![]() |
||||
|
|
||||
|
قابل توجه مسئولان سازمان آموزش و پرورش استان بوشهر:رهروان شرمنده در پیشگاه حقیقت!قابل توجه مسئولان سازمان آموزش و پرورش استان بوشهر:رهروان شرمنده در پیشگاه حقیقت!
ش ـ ع با این که نزدیک به یک ماه از انتخاب رشته دانشآموزان مجاز شده در آزمون سراسری سال 1386 میگذرد، ولی هنوز پس لرزههای آن، باعث اظهارنظرهای وهم انگیز و غیر کارشناسانه مسئولان سازمان آموزش و پرورش استان بوشهر در جلسات رسمی و غیر رسمی میشود. چنان که گویی با نوعی فرافکنی، قصد دارند تا خود را از مظان اتهام در دادگاه اذهان عمومی دور سازند. در این مجال اندک قصد بر آن است تا مروری بر عملکرد سازمان آموزش و پرورش استان در زمینه آماده سازی همه جانبه دانشآموزان استان، برای حضور موفقیت آمیز آنها در آزمون سراسری سال تحصیلی گذشته داشته باشیم، تا بر اساس رتبههای به دست آمده دانشآموزان، مشخص شود که آیا سازمان به اهداف از پیش تعیین شده ی خود دست یافته است یا خیر. در یک نگاه گذرا به مصاحبهها و سخنرانیها و نوشتههای مسئولان دست اندر کار، این ذهنیت ایجاد میشود که گویی آنان با اطمینان بر این باورند که همه ی اهداف محقق شده است و حتی در القای آن نیز اصرار میورزند؛ ولی با اندکی تأمل ـ البته به دور از هر گونه غرض ورزی ـ متوجه میشویم که نه تنها به اهداف کلی یک ساله در سطح استان دست نیافتهایم، بلکه با نوعی رکود و سکون حتی در مواردی نزول نیز روبه رو بودهایم. در سال تحصیلی گذشته مبالغ هنگفتی ـ بنا به گفته مسئولان امر در حدود چهار میلیارد و سیصد میلیون ریال و البته با اطلاع استاندار ـ از طرف منطقه ویژه اقتصادی (پارس جنوبی) به موضوع آماده سازی همه جانبه دانشآموزان استان، برای حضور موفقیت آمیز آنها در آزمون سراسری سال تحصیلی 86 ـ 85 اختصاص مییابد ـ البته این، علاوه بر هزینه کرد مستقیم خود سازمان آموزش و پرورش است ـ تا در این زمینه صرف شود. اما در مقایسه با این هزینه کرد، نتیجه حاصل شده چه بوده است؟! اولین اقدام مسئولان امر برای حصول نتیجه موفقیت آمیز، بهرهگیری از استادان به اصطلاح پروازی تهرانی تراز اول ـ البته به قول خودشان ـ و مشاوران عالی رتبه و ممتاز کشور در زمینه ی کنکور ـ باز هم بنا به قول مسئولان ـ است. اکنون این سؤال مطرح است که معیارهای انتخاب آن استادان چه بوده است و اساساً کدام موارد موفقیت آمیز در کارنامه ی آن بزرگواران وجود داشته است که مسئولان امر با این همه جرأت، آنان را به زحمت انداخته به این دیار میآورند تا با سرنوشت جمع کثیری از آینده سازان ما بازی شودو واقعهای بی علاج را رقم زنند. چنان که آمد مسئولان بارها و به تکرار از موفقیت آمیز بودن برنامه ی خود در حصول اهداف سخن میگویند. به راستی این همه با اطمینان خاطر در این خصوص سخن گفتن از کدام استدلال و بر مبنای کدام آمار سرچشمه میگیرد؟ کدام مدرک مستند در این مورد بهتر از کارنامه ی علمی دانشآموزان است؟ ما در مرکز استان حتی یک رتبه ی دو رقمی نداشتهایم، و رتبههای سه رقمی هم در گروههای آزمایشی مختلف در شهرستان بوشهر به تعداد انگشتان دو دست نمیرسد. در شهرستان و مناطق دیگر نیز وضعیت به همین منوال است. شهرستان دشتستان حتی یک رتبه ی دو رقمی در گروه آزمایشی ریاضی نداشته است که این بر خلاف هر سال بوده است. البته در گروه آزمایشی تجربی مدارس نمونه ی نجابت و دکتر حسابی پنج نفر رتبه ی دو رقمی داشتهاند که شاید این امر بتواند شانس مسئولان را در امر پاسخگویی بالا ببرد،ولی بایستی گفت که بر اساس نتایج سالهای گذشته، این دو آموزشگاه در سالهای گذشته نیز دانشآموزانی با همین رتبههاداشتهاند.در شهرستان گناوه تنها یک نفر رتبه ی قابل توجهی حاصل کرده است و در دیّر و جم نیز هر کدام یک نفر. این وضعیت اسفبار ما در مناطق و شهرستانهای چهاردهگانه ی استان است. آیا واقعاً استعداد استانی ما در همین حد و اندازه است؟ آیا باید این آمار نا امید کننده را به حساب موفقیت گذاشت؟ استانی که در سالهای متمادی گذشته، خاستگاه نیروهای انسانی موفق با کارنامههای درخشان بوده است ـ گواه این مدعا کارنامههای سالهای گذشته ی دانشآموزان این دیار، و تقدیر و تشویق نامههای دانشگاههای معتبر علمی کشور از مدارس ماست که بر دیوار دفاتر دبیرستانها جلوهگری میکنند ـ چرا باید با عملکرد نادرست مسئولان، اکنون به چنان گردابی گرفتار شود که با این وضعیت ناگوار رو به رو گردد. چرا دیگر از توفیق دانشآموزان مدارسی که در سالهای گذشته با قبولی صد در صد آن هم در دانشگاههای معتبری چون صنعتی شریف، امیرکبیر، تهران، شهید بهشتی و … باعث افتخار مردم استانمان میشدند،دیگر خبری نیست؟! به راستی چه شده است که بعضی از دانشآموزان نمونه و تیز هوش ما حتی مجاز به انتخاب رشته هم نمیشوند؟! مراجعه به کارنامهی بعضی از دانشآموزان مدارس نمونه و تیز هوشان سند این مدعاست. مشکل کیست و چیست؟ دانشآموز است؟ خانوادههاست؟ برنامهاست؟ یا ناتوانی مسئولان در اجرای برنامه؟ درباره دانشآموزان شایان ذکراست که گاهی اوقات در جلسات مطرح میشودآنها بیانگیزه هستند و اصلاً اهل کنکور نیستند. این مطلب جایگاه و وجهه علمی ندارند. جنب و جوش دانشآموزان برای حضور در کلاسهای درس به مراتب بیش از هر زمانی دیگر شده است. مراجعه ی دانشآموزان به آموزشگاههای آزاد علمی در مرکز استان و شرکت در کلاسهای کنکور و مقایسه آن با سالهای گذشته، بیانگر این واقعیت است که جدیت آنها اگر از زمانهای گذشته بیشتر نباشد، کمتر هم نیست. در مورد خانوادهها نیز باید اذعان کرد که آنها نسبت به گذشته به مراتب حساستر و مسئولیت پذیرتر شدهاند. آنان خود را به آب و آتش میزنند تا سرمایههای زندگیشان به هدر نرود. مصداق بارز این ادعا نیز اهتمام خانوادهها و حساسیت آنها برای انتخاب دبیران مدارس نمونه ی تیز هوشان و غیر است. در خصوص برنامهریزی نیز ما مشکل خاصی نداشتهایم. گاهی اوقات برنامهها آن چنان آرمانی به نظر میرسند که گویی میخواهیم جای استان یزد را در کشور اشغال کنیم،ولی نتیجه عکس اتفاق میافتد. در اجرای برنامه سلیقههای شخصی را در به کارگیری نیروها دخالت میدهیم. تفکرات دوره ی پارینه سنگی هنوز در ذهن مسئولان ذی ربط موج میزند. نگرش باطلی که