![]() |
||||
|
|
||||
|
قدر عبدالعزیز افتخاری را بدانیمقدر عبدالعزیز افتخاری را بدانیم
(به مناسبت روز خبرنگار) از اوائل دههی 50 بود که علاقهمندی من به ورزش فوتبال باعث شد تا به خرید و مطالعه مجلات ورزشی روی بیاورم و مجبور بودم برای تهیه پول آن در تابستان و روزهای جمعه فصل مدرسه به کارگری مشغول شوم و تمام عشق من این بود که روز شنبه بیاید و کیهان ورزشی خریداری نمایم. اوایل فقط به جمعآوری عکسها علاقه داشتم اما بعداً کم کم مطالب آن را هم میخواندم به ویژه گزارش خبرنگاران در موقع انجام مسابقات و چقدر خوشحال میشدم اگر روزی مطلبی یا عکسی از ورزش بوشهر در کیهان ورزشی چاپ میشد. بعد از رفتن من به دبیرستان در سالهای 53 به بعد خرید کیهان ورزشی جزء لاینفک زندگی من شده بود. آن موقع هم مسابقات نوجوانان و جوانان و آموزشگاهها در سطح کشور (فصل تابستان) از رونق خاصی برخوردار بود. بعد از آن مسابقات دسته دوم لیگ تخت جمشید سابق که ایران جوان نماینده بوشهر بود. بعد از هر بازی خانگی فردای آن روز یعنی شنبه در کیهان ورزشی گزارش بازی را میخواندم. گزارشی جالب با انشاء جالبتر از آن. بعداً متوجه شدم که نام خبرنگاری که این گزارشها را در مورد ورزش بوشهر مینویسد "عبدالعزیز افتخاری" است. از خیلیها میپرسیدم که افتخاری کیست، کمتر کسی او را میشناخت. او از گناوه با هزینه خودش میآمد، بازی را میدید، گزارش تهیه میکرد و از طریق تلفن به تهران ارسال میکرد. سپس به گناوه میرفت آن هم قبل از انقلاب که وضع وسیله نقلیه و تردد به گناوه و بالعکس خوب نبود. با پیروزی انقلاب اسلامی و نهایتاً شروع لیگ قدس در سالهای 63 به بعد و مسابقات لیگ استان و شهرستانها گزارش زیادی در مورد فوتبال بوشهر و معرفی بازیکنان و مربیان به جامعه ورزش کشور در کیهان ورزشی میخواندم و همه این گزارشها را همان افتخاری مینوشت. من او را ندیده بودم اما شیفتهی گزارشهای او شده بودم. تا اینکه دست بر قضا با توجه به شغلی که داشتم در سال 67 به گناوه منتقل شدم. در اولین روز حضورم در گناوه بعدازظهر حوالی میدان امام خمینی قدم میزدم که توجهم به یک فروشگاه ورزشی جلب شد که نوشته شده بود "فروشگاه ورزشی عزیز". سؤال کردم فهمیدم که او همان افتخاری معروف است. به داخل فروشگاه رفتم. سلام علیکی کردم و از او به خاطر گزارشهای جالبش در قبل و بعد از انقلاب تشکر کردم. در خلال مدتی که گناوه بودم و مسئولیتی هم در ورزش این شهر داشتم مرتب میدیدم که به استادیوم و تنها سالن ورزشی آن موقع سر میزد. از تمام مسابقات گزارش مینوشت. اول اینکه به محرومیت گناوه و استعدادهای موجود میپرداخت و سپس به معرفی چهرههای شاخص ورزش گناوه امثال عبدالرضا نوحهخوان، نادر پهلوانزاده، هاشم لیراوی، محمدرضا علوی ، صدرا... شمسیآزاد، مهران و کلان هدایت میپرداخت. او انصافاً به گردن تمام ورزشکاران بوشهر، گناوه، برازجان و دیلم حق دارد و خدا را شاهد میگیرم که هیچ وقت به خاطر منفعت شخصی قلم نمیزد و اگر از کسی مینوشت مطمئناً لایق بوده در صورتی که میتوانست مثل خیلیهای دیگر باشد که تا منفعتی به ایشان نرسد در موردش قلم نمیزنند. تا اینکه بعد از سالها متوجه شدم بیمار شده است. البته من هم دیر فهمیدم اما کسانی که میفهمیدند سراغی از او نگرفتند و وقتی که اینطور شنیدم بسیار متأثر شدم. روزی در یکی از هفتهنامههای بوشهر مطلبی خواندم که "عزیز" مریض است. نویسنده "علی جاذبی" از خارگ بود. من علی جاذبی را میشناختم و وقتی به افتخاری گفتم، در جواب گفت تا به حال او را ندیدهام اما هر کسی هست به من لطف دارد و از او متشکرم. در هر صورت بیاییم قدر این خبرنگار خوب و فهیم را بدانیم. او خبرنگاری است که فوتبال را به خوبی میفهمد و مشکلات پیش روی آن را میشناسد و میتواند در حل مشکلات به ما کمک کند. باید از فکر او در هیئت فوتبال استان به خوبی استفاده کنیم. باور کنید او میتواند مشاور ورزشی بسیار خوبی باشد. لذا پیشنهاد میکنم مسئولین استان در شهرستان گناوه او را عضو شورای ورزش استان و شهرستان نمایند و از نظرات بسیار خوبش استفاده کنند. بیایید تا دیر نشده قدرش را بدانیم. |

طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه