Nasir Boushehr Logo
 
جستجو:
 
سخن مدیر مسئول
سخنی با هیجدهمین استاندار بوشهر
طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
ضمن خیر مقدم و تبریک مسئولیت جدید مطالبی را با ایشان در میان گذاشته و انتظار دارد
که بدون در نظر گرفتن مسائل سیاسی و صرفاً برای رشد، توسعه و پیشرفت استان مد نظر قرار گیرد.

1ـ موقعیت استراتژیک مهم و با اهمیت استان بوشهر بارها و بارها تکرار شده و خسته از این تکرار ملال آور، ناگریز برای اطلاع استاندار جدید
[ 30/4/1387 ] [ ادامه ]

اوضاع و احوال بوشهر
اوضاع و احوال سیاسی ـ اقتصادی بوشهر
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه
”بالیوز“ انگلیس در بوشهر
قسمت صد و هشتاد و سوم بوشهر
7 ژوئیه 1907
9ـ کشتی «تیوتونیا» در ساعت 15/2 روز ششم از بصره برگشت و در ساعت 9 بعد از ظهر بوشهر را ترک کرد. این شناور کالایی را در بوشهر بارگیری نکرد.
10ـ کشتی «آسی‌ریا» در ساعت 15/2 بعد از ظهر روز هفتم از بصره برگشت.
ج. اچ. بیل
معاون اول نماینده سیاسی
«مسؤول وظایف جاری»
[ 5 روز پیش ] [ ادامه ]

آلبوم عکس


عكس مراسم يازدهمين سال انتشار نصير بوشهر - گروه موسيقي ديار(3)


 

حکایت "شفیعی" و آهنگر بلخی!

حکایت "شفیعی" و آهنگر بلخی!
بالاخره بعد از مدت‌ها سکوت و اضطراب ناشی از پیگیریِ ماجرای برداشت 20 میلیون
تومان از 100 میلیون تومان مبلغ مربوط به خرید آثار هنرمندان، شفیعی ـ مدیر کل ارشاد بوشهر ـ به شکلی عجیب و شتاب‌زده به اتهام زدایی از خود پرداخت.
وی که از زمان پیگیری این ماجرا توسط "نصیر"، قصد دارد به هر قیمت، خود را از این بحران خارج سازد، اخیراً در نشریه اش ـ دریای جنوب ـ سکوتِ برخی مطبوعات و هنرمندان را به مثابه حمایت از خود تلقی کرده، غافل از این که هر "سکوتی" نشانه ی اعلام رضایت و حمایت نیست و در این موارد شاید " سکوتی سرشار از ناگفته ها" باشد. واقعیت این است که او در این بحران، فقط باید به ساپورت شدن از سوی یک نشریه‌ی هم سو دلخوش باشد.
در هفته‌های اخیر، درباره ی برداشت 20 میلیون از مبلغ 100 میلیون تومان مربوط به خرید آثار هنرمندان، مطالبی در هفته نامه‌ی "نصیر" منتشر گردید که در نتیجه "شفیعی" را به واکنش واداشت. وی با توسل به شیوه ی تاریخ گذشته‌ی "فرافکنی" و "مظلوم نمایی"، پیگیری مسئولانه در این راستا را "تخریب فعالیت‌های اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی" عنوان کرده و به جای پاسخگویی منطقی، بازیِ کودکانه‌یِ" کی بود، کی بود، من نبودم" به راه انداخته است و در این بازی، با ایما و اشاره مدیریت پیشین را "آهنگر بلخ" معرفی می کند و خود را "مسگر شوشتر"!
در هر حال شفیعی باید پاسخگوی این ابهامات باشد که: او که وظیفه داشته این مبلغ 100 میلیون تومان را صرفاً برای خرید آثار هنرمندان هزینه کند ـ به فرض که بر اساس ادعای او، دادگاه 20 میلیون تومان را از حساب ارشاد برداشت کرده باشد ـ چرا و با چه هدفی اصرار دارد به هنرمندان بقبولاند که این مبلغ از آن 100میلیون اهدایی برای پرداخت حقوق کارمندان روز مزد ارشاد برداشت شده، در حالی که حقوق کارمندان ارشاد از سوی وزارتخانه تأمین می‌شود و این مبلغ صرفاً برای خرید آثار هنرمندان بوده و هزینه شدن آن در هر مورد دیگر به هر بهانه‌ای غیر قانونی‌ست.
شفیعی راهی ندارد جز آن که به دور از جَوسازی و فرافکنی و وارونه نمایی حقایق، پاسخ گوی افکار عمومی به خصوص هنرمندان باشد. او مؤظف است شرح هزینه کردِ مبلغ برداشت شده و 80 میلیون تومان باقی مانده را به شکلِ مستند و با ریزِ جزییات در مطبوعات منتشر نماید و گرنه هم چنان ابهامات درباره ی ادعا ها و عملکرداو باقی خواهد ماند. شفیعی بالاخره این نکته را هم باید بفهمد که با طرح مسائل جعلی و انحرافی نه قادر خواهد بود نقش یک قربانی بی گناه با کاراکترِ "مسگر شوشتری" را بازی کند و نه می‌تواند نویسنده‌ی به زعم او "کینه‌توز" را از نشر حقایق منصرف سازد. این نکته را آن نویسنده ی هم سایه به نگارنده ی این متن گفت و ضمناً تأکید کرد: این گوی و این میدان!