|
مروری بر پیشینهی حوزههنری بوشهر و مدیریت "اسماعیل شاهپیری"
«هر کجا هستم، باشم، آسمان مال من است . پنجره ، فکر ، هوا ،
عشق زمین مال من است. چه اهمیت دارد، گاه اگر می رویند قارچ های غربت.»
زیاد دور نرویم، کافی است فقط نیم نگاهی به پیشینهی "حوزه هنری بوشهر" داشته باشیم.
فکر ایجاد حوزه هنری در بوشهر خود به تنهایی یک پتانسیل ذهنی را ایجاد کرد، ولی باید شرایطی مهیا میشد 
کودتای خزندهی مطبوعاتیاینا
بالاخره با سهمیهبندی شدن بنزین همهی مشکلات ما حل شد.! مشاور رییس جمهور در امور فرهنگی (1) گفت: بعضی از مطبوعاتیاینا میخزند(2) و کودتا میکنند. ای وای ببخشید، همین الان
دوستان تفهیم کردند که مطبوعاتیاینا خودشان نمیخزند و فقط کودتای خزنده میکنند!
روزنامه "اعتماد ملی" هم نوشته:
]علی لاریجانی (توضیح: همون خوش تیپه که دبیر شورای عالی امنیته) به خانم رایس گفته اون هفتاد میلیون دلاری که قراره برای براندازی ما خرج کنید، 
لزوم بازنگری و ایجاد تغییرات بنیادی در ساختار تشکیلاتی و سازمانی میراث فرهنگی و ضرورت تفکیک وظایف و عملکرد مدیریتی آن به منظور حصول بهرهوری بهینه، در تاریخ 27/8/1360 و بر اساس مصوبهی هیأت محترم وزیران موجب انتزاع واحدهای استانی و برخی از واحدهای فرهنگی
(ویژه معرفی میراث فرهنگی) از وزارت فرهنگ و آموزش عالی و ادغام آن در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی شد، اما باقی ماندن بخشی از زیر مجموعهی مرتبط با این امر در وزارتخانهی پیشین و انجام وظایف موازی و اجرای سیاستهای دولت وقت در خصوص ادغام دستگاههای اجرایی 
وضعیت درمانگاه شهر "کاکی" نگران کننده است. مرگ پی در پی بیماران اورژانسی و سوانح جادهای در سالیان گذشته به عنوان یک تراژدی وحشتناک موجب از دست رفتن جان انسانهای بیشماری شده است.
گلایههای مردمی و مشاهدات عینی نگارنده،
حاکی از کمبود شدید امکانات درمانی و مداوای ناقص بیماران مراجعه کننده به آن درمانگاه و عدم رسیدگی به وضع وخیم موجود از طرف مسئولین شبکهی بهداشت و درمان شهرستان،
دانشکده علوم پزشکی و عالیترین مقامهای استانی است 
مدتی پیش در خبرآمده بود که در یکی از کشورهای اروپایی، سالی یک بار "روز خنده" برگزار مینمایند تا مردم شادی را با خنده در کوی و برزن به یکدیگر انتقال و ارتباط خود را تا یک سال میلادی حفظ نمایند.
اما اخیراً شنیده شده است از ستون شنیدنیهای همیشه شنیدنی و پرطرفدار هفتهنامه "نصیر" که سید بزرگواری میخواهد بشود شهر شادی! این آقا کسی جز دکتر "سیدحسن موسوی" کاندیدای همیشه 
باز هم سهمیهبندی؛ و دیگر هیچ!
کم و بیش همه داستان اصحاب کهف را میدانند. کسانی به هر دلیل به آن غار پناه بردند و وقتی از خواب بیدار شدند
بدون آنکه بدانند چند سال در خواب بودند برای تهیهی مایحتاج خود وارد بازار شدند و وقتی خواستند پولی را به صاحب مغازه بدهند مورد تمسخر قرار گرفتند،
چرا که نمیدانستند چه بر سر آنها آمده و بعد از تکرار این رفتارها فهمیدند که سالها خواب بودند و این پولها متعلق به چند قرن پیش است
این داستان در این اواخر ناخودآگاه به ذهن خیلیها خطور کرده است. 
محمود" مدیر کل دکهی اول خیابان بیسیم، چند تا نشریهی استانی بین بازنشستهها تقسیم کرد و یک تیتر نشریه هم سوژه کرد و داد دست سید رضا که: بخوان و نظر بده. سید رضا تیتر را بلند خواند:
«مراسم معارفهی مدیر گاز استان بوشهر»! رسول در حال اظهارنظر بود که "شهسوار" با عصا رسید. بیانصاف علیرغم این که پایش خوب شده، عصا از دستش نمیافتد. خودش اعتقاد دارد
این چوب برای روز مبادا خوب است! سید رضا از شهسوار پرسید: نظرت در مورد این تیتر چیست؟ حاج یوسف گفت: چرا از بنده نمیپرسی؟ شهسوار گفت: بسیار خُب، شما بفرمایید. حاج یوسف گفت: 
|