هیچ گونه انعطاف و تحولی در آن دیده نمیشود. مسئولان آموزشی ما قلههای سترگ خودمان را "تپه" میدانند و مینامند و تپههای دیگران را "اورست" معرفی میکنند! جای دبیران توانمند و خوب ما در کلاسهای کنکور یا بسیار کم رنگ بود و یا اگر حضور داشتند هیچ گونه انگیزهای برای استمرار همکاری آنها ایجاد نشد. به دبیران درجه ده تهرانی، خروار خروار پول دادیم اما سازمان هنوز حق الزحمه ی دبیران بوشهری را که در کلاسهای کنکور حضور داشتند، به طور کامل پرداخت نکرده است. خوب است که مسئولان سازمان آموزش و پرورش با بیانی شفاف و روشن چگونگی هزینه کردن آن چهارصد و سی میلیون تومانی که در واقع سرمایه ی دانشآموزان این استان بوده است به اطلاع افکار عمومی برسانند تا هر گونه ابهامی بر طرف شود. به عنوان نمونه آقای مشاوری که از تهران میآمده و دانشآموزان معدل بالای ما را به اصطلاح هدایت میکرده، کدام تخصص مشاورهای داشته است؟ آیا انصاف است که ما اولیای دانشآموزان را به بهانه ی محروم بودن!! از واقعیت دور سازیم؟ چگونه به خود جرأت میدهیم که سرنوشت دانشآموزان مطرح استان را در مشاوره کردن به دست کسی بسپاریم که دبیر شیمی است، ولی او را به عنوان مشاور به اولیا و دانشآموزان معرفی میکنیم و مبالغ هنگفتی از این بابت نصیب وی میکنیم ـ به استناد مدارک موجود در آموزشگاه ـ و حتی برای وی کلاس ضمن خدمت مهیا میکنیم؟! مسئولان در سخنرانیهای خود پیوسته از تقویت علمی دانشآموزان به عنوان یک موفقیت! سخن میگویند و در تحقق این توفیق ـ که صد البته موهوم است ـ از دبیران تهرانی آن چنان تعریف و تمجیدی به عمل میآوردند که … و اما دریغ از یک ذره تشویق از دبیران استانی که سالیان سال زحمت کشیده و میکشند. جالب این جاست که بعضی از دبیران ما حتی در کشور همتایی ندارند و از طراحان سؤال در سطح کشوری هستند. آن زمان که رتبهی تک رقمی داشتیم از کدام دبیر بومی تقدیر شد؟ آنگاه که رتبههای دو رقمی داشتیم از کدام دبیر سپاس به عمل آمد؟ آن هنگام که در سال تحصیلی گذشته مسئولان آموزش و پرورش استان و شهرستان بوشهر در جلسهای از دانشآموزان متمایز تقدیر کردند ـ که در جای خود ستودنی است ـ از کدام دبیر نامی به میان آمد؟ باری استان ما با این همه تواناییهای موجود و دانشآموزان خلاق فعل توانستن را میتواند به خوبی صرف کند. پس اندکی به خود بیاییم و از این پیلهای که به درون آن خزیدهایم به درآییم و درست بیندیشیم. تفکرات قدیم و کهنه را دور بریزیم. از نیروهای جوان و فعال و پرکار استان استفاده کنیم و خودباوری را در آنها تقویت کنیم. به آنها ارزش و اعتبار ببخشیم تا بتوانیم در آینده برای استان خود در سطوح ستادی و اجرایی نیروی انسانی کار آمد تحویل دهیم و سال تحصیلی جدید را با فرمایشات گهربار مقام معظم رهبری و هدایتهای عالمانه ریاست محترم جمهوری آغاز کنیم و برای داشتن آموزش و پرورشی پویا و با نشاط از همهی ظرفیتها به خوبی استفاده کنیم تا موفقیت دانشآموزان که سرمایههای اصلی ما هستند را به همراه داشته باشد. |

طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه