Nasir Boushehr Logo
 
جستجو:
 
سخن مدیر مسئول
سخنی با هیجدهمین استاندار بوشهر
طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
ضمن خیر مقدم و تبریک مسئولیت جدید مطالبی را با ایشان در میان گذاشته و انتظار دارد
که بدون در نظر گرفتن مسائل سیاسی و صرفاً برای رشد، توسعه و پیشرفت استان مد نظر قرار گیرد.

1ـ موقعیت استراتژیک مهم و با اهمیت استان بوشهر بارها و بارها تکرار شده و خسته از این تکرار ملال آور، ناگریز برای اطلاع استاندار جدید
[ 30/4/1387 ] [ ادامه ]

اوضاع و احوال بوشهر
اوضاع و احوال سیاسی ـ اقتصادی بوشهر
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه
”بالیوز“ انگلیس در بوشهر
قسمت صد و هفتاد و پنجم
4ـ در روز یازدهم یک ایستگاه قرنطینه در مشیله تأسیس گردیده تا هر کسی را که بخواهد در کرانه‌های دورافتاده پیاده شود و آنگاه بکوشد از راه خشکی وارد بندر گردد به دام اندازد.
تا روز نوزدهم، شانزده مورد ابتلا به طاعون همراه با سه مورد مرگ و میر در جزیره‌ی قرنطینه رخ داده است. در روز هیجدهم از دولت ایران دستوراتی دریافت گردیده
[ 19/8/1387 ] [ ادامه ]

آلبوم عکس


ليگ فوتبال استان بوشهر -بازي سايپا برازجان وگاز جم


 

خواب ستاره

خواب ستاره
شب سنگینی بود و خوابم نمی‌برد. نه از تداعی ده‌ها واقعه‌ی تلخ روزمره که مثل

باران سوزن بر تو فرو می‌ریزند، که به این‌ها عادت کرده‌ایم. از چیز دیگری بود این برخاستن و قدم زدن‌ها و نشستن‌های آن شب.
در شب کوچک من دلهره‌ی ویرانی است
گوش کن
وزش ظلمت را می‌شنوی
حوالی ساعت سه، حوالی اندوه تلخ آن شب بود که غنا هشت زلزله‌ای خفیف شیشه‌های پنجره را لرزاند. بهانه‌ی خوبی شد برای اندیشیدن به مرگ، و آن قدر انرژی داشت که تمام دغدغه‌های دیگر را جارو کرد. اندیشه‌ی مرگی در خواب.
مرور تصاویری از آوار و خون…
با پوزخندی چشمانم را بر هم گذاشتم و در دلم گفتم که: برای من یکی بهتر از این زندگی سگی ست. وقتی که نُه ساعت بعد در میان سرو صدای ماشین چاپ، خبر خواب ابدی تو را شنیدم، در خود فرو ریختم.
چرا نگاه نکردم
تمام لحظه‌های سعادت می‌دانستند
که دست‌های تو ویران خواهد شد
و من نگاه نکردم
حمید عزیز؛ رفیق خوب
من حالا دانسته‌ام که خواب آن شب تو با خواب همه‌ی ما تفاوت داشت. توخواب ماهی و ستاره دیده بودی و ما…
ماهی تو آب می‌چرخه و ستاره دس چین می‌کنه
اونوقت به خواب هر کی رفت
خواب‌شو از ستاره سنگین می‌کنه
میبرتش، میبرتش...

 اشعار در متن از فروغ فرخزاد