Nasir Boushehr Logo
 
جستجو:
 
سخن مدیر مسئول
سخنی با هیجدهمین استاندار بوشهر
طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
ضمن خیر مقدم و تبریک مسئولیت جدید مطالبی را با ایشان در میان گذاشته و انتظار دارد
که بدون در نظر گرفتن مسائل سیاسی و صرفاً برای رشد، توسعه و پیشرفت استان مد نظر قرار گیرد.

1ـ موقعیت استراتژیک مهم و با اهمیت استان بوشهر بارها و بارها تکرار شده و خسته از این تکرار ملال آور، ناگریز برای اطلاع استاندار جدید
[ 30/4/1387 ] [ ادامه ]

اوضاع و احوال بوشهر
وضاع و احوال سیاسی ـ اقتصادی بوشهر
ـ ظرف چند روز گذشته تعدادی از بوشهری‌ها که از اقدامات همقطارانشان در تهران و یزد و سایر جاها با اطلاع شده دست به کار شده‌اند تا یک نیروی داوطلب را تشکیل دهند.
40 صنف بازرگانی از جمله بستگان تجار عمده‌ی محلی ترتیب مشق نظامی داده و ناخدا ابراهیم، فرمانده کشتی پرسپولیس، پیشنهاد نموده به آن‌ها تعلیم نظامی دهد.
برابر دستورالعمل، در بدایت امر قرار است مشق نظامی «به طور پنهانی» صورت گیرد و از چوب و چماق به جای تفنگ استفاده شود. این نیرو که مراحل اولیه‌اش در حال شکل‌گیری است
[ 6 روز پیش ] [ ادامه ]

آلبوم عکس


چهارمین روز نوروز در بوشهر


 

رابطه‌ی حجاب با فرهنگ اسلامی

رابطه‌ی حجاب با فرهنگ اسلامی
سخن ما تاکنون همه این بود که لباسی که در حال حاضر در مغرب زمین بر تن زنان و مردان دیده می‌شود، با فرهنگ و جهان بینی غربی در ارتباط است. اکنون می‌خواهیم به رابطه‌ی میان پوشش اسلامی و فرهنگ اسلامی اشاره داشته باشیم.
تفاوت عمده‌‌ی فرهنگ جدید غربی و فرهنگ اسلامی در تعریف انسان منعکس می‌شود. اگر انسان بر حسب فرهنگ غربی، موجودی است که "معنویت" فرع و روبنای زندگی مادی اوست، در فرهنگ اسلامی موجودی است که "معنویت" کمال مطلوب و غایت و نهایت زندگی اوست.
"معنویت" کمالی است که با مراقبت و تلاش و با دقت در به کارگیری و بهره‌وری به اندازه از همه‌ی مواهب جسمی و روحی، برای انسان حاصل می‌شود. نکته‌ی مهم این است که در اسلام، معنویت و روحانیت به هیچ روی در مقابل مادیت و جسمانیت قرار نگرفته است و چنان نیست که انسان مجبور باشد برای رسیدن به حقیقت معنوی، واقعیت مادی خویش را نابود کند. معنویت اسلامی، رقیب مادیت نیست که بخواهد حریف را به نفع خود از میدان به در کند، بلکه هدایت کننده و کنترل کننده‌ی جسمانیت و مادیت است. دین برای آن نیامده است تا ما را از جسم یکسره غافل سازد و از دنیا جدا کند، بلکه برای آن است که به ما «اندازه» بیاموزد تا بتوانیم با حفظ اعتدال از افراط و تفریط مصون بمانیم و مثلاً چنان نباشیم که خود را فقط تن انگاریم و جز به بهره‌وری از جسم به هیچ چیز نیندیشیم.
در چنین بینشی، دیگر تن، تنها بخش وجود انسان نیست و انسان همه تن نیست که با مرگ فانی شود، و تنها مجال برای موجود بودن و خوشبخت شدن نیز، تمتع محدود جسمانی میان تولد تا مرگ نیست انسان راه درازی در پیش دارد که مرگ یکی از گذرگاه‌های آن است.
انسان رو به سوی خدا دارد که کمال مطلق و سرچشمه‌ی همه‌ی خوبی‌ها و ارزش‌هاست. این است که از تن بهره می‌گیرد اما به اندازه، نه همه وقت، نه همه جا و نه با همه کس. او خود را شریف‌تر از آن می‌داند که به جسمش شناخته شود و وظیفه‌ی خود را خطیرتر از آن می‌بیند که تنها به بدن نمایی و آرایش جسم بپردازد. انسان در همه‌ی بینش‌های معنوی و از جمله در اسلام، برای آن لباس به تن نمی‌کند که تن را عرضه کند، بلکه لباس می‌پوشد تا خود را بپوشاند. لباس برای او یک حریم است، به منزله‌ی دیوار دژی است که تن را از دستبرد محفوظ می‌دارد و کرامت او را حفظ می‌کند. لباس برای آن است که تحریک جنسی را کم کند نه آن که بر قدرت تحریک بیفزاید. لباس، پوست دوم انسان نیست، بلکه خانه‌ی اول اوست.
انسان اسلام، کمال خود را در آن نمی‌بیند که تن خویش را چون کالایی تزیین کند و به راه اندازد و بفروشد، بلکه به جای آن که تن خود را به خلق بفروشد، جان خود را به خدای خویش می‌فروشد.
آری، مسئله‌ی لباس و شکل و نوع آن، امری ساده و سطحی نیست که آن را بتوان صرفاً محصول سلیقه‌ی افراد دانست. مسئله، مسئله‌ی دو فرهنگ و دوجهان‌بینی است که تفاوت آنها از زمین تا آسمان است و این تفاوت در همه‌ی امور اصلی مربوط به انسان و از جمله در پوشش او جلوه‌گر می‌شود. در عمل هیچ چیز آسان‌تر از تقلید لباس دیگران نیست، اما قرن‌ها می‌گذرد و دیده می‌شود که یک جامعه، از لباس دیگران تقلید نمی‌کند و سنت خود را در نوع لباس حفظ می‌کند، چرا که تغییر لباس، همواره پیامد تغییر یک فرهنگ است و انسان تا با فرهنگ خود وداع نکند، نمی‌تواند با نوع پوشش خود وداع کند. تا فرهنگ قومی را نپذیرد، لباس آنان را بر تن نمی‌کند. درست به همین دلیل است که در احادیث ما آمده است که: «من تشبه به قوم فهو منهم» هر که خود را به گروهی شبیه سازد هم از آن گروه است.
لباس هر انسان، پرچم کشور وجود اوست. پرچمی است که او بر سرِ در خانه‌ی وجود خود نصب کرده است و با آن اعلام می‌کند که از کدام فرهنگ تبعیت می‌کند. هم چنان که هر ملتی با وفاداری و احترام به پرچم خود، اعتقاد خود را به هویت ملی و سیاسی خود ابراز می‌کند، هر انسان نیز، مادام که به یک سلسله ارزش‌ها و بینش‌ها، معتقد و دلبسته باشد، پوشش متناسب با آن ارزش‌ها و بینش‌ها را از تن به در نخواهد کرد.

* منبع: فرهنگ برهنگی و برهنگی فرهنگی