Nasir Boushehr Logo
 
جستجو:
 
سخن مدیر مسئول
سخنی با هیجدهمین استاندار بوشهر
طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
ضمن خیر مقدم و تبریک مسئولیت جدید مطالبی را با ایشان در میان گذاشته و انتظار دارد
که بدون در نظر گرفتن مسائل سیاسی و صرفاً برای رشد، توسعه و پیشرفت استان مد نظر قرار گیرد.

1ـ موقعیت استراتژیک مهم و با اهمیت استان بوشهر بارها و بارها تکرار شده و خسته از این تکرار ملال آور، ناگریز برای اطلاع استاندار جدید
[ 30/4/1387 ] [ ادامه ]

اوضاع و احوال بوشهر
اوضاع و احوال سیاسی ـ اقتصادی بوشهر
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه
”بالیوز“ انگلیس در بوشهر

قسمت صد و شصت و چهارم
بوشهر
7 آوریل 1907
5ـ حکمران در روز اول مارس تلگرافی دریافت کرد دایر بر این که اعلیحضرت پادشاه با کمال مسرت شاهزاده فرمانفرما (حکمران کُل سابق کرمان) را به عنوان وزیر عدلیه منصوب نموده و به او اختیار داده است تا رؤسای عدلیه‌ی مناطق مختلف را در ایالات، انتخاب کند. تجار محلی در روز اول آوریل برای فرمانفرما تبریکی تلگرافی ارسال کردند.
[ 6 روز پیش ] [ ادامه ]

آلبوم عکس


چهارمین روز نوروز در بوشهر


 

مشروطه؛ جرقه‌ی آزادی

مشروطه؛ جرقه‌ی آزادی
حکومت ناصرالدین شاه دوران پر فراز و نشیب ایران بود. دورانی چندان طولانی که شاه را به چنان غروری رساند که خود را سلطان صاحبقران خواند و عمارت بزرگ نیاوران را صاحبقرانیه نام‌گذاری کرد.
آشنایی بیش از پیش ایرانیان با جهان غرب و دستاوردهای آن‌ها تنها به تلگراف، عکس و ابزاری همانند این‌ها که سوغات شاه پر سفر ایرانی بود ختم نمی‌شد. بلکه از همه مهم‌تر پیدایی "دارالفنون" نخستین مدرسه ایرانی، انتشار روزنامه‌ها و سفر به خارج از کشور، ایرانیان را به دریافتی دیگر از جامعه و نحوه زندگی غرب رساند. جامعه در ازای این دریافت‌ها حرکتی نو در پیش گرفت که در برابر بسیاری از وقایع قادر نبود سکوت اختیار کند، و حتی نمی‌خواست برای خود تصمیم بگیرد.
مهم‌ترین حادثه اجتماعی در این دوره که عموم مردم را در برگرفت واقعه معروف به «رژی» بود که طی آن امتیاز انحصار تجارت داخلی و خارجی تنباکوی ایران به ماژور تالبوت انگلیسی و شرکای او واگذار شد. در پی این اقدام با فتوای میرزای شیرازی و حاجی میرزا حسن آشتیانی، شورش در میان مردم افتاد و ناچار دولت تن به درخواست ملت داد. ناصرالدین شاه یک روز پیش از 50 سالگی حکومتش با گلوله تپانچه‌ی میرزا رضا کرمانی کشته شد و فرزند علیل او مظفرالدین شاه بر تخت سلطنت نشست تا 12 سال حکومت را با آشفتگی دنبال کند. دربار او عرصه‌ی اختلاف و دو دستگی، بین رجالی چون عین‌الدوله (صدراعظم) با محمد علی میرزا (ولیعهد)، میرزا علی اصغر خان امین السلطان با اتابک اعظم و میرزا علی خان امین‌الدوله گشت. از طرفی رقابت و درگیری بین سه تن از فرزندانش یعنی "محمد میرزا" حاکم آذربایجان "شعاع السلطنه" حاکم فارس و "سالار الدوله" حاکم کردستان برای به دست آوردن سلطنت، ناامنی را در تمام اوضاع مملکت ایجاد کرد.
یکی از جرقه‌ها روزی زده شد که علاء‌الدوله، تجار تهرانی را به فلک بست. در برابر این فشار، بازاریان چاره‌ای نیافتند مگر روی آوردن به علما و روحانیون تا شاید از جانب ایشان کمکی برسد. از سوی دیگر چاپ عکسی توهین‌آمیز نسبت به باورهای مردم از میسیونر بلژیکی باعث تهییج افکار عمومی شد. علما در واکنش هماهنگ در برابر فشارهای عین‌الدوله و عاملانش در رمضان 1323 هـ . ق به نشانه‌ی اعتراض از تهران به حرم عبدالعظیم در ری هجرت کرده و در آن‌جا تحصن نمودند که این حرکت در تاریخ به "مهاجرت صغری" شهرت یافت.
شاه برای آرام کردن اوضاع و پاسخ به ملت، فرمان تأسیس مجلس عدالت را صادر کرد. با این فرمان تحصن شکسته شد، اما سکته و بیماری شاه بهانه شد تا اجرای فرمان صادره به تعویق افتاد. عین‌الدوله که همچون دیگر مستبدانی که برآورده شدن خواست مردم را برنمی‌تابند از این فرصت بهره برد و دوباره به اذیت و آزار عمومی از جمله حبس و تبعید آزادی خواهان پرداخت که اوج این حرکات کشتار جمعی از معترضین در صحن مسجد جامع تهران بود. این‌ها سبب گردید تا دوباره علما به حرکتی بزرگ‌تر دست بزنند و از تهران به قم مهاجرت کرده و در مرقد مطهر حضرت معصومه(س) بست بنشینند. آنان در راه، نامه‌ای به شاه نوشتند و در آن متذکر شدند که چنان چه شاه به وعده‌ها‌یش عمل نکند آنان جلای وطن می‌کنند. این مهاجرت نیز «مهاجرت کبری» نام گرفت. مقارن همین ایام مردم به بست نشینی در مساجد و اماکن دیگر پرداختند. بست نشینی فراتر رفته به سفارت انگلیس منتقل شد، چنان که در جمادی الاخر 1324 هـ . ق نزدیک به 14000 نفر در بست نشینی شرکت داشتند. شاه در برابر این فریاد بزرگ مردم چاره‌ای جز اجرای خواست‌شان نداشت پس ناگزیر عین‌الدوله را از صدارت عزل و میرزا نصرا... خان را جایگزین وی کرد و میرزا نصر‌الله خان در نخستین اقدام، مجتهدین را با احترام از قم به تهران مراجعت داد و پس از چند روز مذاکرات میان متحصنین و دولت به سرانجام رسید.
در 14 مرداد 1285 هـ . ش برابر با 14 جمادی الثانی 1324 هـ . ق در حالی که خورشید بار دیگر بر عمارت بزرگ صاحبقرانیه می‌‌تابید، اعلم‌الدوله ثقفی طبیب مخصوص شاه در حال نوشتن فرمانی بود که بعدها به فرمان مشروطیت مشهور گشت. لحظاتی بعد اعلم‌الدوله آن چه را که نوشته بود برای مظفرالدین شاه خواند تا آن را مهر و آماده‌ی اجرا کند.
‌اما صدور فرمان مشروطیت در 14 مرداد پایان ماجرا نبود، بلکه آغاز دوره‌ای شد که به انقلاب مشروطه، قیام ستار خان و قیام باقر خان منجر گردید.
آن روز گذشت و صاحبقرانیه با تلاطم بسیار روزمرگی را با وقایع دیگر گذراند و امروز در صد سال بعد، 14 مرداد در برابر صاحبقرانیه فرا رسیده است تا یادآور قیام‌های آزادی‌خواهانه و عدالت‌ طلبانه‌ی ملت ایران باشد.