سخنی با هیجدهمین استاندار بوشهر طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
ضمن خیر مقدم و تبریک مسئولیت جدید مطالبی را با ایشان در میان گذاشته و انتظار دارد
که بدون در نظر گرفتن مسائل سیاسی و صرفاً برای رشد، توسعه و پیشرفت استان مد نظر قرار گیرد.
1ـ موقعیت استراتژیک مهم و با اهمیت استان بوشهر بارها و بارها تکرار شده و خسته از این تکرار ملال آور، ناگریز برای اطلاع استاندار جدید [ 30/4/1387 ] [ ادامه ] |
اوضاع و احوال سیاسی ـ اقتصادی بوشهر در سال 1907 میلادی به روایت روزانه
”بالیوز“ انگلیس در بوشهر
قسمت صد و هفتاد و پنجم
4ـ در روز یازدهم یک ایستگاه قرنطینه در مشیله تأسیس گردیده تا هر کسی را که بخواهد در کرانههای دورافتاده پیاده شود و آنگاه بکوشد از راه خشکی وارد بندر گردد به دام اندازد.
تا روز نوزدهم، شانزده مورد ابتلا به طاعون همراه با سه مورد مرگ و میر در جزیرهی قرنطینه رخ داده است. در روز هیجدهم از دولت ایران دستوراتی دریافت گردیده [ 19/8/1387 ] [ ادامه ] |
|
|
عجب اتحادی داریم...عجب اتحادی داریم...
... پسین ساعت 6 بود و میبایست مثل هر روز برای خرید روزنامه از خانه بیرون میآمدم و طبق معمول باید منتطر تاکسی میشدم که بسان روزهای گذشته در حدود بیست دقیقه معطل شدم. به همه چیز فکر میکردم ولی مهمترین موضوعی که ذهنمو به خودش مشغول کرده بود مسئله انرژی هستهای بود، آخه روی دیوار روبهروم نوشته بود «انرژی هستهای حق مسلم...» و همین تیتر روی دیوار وادارم کرد که به این موضوع فکر کنم. تو همین فکرا بودم که یه تاکسی جلوم ترمز کرد: آقا شهر میرین؟... بوق… یعنی بله! تو ماشین که نشستم دیدم بازم دارن در مورد بنزین، انرژی هستهای، گرانی ... حرف میزنند. راننده ماشین که مرد ریش سفیدی بود داشت در مورد بنزین حرف میزد که: کمبود بنزین داریم و بنزین گرون شده و ... از این جور حرفها... که یکی از مسافرا که جوان خوش صحبتی هم بود شروع به گپ زدن کرد و در نطق خود گفت: آقایون مهمترین تأثیری که تحریمهای شورای امنیت داشته همین سهمیهبندی کردن «بنزین» از طرف دولته، که یکی از مسافرا پرید تو حرفش گفت: نه آقا دولت برای اینکه صرفهجویی بکنه بنزین را سهمیهبندی کرده، که بازم آقای جوان گفت: ببینید آقای محترم، اول اگه دولت تو فکر صرفهجویی بنزین بود میرفت تو مرزها جلوی قاچاق سوخترو میگرفت، دوم اینکه مردم از لحاظ روحی و روانی و موضوع مخارج زندگی آمادهی سهمیهیندی بنزین نبودند، که بازم آقای اولی گفت: شما ببینید تصادفها هم کمتر شده، که بازم آقای جوان گفت: بله میپذیرم که تصادفات کمتر شده اما شما فقط یک طرف قضیهرو میبینید. مسئله اصلی که ما با اون روبهرو هستیم موضوع تحریم هم هست که در سپتامبر ـ یا همون شهریور خودمون ـ تو شورای امنیت به رأی میذارن و مطمئناً بازم مثل دفعه قبل همشون علیه ما رأی میدن. قبلاً امیدی داشت دولت که روسیه و چین رأی منفی بدن که مشخص شد روسیه و چین به ایران کمک نمیکنن. اصلاً شما به روسیه نگاه کنید، به تاریخ روسیه که همهی اون مکر و حیله و دشمنی علیه ایرانه. هنوزم که ادامه داره ببینید روسیه تا حالا 6 بار قرارداد تحویل نیروگاه بوشهر رو تمدید کرده و این خودش سندی برای ادعای منه ... در حال گپ زدن بودیم که حاجی آقایی گفت: شهر ... راننده ترمز کرد تا حاجی آقا سوار شود: ـ سلامون علیکم! به هر صورت تعداد مسافرا تکمیل شد. در ادامه صحبتهایش آقای جوان گفت: هزینهی انرژی هستهای داره زیاد میشه و دولت باید به هزینه این مسئله نگاه کنه و در واقع داره به یک بحران تبدیل میشه ... که حاجی آقای تازه وارد نیز خودش و وارد بحث کرد گفت: ببینید پسرم ما یه بار لبیک گفتیم و تا به حال نیز مثل سدی محکم جلوی تحریمهای دشمنان ایستادگی کردهایم و مطمئن باشید که هیچ کاری نمیتوانند انجام بدهند. شما ببینید مردم ایران همیشه در کنار هم علیه دسیسههای دشمنان اسلام ایستادگی کردهاند... که یکباره مرد جوان (همان که بار اول در مورد انرژی هستهای گپ زد) گفت: آقای حاجی، حرف شما را میپذیریم ولی این تحریمها واقعاً داره به یه بحران بزرگ تبدیل میشه و دولت باید به نوعی به هر قیمتی که شده جلوی این مسئلهرو بگیره حتی به قیمت تعلیق غنیسازی... که آقای حاجی در جواب پسر جوان گفت: پسرم، شما باید اعتماد به نفس داشته باشید.... تعلیق یعنی چه، این همه سال تلاش کردیم که حالا تعلیق کنیم؟ اصلاً تعلیق معنی نداره. به قول رییسجمهور آقای احمدینژاد قطار هستهای ایران ترمز نداره و ... پسرم چرا باید کشورهای آمریکا، اسرائیل، انگلیس، فرانسه و... یه دهتایی کشور دیگر داشته باشند و ما نداشته باشیم؟ آخه به نظر شما این عدالته، که پسر جوان حرف اولشو تکرار کرد: حرف شما را میپذیرم ولی آقای حاجی واقعیت اونی نیست که ما دوست داریم، واقعیت اونییه که وجود داره و دولت باید مطابق با واقعیتهایی که وجود داره تصمیم بگیره. آقای حاجی، الان یه اجماع جهانی علیه ما به وجود اومده، مثلاً یادتون که نرفته تو تحریم قبلی، قطر علیه ما رأی داد، همونی که برادران دینی ما هستند. اینو که نمیشه فراموش کرد. آقای حاجی در جواب پسر جوان گفت: ببینید اگه ما اتحاد داشته باشیم هیچ کشوری نمیتونه جلوی ما را بگیره و اعتماد مردم بزرگترین برگ برندهی ایرانه ... شما ببینید اتحاد مردم فلسطین چه به سر اسرائیل آورد … و از این جور حرفها! من باید پیاده میشدم. آخر رسیده بودیم شهر ... تو فکر مباحثهی مسافران تاکسی بودم و مهمترین جملهای که نمیتونستم فراموش کنم جملهی آقای حاجی بود که چندین بار گفته بود اتحاد، اینطوره، اتحاد، اونطوره، ... تو همین فکرا بودم که دیگه رسیده بودم دکهی روزنامه فروشی... سلام حاجی ... سلام پسرم ... حاجی اعتماد ملی دارین.... بله پسرم بفرما، اینم اعتماد ملی .... راستی اعتماد ملی چه حرف قشنگیه.... اعتماد ملی .... به هر صورت شروع کردم به خوندن روزنامه... صفحهی اول، صفحه دوم، سوم.... تا اینکه رسیدم به بیانات آیتا… خزعلی که در همایش غدیر فرموده بودند: «امیدواریم که عید غدیر جای عید نوروز را بگیرد»! بله، این حرف رو حضرت خزعلی در روزنامه اعتماد ملی مورخه 25/4/1386 شماره 413 فرموده بودند... به یک باره میخکوب شدم و از طرفی جملهی آقای حاجی یادم نرفته بود که چندین بار گفته بود اتحاد مردم اینطوره... اتحاد مردم اونطوره... و از طرفی جملهی آیتا... خزعلی برام سؤال برانگیز بود.... اگه عید غدیر واسه مسلمونا (شیعهها) مورد احترام خاصیست، این دلیل نشد که عید نوروز رو با این پشتوانه که عید غدیر هم عید بزرگییه همش زیر سؤال ببرند. اگه قرار باشد به نام مقدسات دینی، باورها و مقدسات ملی مردم را زیر سؤال ببرن، دیگه اتحاد چه معنی داره؟… تو این فکرا بودم که یک باره حرف عربها یادم اومد که "خلیجفارس" را خلیج ... نامیده بودند. وقتی که در کشور خودمان این چنین به مقدسات مردم بیاحترامی میشه، چه انتظاری از عربها باید داشته باشیم؟ به هر صورت برای من این اتحادی که آقای حاجی میگفت با حرفهایی که بزرگان کشور میزنن خیلی تناقض داشت. مگه فیلم 300 نه به خاطر جریمهدار کردن مردمی ساخته شده بود که میراث دار کورش کبیر بودن... این حرفها هم به همون اندازه و حتی بیشتر تأثیر منفی میذاره... امیدوارم روزی بفهمم این حرفها برای چه هدفی گفته میشه.... شاید روزی بفهمم... راستی عجب اتحادی داریم!
|
|
|