![]() |
||||
|
|
||||
|
یاداشتی به بهانهی ساخت فیلم مستند «کوخت»یاداشتی به بهانهی ساخت فیلم مستند «کوخت»
میراثی ارزشمند برای آیندگان فیلم ارزشمند "کوخت" ساختهی "رامتین مرادی بالف"، یکی دیگر از فیلمهای منحصر به فرد این فیلمساز در خصوص حیات وحش استان بوشهر به تازگی آماده نمایش گردیده است. "سازمان حفاظت محیط زیست" تهیه کنندگی فیلم "کوخت" را عهدهدار بوده است. اگر که خیلی سطحی نگاه کنیم ویژگی خاصی در این مسئله نمیبینیم، ولی وقتی که به شرایط وحشتناک فیلمسازی و کمبود تهیه کننده در این استان توجه میکنیم، درک خواهیم کرد که این سازمان چه خدمت ارزندهای نخست به حفظ محیط زیست استان و سپس به تولید آثار ارزشمند نموده است. بیتردید هزینهی تولید چنین آثار با کیفیتی که توسط سازمان محیط زیست پرداخت شده، شاید یک دهم هزینهی تولید واقعی هم نبوده است و این سازمان با کمترین هزینه، بالاترین کیفیت یک فیلم مستند نیمه بلند را به دست آورده است و از بخت بلند این سازمان بوده که فیلمساز، این فیلم را با تمام وجود ساخته و در پی سود مادی در این کار نبوده است، چرا که اگر فقط به زمان تصویربرداری و تدوین این فیلم که چیزی نزدیک به یک سال طول کشید و زحمات طاقت فرسای فیلمساز در شکار لحظات نابی که در طول فیلم میبینیم دقت کنیم، میفهمیم که کیفیت بسیار بالای این فیلم مستند که با نمونههای خارجی و مستندهای گرانقیمت مثلاً B.B.C نه تنها برابری بلکه نسبت به برخی از آن آثار در سطح بالاتری قرار میگیرد. فیلمساز نه برای خوش آمد مسئولان سازمان محیط زیست و یا هزینهی بسیار پایینی که آنان پرداختهاند، بلکه در مسیر تحقق باورها و اهداف یک هنرمند واقعیست که در پی تولید یک اثر هنری در بالاترین سطح خود، چنین کیفیتی را به دست آورده است. این خواست و ارضای درونی هنرمند را شاید فقط کسانی در مییابند که زندگی خود را وقف تولید یک اثر هنری میکنند. اگر با مترو اندازهی زندگی روزمرهی مردم مادی مقایسه کنیم، میبینیم که انرژی و توانی که برای تولید چنین اثر هنری صرف میگردد، خیلی بالاتر از انرژی است که مردم مادی برای انجام کارهایشان صرف میکنند و در منظر و دید قدرت طلبان پول پرست این روزگار، انجام چنین کارهای هنری خیلی عبث مینماید. بارها با چنین افرادی که به زندگی روزمرهی خود چسبیدهاند و با دیدن این فیلمساز سخت به تعجب افتادهاند، برخورد کردهام. افرادی که توان درک و فهمیدن زندگی یک هنرمند را ندارند. افرادی که نمیفهمند چرا یک فرد میبایست زندگی خود را وقف هنر خود کند و در قبال آن کمترین سود مادی را به دست آورد. این افراد حتی توانایی فرق گذاشتن بین یک هنرمند واقعی که اثر هنری خود را نَه با نگاه مادی بلکه برای ارتقاء ارزشهای انسانی خلق میکند و از طرفی دیگر به ظاهر هنرمندانی که به هر حال از هنر بازاری خود به اندک سود مادی میرسند، ندارند. هنرمند بازاری از هنر خود به مانند ابزاری برای رسیدن به خواستههای مادی استفاده میکند، ولی یک هنرمند واقعی زندگی خود را صرف هنر و خلاقیتهایش میکند. کم نیستند کسانی که کارهای بی کیفیت و بیارزش را به نام هنر به خوردِ مخاطبان خود میدهند. بحث اصلی در این جا جدا نمودن سره از ناسره نیست، بلکه مطرح کردن برخورد و پیش داوری نادرستی است که بعضی از مردم نسبت به هنرمندان واقعی دارند. از دیدِ آنان حرکت این افراد که زندگی خود را وقف هنر این سرزمین کردهاند، حرکتی جنونآمیز است. اگر که تاریخ بشریت را نگاه کنیم، میبینیم کمتر هنرمندی بوده که در زمان خود قدر و ارج واقعی را دیده باشد. آنان همیشه زندگی دشواری داشته و با کار طاقت فرسا، میراث گرانقدری را از خود برای آیندگان به یادگار میگذارند. فرزندان این نسل در چند صد سال دیگر چه چیزی را از پدران خود به ارث میبرند؟ آیا ما غیر از آثار ارزشمند هنری که در قالبهای مختلف از چند هزار سال پیش تا کنون برای بشریت به یادگار مانده، چیز دیگری از پدران خود دریافت نمودهایم؟ آیا فردوسی، خیام، حافظ و مولوی و معماران گمنام آثار تاریخی و تمامی کسانی که به هر نحو و روشی از خود اثری بر جای گذاشتند، در روزگار خود ا رجگزاری به آثارشان را دیدند؟ اگر فرزندان نسلهای آینده بخواهند به پدران خود ببالند، مطمئن باشید همین آثار هنری است که برای آنان حفظ آبرو میکند. اگر که ملت ما در برابر دیگر ملل جهان سربلند است، به خاطر همین آثار ارزشمند هنری است که در طول تاریخ برای ما به یادگار مانده است. ولی متأسفانه در حال حاضر متولیان "فرهنگ و هنر" این استان کمترین بهایی برای تولید این آثار ارزشمند قائل نیستند. به راستی میبایست از سازمان محیط زیست قدردانی و تمجید فراوان شود که چنین آثار با ارزشی نظیر "کوخت" و "دیگران" را تهیه نموده است. در بیشتر مواقع فقط حضور افراد اندیشمند در این سازمانهاست که موجب تولید این آثار میشود و با آمدن چنین افراد صاحب ذوق و اندیشهای که حالا در هیأت یک مدیر کارآمد جلوهگر میشوند، اثرات مثبت بسیاری را میبینیم. ولی متأسفانه دیگر نهادها و ادارات دولتی اکثراً از حضور چنین افرادی بیبهرهاند. نتایج و عملکرد این مسئولین و ادارات فرهنگی استان را به خوبی میتوان ارزیابی کرد. مدیران برخی نهادها و اداراتی که متولی امور فرهنگ و هنر این استان هستند، نسبت به شرح عملکردشان در این چند ساله چه میتوانند بگویند؟ اگر که به گذشتهی خود نگاه کنند چند اثر شاخص فرهنگی را میتوانند مطرح کنند؟ آثاری که به نسبت هزینه و پولی که از بیتالمال صرف نمودهاند، بتواند آبروی آنان را در نزد آیندگان حفظ نماید. چرا میبایست عملکرد خود را در بر پایی نمایشگاههای سطح پایین هنری که البته هیچ مخاطبی هم ندارد و یا تولید آثار بسیار بیکیفیت هنری جستجو نمایند. مسئولین نهادهای فرهنگی، مسئولیت بسیار خطیری نسبت به دیگر نهادها و ادارات دولتی دارند. کم کاری یک مسئول در یک نهاد اقتصادی، شاید نهایتاً زیانهای مادی بر جای گذارد که اثرات آن برای مدت زمانی بر جای باشد، ولی کم کاری و بیسلیقگی و نداشتن ذوق و قریحه و آگاهی در یک مسئول حوزهی فرهنگ، تلاشیِ ساختارِ فرهنگیِ استان را در پی خواهد داشت. ارزش و شأن یک مسئول اندیشمند و مدیر لایق فرهنگی، هم طراز با یک هنرمند واقعی است. اگر که حمایتهای این قبیل مسئولین هم نبود، شاید همین اندک آثار فرهنگی و هنری هم باقی نمانده بود. به راستی که با این هزینههای میلیاردی که برای بخشهای مختلف اقتصادی و اجتماعی و حتی ورزشی میشود، جایگاه فرهنگ و هنر سالهاست که به دست فراموشی سپرده شده است. هزینهی تولید فیلمهای مستند ارزشمندی نظیر "کوخت" در طول سال، بخش ناچیزی از مجموع هزینههای صرف شده در استان است. فیلمی اینگونه که جدا از ارزشهای بالای هنری در راستای هشدار به مخاطبین خود در جهت حفظ حیات وحش و محیط زیست و خطراتی که استان بوشهر را تهدید میکند، سنگ تمام میگذارد. محیط زیستی که به شدت از چند جبهه در حال تخریب شدن است. هنرمند با این یادآوری و هشدار، وظیفهی انسانی خود را به جای آورده، بر ماست که به عنوان مخاطبین فیلم، اندکی بیشتر تفکر کنیم. |

طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه