Nasir Boushehr Logo
 
جستجو:
 
سخن مدیر مسئول
سخنی با هیجدهمین استاندار بوشهر
طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
ضمن خیر مقدم و تبریک مسئولیت جدید مطالبی را با ایشان در میان گذاشته و انتظار دارد
که بدون در نظر گرفتن مسائل سیاسی و صرفاً برای رشد، توسعه و پیشرفت استان مد نظر قرار گیرد.

1ـ موقعیت استراتژیک مهم و با اهمیت استان بوشهر بارها و بارها تکرار شده و خسته از این تکرار ملال آور، ناگریز برای اطلاع استاندار جدید
[ 30/4/1387 ] [ ادامه ]

اوضاع و احوال بوشهر
اوضاع و احوال سیاسی ـ اقتصادی بوشهر
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه
”بالیوز“ انگلیس در بوشهر
قسمت صد و شصت و نهم
وشهر 28 آوریل 1907
1ـ اطلاعاتی که در محل از معین‌التجار ساکن در تهران دریافت شده حکایت از آن دارد که دولت ایران تصمیم گرفته
تا امتیاز تیول کلیه‌ی زمین‌های موجود را لغو کند و خود دوباره آنها را در دست گیرد.
2ـ در روز 21 ماه جاری گمرک بوشهر، که اطلاع یافته بود
[ 8 روز پیش ] [ ادامه ]

آلبوم عکس


چهارمین روز نوروز در بوشهر


 

