Nasir Boushehr Logo
 
جستجو:
 
سخن مدیر مسئول
سخنی با هیجدهمین استاندار بوشهر
طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
ضمن خیر مقدم و تبریک مسئولیت جدید مطالبی را با ایشان در میان گذاشته و انتظار دارد
که بدون در نظر گرفتن مسائل سیاسی و صرفاً برای رشد، توسعه و پیشرفت استان مد نظر قرار گیرد.

1ـ موقعیت استراتژیک مهم و با اهمیت استان بوشهر بارها و بارها تکرار شده و خسته از این تکرار ملال آور، ناگریز برای اطلاع استاندار جدید
[ 30/4/1387 ] [ ادامه ]

اوضاع و احوال بوشهر
اوضاع و احوال سیاسی ـ اقتصادی بوشهر
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه
”بالیوز“ انگلیس در بوشهر
قسمت صد و هفتاد و پنجم
4ـ در روز یازدهم یک ایستگاه قرنطینه در مشیله تأسیس گردیده تا هر کسی را که بخواهد در کرانه‌های دورافتاده پیاده شود و آنگاه بکوشد از راه خشکی وارد بندر گردد به دام اندازد.
تا روز نوزدهم، شانزده مورد ابتلا به طاعون همراه با سه مورد مرگ و میر در جزیره‌ی قرنطینه رخ داده است. در روز هیجدهم از دولت ایران دستوراتی دریافت گردیده
[ 19/8/1387 ] [ ادامه ]

آلبوم عکس


ليگ فوتبال استان بوشهر -بازي سايپا برازجان وگاز جم


 

روابط هلندی‌ها با خلیج‌فارس

روابط هلندی‌ها با خلیج‌فارس
نوشته : ویلم فلور قسمت دوازدهم
ابریشم ایران‌: کجا و چقدر این محصول تولید می‌گردید؟
پیش از آن‌که به ماهیت مسأله‌ای که همه‌ی گروه‌های علاقه‌مند به تجارت ابریشم (دولت، تجار محلی و شرکت‌های بین‌المللی) با آن مواجه بودند، بپردازیم ضروری است راجع به محل تولید ابریشم در ایران و نوع و کیفیت آن، توضیح داده شود. ابریشم در سرتاسر ایران تولید می‌گردید، اما به طور ویژه و به مقدار زیاد در مناطقی واقع در شمال ایران و به انواع گوناگون تولید می‌گردید. ارداسه «ARDASSE» که به عنوان VOLTE CORDE، ABBLACO و KANNEKIE48، هم شناخته می‌شود و نیز انواع متعدد دیگری که از آن‌ها به نام یاد می‌شود و ظاهراً تا حدی به کیفیت یا خاستگاه آن‌ها اشاره می‌شود در شیروان، سیگان، شماخی، گنجه، بردا و ارس ـ به نقل از منابع هلندی ـ تولید می‌گردید.49 در منابع انگلیسی آمده است که نوع «Ardas» درجه اعلا، نوع «Ardaset» درجه دوم و نوع «Kanarie» درجه سوم بوده است.50 نوع «Legie» در ایالات خزر کشت می‌گردید.51 به نقل از منابع هلندی نوع اعلا در رشت تولید می‌شد. سایر مراکز تولید هم قره‌باغ، لاهیجان، مازندران و فرح‌آباد بوده است. در دو منطقه اخیر نوع ویژه‌ای ابریشم تولید می‌گردید که فاقد نخ، نامرغوب و نازک بود و به سالواتیکا «SALVATIKA» شهرت داشت. کیفیت محصول فرح‌آباد بهتر از محصول مازندران بود.52 سایر مراکز تولید، اما کم‌اهمیت‌تر، در خراسان بود که در آن‌جا ابریشم فوق‌العاده مرغوبی کشت می‌گردید. این نوع برای استفاده در خود ایران تولید می‌گردید، هرچند مقداری به هند صادر می‌شد و از آن برای بافت قالی‌های ابریشمی و صنایع نساجی استفاده می‌گردید.53 سرانجام مقدار کمی ابریشم هم در سایر جاهای ایران، ولی عمدتاً در کرمان، طبس و یزد، تولید می‌گردید. ابریشم تولیدی مناطق کلاً به مصرف صنایع داخلی می‌رسید54 طوری که از ایالات خزر هم وارد می‌گردید، برای مثال به یزد.55 ابریشم خام حتا در خوزستان هم به عمل می‌آمد.56 اصطلاحات Ardaesse و Legie عمدتاً در مراحل آغازین تجارت اروپایی‌ها با ایران به کار می‌رفت. در سال 1638 هلندی‌ها برای نخستین بار از انواع ابریشم، با اصطلاحات دیگری سخن به میان آوردند. نخست آن‌که از «شعربافی» به عنوان ابریشم درجه اعلا یاد کردند. نوع دیگری که به آن اشاره کردند ابریشم «کدخداپسند» است که از نظر کیفیت درجه دوم بود و به احتمال همانند نوع Ardaesse می‌باشد. همین ابریشم درجه دوم بود که «واک» در نیمه دوم قرن 17 ترجیح می‌داد، آن را به دست آورد. نوع درجه سوم، ابریشم موسوم به «خرواری» بود که همانند ابریشم نوع « Legie» است و «واک» در اوایل نیمه اول قرن 17 آن را برتر می‌شمرد.57 راجع به مقدار تولید ابریشم در ایرانِ قرن 17 ارقام بسیاری توسط نویسندگان معاصر ارایه گردیده است، اما همان‌گونه که «هرزیگ» نشان داده، آثار این نویسندگان پر از تناقض‌گویی می‌باشد. ارقامی که اغلب از همه بیشتر به آن‌ها استناد می‌شود، ارقامی است که توسط «اولوریس» و «شاردن» ارایه گردیده است. اولوریس تولید ابریشم ایران را 20.000 عدل یا 1900 تن تخمین زده در حالی‌که برآورد شاردن 3760 تن می‌باشد. این برآوردها گزافه‌گویی است، زیرا در یک گزارش انگلیسی‌ها به سال 1618 تولید ابریشم سالانه ایران فقط 1082 تن (386000 من هاشم) برآورد شده و در سال 1622 نیز انگلیسی‌ها بر این باور بودند که ایران 7500 عدل یا بیش از 1.000 تن ابریشم صادر کرده است.58
در سال 1621 مدیران 17 نفره واک تخمین زدند که صادرات ابریشم ایران حدود 6000 عدل یا 1.680.000 پوند است. این برآورد احتمالاً بر مبنای اطلاعاتی استوار بود که آن‌ها از منابع انگلیسی به دست آورده بودند.
برآورد آن‌ها بر اساس مقدار ابریشم ایران که هر ساله در اروپا به فروش می‌رفت، استوار بود و برابر اطلاعاتی که به دست‌شان رسیده بود، این مقدار به شرح زیر بوده است:
هلند 500 عدل
انگلستان 600 عدل
ونیس (ونیز) 1600 عدل
ژنوا، لوسیا، مسینا، فلورانس 400 عدل
مارسیل 3000 عدل
جمع کل 6100 عدل
بر اساس دیگر برآوردهای معاصر، تولید ابریشم ایران از این مقدار هم حتا کمتر بوده است. «سرجان ولتسن هوم» کل واردات ابریشم ایران به اروپا را 4000 عدل یا 1.120.000 پوند تخمین زده است. «مان» یکی از مدیران «ایک» حتا محافظه‌کارتر بوده و مصرف سالانه‌ی ابریشم ایران در اروپا را فقط یک میلیون پوند برآورد کرده است.59 به موجب داده‌های ونیزی‌ها، «استیترگارد» به این نتیجه رسیده بود که حتا برآورد کم «مان» هم بسیار بالا است زیرا در آغاز قرن 17 بازار اروپا احتمالاً حدود 500.000 پوند ابریشم محصول آسیا مصرف می‌کرده است.60 این رقم با چشم‌انداز مقدار صادراتی مطابقت دارد که ظاهراً شاه عباس اول در مذاکرات‌اش با انگلیسی‌ها در سال 1617 تلویحاً به آن اشاره کرده است ـ حدود 3000 عدل.61 «ادموند هرزیگ»، این داده‌ها و داده‌های زیاد دیگری، به طور مفصل مورد بحث و تبادل نظر قرار داده و به درستی نتیجه گرفته که این داده‌ها چندان برای مورخین قابل استفاده نمی‌باشد.62 با فرض این‌که «هرزیگ، راجع به تولید ابریشم ایران فقط به یک برآورد هلندی دسترسی داشته و احتمالاً آن را موفق‌تر از سایر منابع شمرده باشد، راقم این سطور ـ به منظور هرچه بیشتر روشن شدن موضوع ـ داده‌های هلندی دیگری را هم مورد بحث و تبادل نظر قرار می‌دهد. مطابق یک گزارش هلندی به سال 1663 ـ که با ده سال تجربه در تجارت ابریشم و چند بار سرکشی از مناطق تولید این محصول به رشته‌ی تحریر در آمده ـ تولید سالانه‌ی ابریشم در ایران به شرح زیر بوده است:
گیلان 2.100عدل
فرح‌آباد مازندران 250 عدل
گرجستان، قره‌باغ، گنجه 300 عدل
حاصل جمع 2800 عدل
از این مقدار توسط صنعتگران ابریشم در گیلان 150 عدل، در رشت و خراسان 600 عدل و در اصفهان و لار 250 عدل، مورد استفاده قرار می‌گرفت ـ که مورد اخیر به‌خصوص حائز اهمیت بود. بنابراین در مجموع سالانه حدود 1000 عدل به مصرف صنعت ابریشم در ایران می‌رسید. هلندی‌ها به این نتیجه رسیده بودند که هر سال فقط مقدار 1500 عدل صادر می‌گردید. با وجود این چنین می‌نماید که این برآوردِ تولید چندان مطابق با واقع نباشد، زیرا مقدار ابریشمی که در خراسان، طبس، کرمان، یزد و سایر جاها تولید می‌گردید ـ و بیشتر هم در محل به مصرف می‌رسید ـ محاسبه نگردیده است. از این گذشته، نویسنده‌ی گزارش مقدار ابریشمی که ارامنه از طریق لوانت به خارج صادر می‌کردند ـ و مقدار آن هم از آن‌چه اشاره شده بیشتر بوده است ـ کم اهمیت جلوه داده است. شاید شور و اشتیاق او برای به وجود آوردن این گمان ـ دایر بر این‌که او در کسب انحصار صادرات ابریشم ایران فردی موفق بوده ـ علت این امر بوده است. با همه‌ی این‌ها، به احتمال قوی منبع اطلاعاتی او راجع به تولید و صادرات ابریشم محصول قفقاز (شروان و قره‌باغ) و نیز صادرات ابریشم توسط تجار ارامنه نسبت به سایر مناطق ایران کمتر قابل اعتماد بوده، زیرا او خود در آن‌جا حضور نداشته است.64