی در گلخانههای استان مواجه هستیم.
در امر تحقیقات کشاورزی، مراکز تحقیقاتی استان همواره گامهای مفید و مؤثری را برداشتهاند. جهتگیری موضوعی و کاربردی تحقیقات کشاورزی استان به خصوص در امر سازگار سازی ارقام مختلف زراعی با شرایط بومی، بررسی راهکارهای اساسی در کنترل آفات و بیماریهای رایج سبزی و صیفی و به خصوص نخیلات در استان از جمله عارضهی خشکیدگی خرما و افزایش میزان پذیرش آزمایشات خاکی و آبی در جهت توسعهی کشت خصوصاً کشت گلخانهای، حکایت از روند رو به جلو تحقیقات کشاورزی استان دارد. از جمله اهداف و برنامههای تحقیقاتی که از نظر اینجانب مطرح است فرهنگسازی 
مسئله کارت هوشمند و جوانب اداری، آن بنگاههای عرضه و فروش موتور سیکلت را با بن بست و بلا تکلیفی روبرو ساخته است.
شرط صدور کارت، ارائه سند وکارت شناسائی موتور است و میدانیم که بیشتر خریدهای موتور سیکلت به شکل اقساط است و بر حسب ضمانت، تا تصفیهی تمام اقساط، سند به مشتری داده نمیشود. از طرفی کارت شناسایی موتور را هم شرکت مرکز تولید صادر میکند و بعد از دریافت مشخصات و کپی سند از طرف بنگاهها کارت به نام خریدار صادر و ارسال میگردد که لااقل 2 ماه طول میکشد. با این حساب تمام موتورهای اقساطی بدون کارت سوخت میمانند و به همین دلیل هم خریداران جدید حتماً موتور را با کارت هوشمند میخواهند که چنین چیزی برای بنگاهها امکان ندارد چون تا مشتری معلوم نباشد کارت شناسایی موتور صادر نمیشود و تا کارت شناسایی نباشد کارت سوخت صادر نمیشود.
این مشکل، بنگاههای عرضهی موتور را با بنبست و بلاتکلیفی شدیدی روبهرو ساخته که بعضاً در آستانهی ورشکستگی هستند. 
گلایههای پنهان و مانده در گلویم را با تو میگویم، به تو که آن چنان وصف ناشدنی هستی که دوست دارم مدام در برابرت قرار گیرم و با تو گفتوگو کنم و راز دل گویم. با توام، با توام ای خدا، ای عشق و ای معبود همیشگی، با توام که آن چنان آدمی را در ژرفای حضور ماوراییات غرق میکنی که آن زمان که در ناملایمات حیران و سرگردان شده و دگرگون میشود و در آن زمان که هیچ مأمن و پناهگاهی ندارد ، در سجدهگاه و بر سجاده آرام میگیرد و آرامش مییابد 
تا پنج سال پیش در فاصلهی طولانی بین شهر خورموج در شهرستان دشتی تا بندر لنگه در استان هرمزگان هیچ مرکز آموزشی عالی برای ادامه تحصیل مردم منطقه وجود نداشت. مردم ترقی خواه کنگان و مسئولین این شهرستان که تنها راه پیشرفت را رسیدن به قافلهی علم و دانش میدانستند، پیش قدم شدند و با وجود بضاعت مادی کمی که داشتند با توکل به خدا موفق شدند مسئولان سازمان مرکزی دانشگاه پیام نور را متقاعد کنند که با افتتاح یک واحد دانشگاهی در بندر کنگان موافقت نمایند. بدین ترتیب از مهر ماه سال 1382 اولین مرکز آموزش عالی منطقه در ساختمانی که یکی از خیرین محل در اختیار هیئت مؤسس قرار داد، افتتاح گردید.
ساختمان مذکور در دو سال اول که تعداد دانشجویان فقط 45 نفر بود و یک رشته (حسابداری) بیشتر دایر نبود تا حدودی میتوانست نیازهای دانشگاه را برطرف کند ولی دو سال بعد با افزایش تعداد دانشجویان و رشتهها، بخش اداری و آموزشی دانشگاه به یکی از مدارس نوساز شهر منتقل گردید. دانشگاه پیام نور کنگان هم اکنون نیز در همان مدرسه دایر است و به طور مشترک با یک مرکز پیش دانشگاهی از فضای آن بهره میبرد.
در طول مدت این پنج سال تعداد دانشجویان از 45 نفر به 640 نفر و تعداد رشتهها از 1رشته به 12رشته رسیده ولی متأسفانه فضای اداری و آموزشی همان است که بود. 