عتیقه؛ بخشی از هویت تمدن

عتیقه؛ بخشی از هویت تمدن

چرا برخی عتیقه را با این‌که بخشی از هویت و شناسنامه یک جامعه متمدن است، کهنه و بی‌ارزش می‌دانند، تا جایی که این‌گونه می‌گویند که «این چیزها دیگر قدیمی شده و باید دور انداخت»، اما متوجه نیستندکه تنهاوسیله ارتباط با تاریخِ گذشته و فرهنگ جوامع همین آثار باز مانده از دوران اجدادی می‌باشد. ریزه‌کاری‌ها و نقوش رنگین و برجسته بر روی کاسه بشقاب‌های قدیمی، در بعضی موارد هم طرح‌های بسیار زیبا از انسان‌های ملبس به دوران حکومت پادشاهان چند قرن پیش، یا تابلوهای بسیار زیبای مینیاتوری که وقتی بر دیواره‌ی نمایشگاهی نظاره می‌کنیم غرق در ستایش انگشتان معجزه‌گر نقاش می‌شویم.
بیشتر این آثار و عتیقه‌ها آن قدر ارزشمند هستند که غالباً ارزیابی آن‌ها را غیر ممکن ساخته است. بنابراین، تصورات این کج خیالان و بد اندیشان در این باره بی‌اثر است. عتیقه‌‌جات، آثار باستانی و‌ آن‌چه را که در دل خاک نهان بوده و پس از جستجوی فراوان خارج شده و پس از شناسایی و بررسی به نوعی خاص به نمایش گذاشته، وقتی به تماشای آن‌ها ایستاده و با دقت به ریزه‌کاری‌های آنها می‌پردازیم ـ ضمن این‌که اشیاء تداعی کننده‌ی دوران خاطره انگیز سال‌ها‌ی خیلی دور و گذشته هر جامعه می‌باشد ـ می‌توان گفت تقریباً تاریخ و یا شناسنامه دورانی مطالعه می‌شود و هویت جامعه‌ای آشکار می‌گردد. افرادی هم هستند که چندان شوقی به گذشته ندارند اما تصور می‌شود گاهی هم که به تاریخِ گذشته‌ی خود نظری می‌اندازند مسلماً نسبت به عوامل و آثاری که از دوران خاطره انگیزشان در برابر خویش مجسم می‌نمایند به نوبه‌‌ی خود شور و احساس دیگری دارند. افرادی که در زندگی روزمره‌ی آن‌ها، دلبستگی و علاقه به زیبایی نقش مؤثری دارد، چشمان‌شان همواره به دنبال انتخاب اشیایی‌ست که طالبش می‌باشند و آثار گذشتگان را بخشی از زندگی خود می‌دانند. اگر در هر جا هر چیزی از گذشته را مشاهده نمایند تا ریشه و هویت اصلی آن را بررسی نکرده و پی به منشأ آن نبرند آرام نخواهند گرفت.
از بیست و پنج قرن پیش تا کنون شاهان و حاکمان ایرانی هر زمان از برخوردها و کشمکش‌ها آسوده می‌شدند و فراغتی می‌یافتند و ملت را در رفاه و آسایش می‌دیدند به گردآوری نفائس کوشش می‌نمودند، چنان‌ که شکوه و عظمت گنجینه‌های شاهان ساسانی ـ از جمله خسرو پرویز ـ مؤید این مرحله از سابقه‌ی فرهنگی و تمدن میهن می‌باشد. همچنان دول اسلامی کشورمان نیز به نوبه خود در گردآوری نفائس جدی و کوشا بودند و با سپری شدن قرن‌ها و کشمکش‌های گوناگون، آثاری از آن میراث گرانبها به جا گذاشته‌اند که همچنان نگهداری می‌شود. دوران کشورداری پادشاهان صفوی و گسترش و نفوذ پی در پی آنان به ویژه شاه عباس بزرگ موجب گرد آوردن مجموعه‌‌ای نفیس در دربار ایران شد و همین امر سبب ثبت و ضبط این نفائس گردید و در نگهداری آنها از هیچ کوششی دریغ نکردند. البته نفائس و گوهرهای گرانبهایی هم در اثر حمله بیگانگان به ایران به تاراج رفت، هر چند نادر شاه افشار هم در بازپس گرفتن آنان از پای نایستاد و در تعقیب آنان همت گماشت و سرانجام مقدار قابل توجهی از غنائم به غارت رفته را باز پس گرفت و هم اکنون این میراث گرانبهای اجدادی ملت ایران در خزانه‌ ملی حفظ و حراست می‌شود.
همان‌گونه که هرکشور دارای موزه‌های متعددی در تمام شهرها بوده و میراث اجدادی و تاریخی گذشتگان در آن‌جا نگهداری می‌شود و در طول سال بازدیدکنندگان بی‌شماری از کشورهای دیگر جهان به عنوان محقق، تاریخ نگار، توریست و باستان شناس از این موزه‌ها بازدید می‌کنند و افتخارات پیشنیان را مطالعه می‌نمایند، خانواده‌های علاقه‌مند و بی‌شماری هم در کشور وجود دارند که عتیقه‌ها و اشیاء بسیار گرانبهای قدیمی خود را در گوشه‌ای از اتاق پذیرایی و در گنجه‌ای به عنوان موزه‌ای کوچک جای داده، چنان‌که در گذشته برای نگهداری و به نمایش گذاشتن این‌گونه اشیاء از طاقچه استفاده می‌نمودند. چند طاقچه در قسمت پایینی اتاق و تعدادی هم در قسمت فوقانی که هنوز هم در پاره‌ای از خانه‌های بسیار قدیمی که بنای آن را تغییر نداده‌اند به همان شکل قدیمی خود آراسته‌اند.
در نگهداری عتیقه‌جات، پاره‌ای زنان و مردان هستند که همیشه به دنبال خرید اشیاء قدیمی‌اند و چنان دکوراسیون اتاق خود را مزیّن می‌سازند که چشم هر بیننده‌ای را خیره می‌نماید. پاره‌ای هم در کنار این نوع اشیاء، علاقه‌مند به کتاب‌ها و دست نوشته‌های قدیمی گذشتگان هستند که آثار خوشنویسان قدیمی را به تماشا بگذارند و زینت بخش خانه‌ی‌ خود نمایند. وقتی در گوشه‌ای از اتاق، گرامافون قدیمی با بوق بلند گوی بزرگش و صفحه‌ای قدیمی را تماشاگرم، از خود می‌پرسم که سازنده‌ی این دستگاه برای پخش تصنیف و ترانه چه سلیقه و ابتکاری به کار گرفته و با چه اندیشه و تفکری در آن زمان این وسیله را اختراع نموده است.
همان گونه که مشتاقانی به ریزه‌کاری‌های جعبه‌ی خاتم‌کاری یا سینی و بشقاب قلمکاری خیره می‌شوند و از ذوق و استعداد سازندگان‌شان لذت می‌برند، کسانی هم هستند که خط نوشته‌های هنرمندی که کتابی را با قلم و انگشتان معجزه‌گر به رشته‌ی تحریر درآورده ستایش می‌کنند. مشتاقان هنر موسیقی هم وقتی آهنگی با صدای خواننده‌ای قدیمی می‌شنوند ضمن لذت بردن از آن صدا و آهنگ دوران خاطره انگیز گذشته‌شان را هم مرور می‌کنند. تصنیف‌هایی که از حنجره‌های طلایی و نوای موسیقی گذشته به گوش می‌رسد خود عالمی با صفا و عشق دارد، اگر چه اکثریت آن زنده‌یادان و نوازندگان به زیر خاک خفته‌اند، اما هنر دوستان و خوش ذوقان امروز در نگهداری و حفظ آثار آن صفا دهندگان و گرمی بخش مجلس نشینان از هیچ کوششی دریغ نداشته و همواره سعی دارند اگر جسم و جان آنان به زیر خاک خفته اما صدایشان و هنرشان ماندگار بماند. جسم می‌میرد و می‌پوسد و خاک می شود، اما آثار هنری می‌مانند و خالقان‌شان‌ نیز با این آثار ماندگارند.