![]() |
||||
|
|
||||
|
کلیشهها و نقیضههای مطبوعات محلیکلیشهها و نقیضههای مطبوعات محلی
برای سالزاد پیغام و دو دوست : رضا معتمد و علی هوشمند میتوان فهرست بلند بالایی را نوشت در آسیبها و کاستیهای مطبوعات کنونی استان بوشهر. میتوان نوشت: هنوز نشریات بوشهر از فقدان شکل و فرم حرفهیی رنج میبرند. میتوان نوشت: عوامل انسانی نشریات محلی جایگاه ژورنالیسم، تکنیکهای ژورنالیستی و نگاه رسانهیی معیار را به درستی هضم نکردهاند. میشود گفت و نوشت از سردبیری تا ویراستاری، از عکس تا خبر نویسی، از صفحه آرایی تا مقاله نویسی و بالاخره مدیریت رسانهیی بسیاری از مطبوعات این استان پر است از خطا و خامی. اما اینها همه، مصداقهایی هستند که با آموزش، سعی ورزیِ خانهی مطبوعات و البته خودِ روزنامهنگاران قابل حل است. سخن مفهومی عمیقتر اما این است که کلیشهها و نقیضههای رسانهیی در مطبوعات محلی به وفور قابل ردیابی است. از این رو نقد معرفت شناسانهی رسانههای نوشتاری در استان بوشهر، ضرورتی است که شاید تلنگری تحول خواهانه را پی اندازد. قدرت زدهگی در مطبوعات محلی خصیصهیی کاملاً فراموش شده است. خصیصهیی که در ناخودآگاه و بُنِ ذهنِ روزنامهنگار بوشهری خانه کرده است. پندارها و رفتارهای رسانهیی این گروه به گونهیی است که ناخواسته اسیر و گرفتار همان قدرت زدهگی است. تأثیرپذیری از بافت هژمونیک فرهنگ سنتی، نگرش غالب اجتماعی، علقههای تاریخی، کنش و واکنشهای سیاسی مهمترین نمودهای عینی آن است. این مسأله به شکلگیری نوعی پوپولیسمِ رسانهیی دامن زده است؛ پوپولیسمی که در آن روزنامه نگار صرفاً به عنوان سخنگوی عموم مردم است و بس. سخن گویی که به لحاظِ فلسفی در سطح واقعیت (Realite) عملِ اجتماعی حرکت میکند. ساده انگاری محض است اگر فکر کنیم قدرت تنها در سطح متمرکز و ملی پنهان شده است. منظورم از قدرت اما نه قدرت سیاسی (Political Power ) که همهی اشکال غالب، قاهر و جبارانهی فرهنگی، نگرشی و اجتماعی است. الزمات محلی بودن، گاه آن چنان روزنامه نگار بوشهری را زیر سلطهی مسلط عقدهها و عُلقههای محلیّت در آورده که سرپیچی از آن را به مثابه نوعی خودشکنی تلقی میکند. در دنیای مدرن، ژورنالیست صرفاً کار چاق کن و کارمند روزنامه و نشریهی خاص نیست که به مثابه یک کنشگر و یک فیلسوف اجتماعی عمل میکند. منظورم افتادن در دام نخبهگراییهای آکادمیک نیست، که منظور پیش برندگی و جریان سازیهای ذهنی و زبانی در سطح رسانه و مبادلات مدرن است. مطبوعات محلی در استان بوشهر، در این یک دهه (از دوم خرداد 76) که جامعهی ایران شاهد تغییر فاز گفتمانی بوده و گفتمانهای رسانهیی و نوشتاری دستخوش دگردیسیهای مثبت و مدرنی شده، چه قدر توانسته خود را از پندارههای «محلی زدهگی» نجات دهد؟ روزنامهنگاران بوشهری چه میزان توانستهاند در تولید باورهای بومی، انباشت نظریات بومی و مدل سازی در هنجارهای فرهنگیِ این دیار نقش تعیین کنندهی داشته باشند؟ من بر این باورم بسیار بسیار کم. در این یک دهه درست است که شاهد تحلیلها و چاپ مقالههایی دربارهی جهانی شدن، مدرنیسم، فمینیسم و فیلسوفان بزرگ جهان و … بودهایم، اما به راستی چه قدر در جهان بینی ذرهیی ما تفاوت حاصل شده است؟ چه قدر از آن نگاه محلهیی فاصلهگرفتهایم؟ در این جا نقیضهیی شکل میگیرد بدین مفهوم: آن جا که باید فرا محلی بیندیشیم به شدت محلی زدهایم و بلعکس. این پارادوکس به باور من بر ملا کنندهی کژ تابیهای معرفتی است که خود ریشه در آشفتگی ذهنیت بومی زده دارد. مدیریت رسانهیی در مطبوعات محلی، مبتنی بر روابط مهر پیوندی است (به تعبیر تونیس) و چنین روابطی نه تنها منجر به شکلگیری مبادلات مدرنِ رسانهیی نمیشود که آن روابط را در چنبرههای قومی و عشیرهیی محدود میکند. روابط سنتی در مبادلات حرفهیی، نتیجهیی جز باز تولید کلیشهها و تابوهای مقدّر محلی ندارد. نبودن تفاوت به معنای نداشتن محدودهها و مرزهای ذهنیتی و جهان بینیهای ویژهی جمعی است. این عدم تفاوت به صدای بلند میخواهد بگوید: ما همه یکی هستیم. و این آیا معنایی جز همان پوپولیسم رسانهیی را تداعی میکند؟ لازم نیست این تفاوتها در بنیادِ اندیشگی و نظام اعتقادی و جهان بینی جمعی باشد، میتواند تفاوت در رویکرد به مقولههای بومی باشد. اگر چنین باشد میتوان به تنوع و تکثری در تولید و راهبردهای توسعه و الگوهای عمل اجتماعی چشم داشت. کنشگری در جهان ما سخت محتاج خلاقانه نگریستن به زیستن است. بدون نگاه خلاقانه به زیست جمعی قادر به ایجاد الگوهای نیرو بخش در فازهای توسعهیی نخواهیم بود. نگاه خلاقانه نیز لزوماً از کلیشهها و ابتذال گریزان است. به یکنواختی تن نمیدهد. به روزمرگی نمیگراید. جای این پرسش جدی وجود داردکه متنهای مطبوعات بوشهر چه قدر از ابتذالِ روزمرگی در امان ماندهاند؟ چه قدر موفق به نوآوری در عرضهی کالاهای جذاب، مفید و عمیق فرهنگی بودهاند؟ کنشگران یا روزنامهنگاران این استان بدین خلاقیت دست نخواهند یافت، مگر با کلیشه شکنی در فرم و محتوا، در نگاه و نگرش، در بیان و زبان و در تکنیکهای جدید و نوین ارائهی مفهوم و نیز با تن ندادن به سنتهای سنگ شدهی محلهیی و ملی در سطح فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و رسانهیی. فراموش نکنیم که روزنامه نگاری خود عملی است قدرت گریز و پای کوشی در راه هضم و حل نشدن در مناسبات پیشا مدرن و این یعنی مفهومی جدید از پرولترهای محلی جهانی. |

طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
ـ ظرف چند روز گذشته تعدادی از بوشهریها که از اقدامات همقطارانشان در تهران و یزد و سایر جاها با اطلاع شده دست به کار شدهاند تا یک نیروی داوطلب را تشکیل دهند.