بازرس اداره اموال و اوراق بهادار خزانه معین استان بوشهر
بخش اول
"بیتالمال" واژهای آشنا و ممزوج با اقتصاد و گردش پولی و مالی مسلمانان است که اطلاق آن مسبوق به سابقه و قدمتی دیرینه داشته و در عصر ظهور دین مبین اسلام و رسالت حضرت رسول اکرم (ص) و بالاخص در مقطع خلافت مولای متقیان حضرت علی (ع) بر زبانها جاری، در نوشتهها ساری و تداوم بهرهگیری از آن به زمان حال میرسد. این واژه مرکب از دو لغت ”بیت” به معنی خانه، اتاق یا محل و ”مال” ـ که معانی بسیار گسترده به صورت منفرد و تلفیقی دارد ـ تشکیل یافته است. « اصلیترین مفهوم لغوی مال به معنای دارایی است، آن چه که در ملک شخصی باشد یا در اصطلاح حقوقی دارای ارزش پولی در مبادلات اقتصادی باشد»(1). در مجموع بیتالمال به خانهی مال، خانهی دارائی و یا خزانه (خزانهی مسلمین) گفته میشود. اصولاً بحث تشکیلاتی و اداری بیتالمال که علاوه بر محل نگهداری مال و ذخائر غالباً به میزان و مقدار و خود دارایی نیز اشاره دارد به دورهی خلافت امام اول مسلمین منتسب بوده و بیشترین روایاتی که در این باره نقل شده و مکتوب است مربوط به همین دوره است، زیرا پیامبر اعظم (ص) بر اساس شیوهای خاص منابع مالی و غنائم به دست آمده در غزوات را به طور مساوی و به سنت عادلانه فی مابین اصحاب تقسیم مینمودند و انباشت آن را صلاح نمیدانستند و با عنایت به لزوم پیشگیری از نفاق کلیهی اقلام جمعآوری شده را به تساوی و به حق و فارغ از نژاد پیروان (سیاه و سفید) و قرابت و نزدیکی یا دوری با ایشان در اختیار مسلمین قرار میدادند و مناسبتها و روشهای سلاطین و حاکمان پیشین را منفور میپنداشتند. 
جایی برسیم که تا هنوز خودمان هم نمیدانیم به کجا رسیدهایم. مگر وامهای بانکی مشمول پیشرفت نمیشود: وام ازدواج، وام مسکن و وام جهیزیه! حالا هم با کمال مسرت و تفاخر برای اولین بار به اطلاع مردم دائم الوام استان بوشهر میرسانم که صندوق قرضالحسنه انصارالمجاهدین وام میدهد. بنده کمتر از آنم که به نیت خیر و اقدام صواب بنیانگذاران و مسئولین این مؤسسه جسارتی کنم و یک لاقبا و پاپتی به جنگ معرکهای بروم که شیپورش مارش میلیارد مینوازد و یک قلم جایزهی قرعه کشی سالانهاش، آدم را شاعر میکند!
بنده از دهان مبارک ریاست صندوق انصارالمجاهدین دیّر نقل میکنم. برای خرید یک موبایل طبق تبلیغات و بوق و کرناهای مرسوم بانکها به صندوق انصار دیّر مراجعه کردم. مبلغ وام 250 هزار تومان بود. نسخه دستورات و لیست فتوکپی از پشت و روی تمام مدارک و عکس به نحو احسن انجام شد و با معرفی ضامن بعد از ده روز انتظار، خوش خیال و جا در رفته، برای دریافت محمولهی تسهیلات دریافتی راهی بانک شدم. جناب ریاست محترم طوری این دفعه مرا تحویل گرفت که نزدیک بود متحول شوم و بعد از سلام علیک فرمودند: کارمند شهرداری برای ضمانت آوردهای؟!! 
لطفاً خودتان را معرفی نمایید؟
ـ زهیر دیبا هستم متولد 1351 شهرستان دشتی.
در چه سالی به جبهه اعزام شدید؟
ـ سال 1367 جزیره مجنون و به مدت 2 ماه در جبهه حضور داشتم.
در چه عملیاتی شرکت داشتید؟
ـ با توجه به سالهای پایانی جنگ در یک رویاروییبا لشکر بعثعراق شرکتنمودیمکه در ایننبرد، جزیره مجنون که در دست نیروهای خودی بود، توسط عراقیها تصرف گردید.
از چه ناحیهای مجروح شدید؟
ـ در اثر مواد شیمیایی دشمن از ناحیهی چشم و دستگاه گوارشی دچار اختلالات شدم که میزان 10 درصد جراحت به من وارد شد.
قبل از جنگ چه کار میکردید؟
ـ آن موقع کلاس دوم دبیرستان شهید بهشتی کاکی بودم که بعد از تعطیلی مدارس با توجه به علاقهای که به دفاع از کیان مرز و بوم اجدادیمان داشتم توسط جهاد سازندگی به جبهه اعزام گردیدم.
بعد از جنگ چه کردید؟ 
مکتب انسانی و والای اسلام از هر حیث در جایگاه نخست ادیان الهی قرار گرفته است و همهی اینها نتیجهی آموزههای رسول گرامی اسلام میباشد که در دوران زندگی پر بار خویش مردم بادیه نشین و بدوی عربستان را به این دین مبین و انسانساز دعوت و هدایت نمود تا آنجایی که مرد سیاه پوست حبشی را به عنوان مؤذن برگزید.
با صدای مؤذن، مردمان عربستان در یک صف واحد با خدای خود به دعا و نیایش میپرداختند. ایرانیان نیز با پذیرش دین مبین اسلام و سیرهی نبوی از این موهبت الهی که مهمترین مؤلفهی وحدت برای همهی اقوام ایرانیست بهره بردند و با دانش و درایت خویش در گسترش فرهنگ اسلامی نقش بسزایی ایفا کردند. 
|